به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
آمار بازدید
بازدید امروز: 22,032
بازدید دیروز: 25,108
بازدید هفته: 63,418
بازدید ماه: 376,219
بازدید کل: 30,786,757
افراد آنلاین: 72
تقویم و تاریخ
دوشنبه ، ۲۰ مهر ۱٤۰۵
Monday , 12 October 2026
الاثنين ، ۱ جمادى الأول ۱٤٤۸
مهر 1405
جپچسدیش
321
10987654
17161514131211
24232221201918
302928272625
آخرین اخبار
1884 - وقتی «رؤیای ترامپ» با مین واقعیت‌ها در هرمز منفجر می‌شود ۱۴۰۵/۰۷/۱۹

خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و .... 

۱۴۰۵/۰۷/۱۹

وقتی «رؤیای ترامپ» با مین واقعیت‌ها در هرمز منفجر می‌شود 

در حالی که مسئولان کاخ سفید و رسانه‌های آمریکایی از «عبور شبانه ۱۴ تا ۲۲ میلیون بشکه نفت» و «کنترل کامل» بر تنگه هرمز سخن می‌گویند، آتش‌سوزی نفتکش‌ها، هشدارهای رادیویی سپاه پاسداران به کشتی‌های لنگرانداخته در رأس‌الخیمه، و رسیدن قیمت نفت به مرز ۱۴۰ دلار طبق گفته رئیس آرامکو، تصویری کاملاً متفاوت از واقعیت ترسیم می‌کند.
سازمان عملیات تجارت دریایی بریتانیا شامگاه شنبه (18 مهرماه) اعلام کرد یک نفتکش هنگام خروج از تنگه هرمز هدف اصابت یک پرتابه با منشأ نامشخص از سمت چپ قرار گرفته و در پی آن در اتاق موتور این کشتی آتش‌سوزی رخ داده است. این سازمان تأیید کرد که تمامی خدمه در سلامت هستند و تاکنون هیچ‌گونه آلودگی زیست‌محیطی گزارش نشده است.
این نخستین حادثه از این نوع نیست. پیش از این نیز یک شناور حامل گاز مایع و یک نفتکش دیگر در محدوده تنگه هرمز هدف پرتابه‌های ناشناس قرار گرفته بودند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز اعلام کرد یک نفتکش غول‌پیکر هنگام تلاش برای عبور از مسیری «غیرقانونی» با مین برخورد کرده و دچار انفجار شده است. این حوادث زنجیره‌ای نشان می‌دهد که تنگه هرمز به هیچ وجه یک مسیر امن برای عبور و مرور نفتکش‌ها نیست.
خبر مهم‌تر اما هشدار مستقیم نیروی دریایی سپاه پاسداران به کشتی‌های مستقر در نزدیکی بندر رأس‌الخیمه امارات است. شماری از ناخدایان کشتی‌های مستقر در اطراف رأس‌الخیمه از دریافت دستورهایی از طریق امواج رادیویی برای ترک فوری محل‌های لنگراندازی خود خبر داده‌اند. به گزارش منابع امنیتی، این هشدار به شش کشتی که در فاصله ۱۶.۵ مایل دریایی شمال‌غربی رأس‌الخیمه لنگر انداخته بودند، داده شده و از آنها خواسته شده به لنگرگاه دبی منتقل شوند. این اقدام سپاه پاسداران عملاً به معنای آن است که ایران نه تنها بر تنگه هرمز، بلکه بر لنگرگاه‌های نزدیک به سواحل امارات نیز کنترل مؤثر اعمال می‌کند.
نکته کلیدی اینجاست که اگر واقعاً نفت به اندازه پیش از جنگ از تنگه هرمز خارج می‌شد، دلیلی برای افزایش انفجاری قیمت‌ها وجود نداشت. افزایش بی‌سابقه قیمت نفت و سوخت خود بهترین گواه بر این است که جریان نفت به هیچ وجه عادی نشده است. ترامپ با این اعداد، در واقع تلاش می‌کند بازارهای جهانی را آرام کند و موقعیت آمریکا را در مذاکرات تقویت نماید، اما واقعیت میدانی داستان دیگری روایت می‌کند.
واقعیت این است که قیمت نفت برنت در معاملات اخیر با ۲.۲۸ درصد افزایش به ۱۰۲ دلار و ۲۸ سنت در هر بشکه رسیده است. اما این تنها قیمت‌های رسمی و آتی است. بر اساس گزارش‌های منتشرشده و اظهارات رئیس آرامکو آخرین قیمت نفت نقدی به ۱۴۰ دلار در هر بشکه رسیده است. یعنی حتی در شرایطی که قیمت‌های آتی در محدوده ۱۰۰ دلار معامله می‌شوند، خریداران واقعی نفت خام باید تا ۴۰ دلار بیشتر برای هر بشکه بپردازند.
امین ناصر، مدیرعامل آرامکو، بزرگ‌ترین شرکت نفتی جهان، این وضعیت را «بزرگ‌ترین شوک انرژی» تاریخ توصیف کرده و هشدار داده است که حتی اگر تنگه هرمز امروز باز شود، ماه‌ها طول می‌کشد تا بازار به تعادل برسد و اگر بازگشایی به تعویق بیفتد، عادی‌سازی تا سال ۲۰۲۷ ادامه خواهد یافت. به گفته ناصر، بازار جهانی حدود ۸۸۰ میلیون بشکه نفت از دست داده و در هر هفته‌ای که تنگه هرمز بسته بماند، حدود ۱۰۰ میلیون بشکه دیگر به این رقم اضافه می‌شود.
نکته دیگر آنکه هزینه انتقال نفت از تنگه هرمز به ۴۰ میلیون دلار برای هر سفر رسیده است؛ رقمی که با نفت حدود ۱۰۰ دلاری، معادل ارزش ۴۰۰ هزار بشکه نفت خام است. در روش جدید انتقال که «سفرهای شاتل» نامیده می‌شود، نفتکش‌های غول‌پیکر وارد بندرهای خلیج‌فارس شده، نفت بارگیری می‌کنند، سپس از تنگه خارج شده و محموله خود را به کشتی‌های دیگری که حاضر به ورود به تنگه نیستند، منتقل می‌کنند. این فرآیند پرهزینه و زمان‌بر، خود بخشی از دلایل افزایش قیمت نهائی نفت است.
در حالی که برخی در داخل ایران بر طبل سیاه‌نمایی می‌کوبند و با ناامید کردن جامعه، واقعیت‌های میدانی را وارونه جلوه می‌دهند، آمارهای رسمی آمریکا نشان می‌دهد که شهروندان آمریکایی بهای سنگین این ماجراجویی را مستقیماً در پمپ بنزین و سفره خود پرداخت می‌کنند.
بر اساس داده‌های دفتر آمار کار آمریکا شاخص قیمت بنزین در بازه ۱۲ ماهه منتهی به آگوست ۲۰۲۶ با ۲۷.۴ درصد افزایش مواجه شده و شاخص سوخت دیزل رشد خیره‌کننده ۵۲ درصدی را تجربه کرده است. میانگین قیمت هر گالن بنزین معمولی در آمریکا در مقطعی به ۴.۵۲ دلار رسید، در حالی که این رقم پیش از آغاز جنگ حدود ۳ دلار بود. در ایالت کالیفرنیا، میانگین قیمت هر گالن بنزین به ۶.۱۶ دلار و در میشیگان قیمت دیزل به ۵.۹۹ دلار در هر گالن رسیده است.
دولت ترامپ برای مهار این بحران، طرح تعلیق مالیات فدرال بنزین را مطرح کرد، اما کارشناسان هشدار دادند که این اقدام تنها اثر روانی داشته و «جیب رانندگان آمریکایی را خالی نگه می‌دارد». آزادسازی ۱۰۰ میلیون بشکه از ذخایر استراتژیک نفت توسط گروه هفت کشور صنعتی نیز نتوانست جلوی رشد قیمت‌ها را بگیرد.
کسانی که در داخل ایران از «شکست ایران در تنگه هرمز» سخن می‌گویند، بهتر است نگاهی به آمار تورم و قیمت بنزین در آمریکا بیندازند. هزینه این جنگ نه تنها از جیب مالیات‌دهندگان آمریکایی خارج می‌شود، بلکه به بهای گرانی بنزین، تورم افسارگسیخته، و کاهش قدرت خرید خانوارهای آمریکایی تمام شده است
تنگه هرمز امروز به میدان نبردی میان واقعیت و روایت تبدیل شده است. یکسو، نفتکش‌هایی که با موشک و مین هدف قرار می‌گیرند، لنگرگاه‌هایی که تحت هشدار رادیویی سپاه پاسداران تخلیه می‌شوند، و قیمت نفتی که مرز ۱۴۰ دلار را لمس کرده است. سوی دیگر، اظهارات مقام‌های آمریکایی از «کنترل کامل» بر تنگه و «عبور شبانه میلیون‌ها بشکه نفت» که هیچ داده مستقلی آن را تأیید نمی‌کند.

 

سناتور آمریکایی: پایگاه‌های ما ویران شده و ترامپ پنهان‌کاری می‌کند!

در حالی که کاخ سفید و امپراتوری رسانه‌ای غرب با تمام توان می‌کوشند تا شکست مفتضحانه ارتش تروریست آمریکا را در برابر ضربات خردکننده جمهوری اسلامی ایران پنهان سازند، افشاگری‌های جنجالی سناتور «کریس مورفی» تیر خلاص را به خیمه‌شب‌بازی‌های دونالد ترامپ شلیک کرد.
مورفی با پرده‌برداری از لایه‌های پنهان یک سانسور سیستمی، فاش ساخت که پنتاگون حتی اجازه بازدید از پایگاه‌های «العدید» در قطر و تأسیسات نظامی در بحرین را به اعضای کنگره نداده است. این سناتور آمریکایی با تصریح بر اینکه «طبق قانون اساسی تصمیم‌گیری درباره جنگ و قطع بودجه آن بر عهده کنگره است»، پنهان‌کاری کاخ سفید را ناشی از ترس برملا شدن ابعاد فاجعه دانست و تاکید کرد: «ما به این مناطق رفتیم تا ببینیم آیا باید پول مالیات‌دهندگان را صرف عملیاتی بی‌پایان کنیم یا نه؛ اما این جنگ نتیجه‌بخش نیست، ما در حال شکست خوردن هستیم و این یک تحقیر ملی است!»
وی با افشای ابعاد مالی و نظامی این ضربات مهلک افزود: «خساراتی چند میلیارد دلاری به پایگاه‌های ما وارد شده، اما ترامپ نمی‌خواهد مردم آمریکا بدانند چه بلایی سر پایگاه‌ها آمده و تا چه حد توانمندی‌های ایران ناچیز آسیب دیده است.» اعترافات مورفی تایید می‌کند که ترامپ در میدان نبرد قافیه را کاملاً باخته، اما شتاب‌زده تلاش می‌کند با دستکاری واقعیت‌ها، روایت ساختگی پیروزی را به مردم خود بفروشد.
پازل این فاجعه راهبردی برای واشنگتن زمانی کامل‌تر می‌شود که شریان اقتصادی غرب نیز در آستانه سکته قرار گرفته است. مدیرعامل شرکت نفتی «شورون» با هشدار درباره شکنندگی شدید بازار، اعلام کرد که قیمت نفت خام تحویلی در آسیا به مرز سرسام‌آور ۱۵۰ دلار نزدیک‌تر است تا ۱۰۰ دلار. کاهش شدید ذخایر احتیاطی سوخت، گواهی روشن بر این است که قیمت ماجراجویی‌های ترامپ را اکنون بازار جهانی نفت پرداخت می‌کند.
مجموع این واقعیت‌ها ثابت می‌کند ارتش فرسوده آمریکا نه دیگر قدرتی برای بازداندگی دارد و نه تاب تحمل تبعات مرگبار اقتصادی جنگ را. امروز طشت رسوایی کاخ سفید از بام افتاده و ترامپ حتی با سانسور سنگین هم نمی‌تواند شکست تاریخی خود را پنهان کند.

 

چراآمریکا منافع اسرائیل را به منافع مردم آمریکا ترجیح می‌دهد؟

رئیس‌جمهور فعلی آمریکا نیز از زمان آغاز دوره دوم سکانداری خود در کاخ سفید، منافع رژیم اسرائیل را بر منافع مردم کشور خود ترجیح داده است.
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا در ژانویه 2017 زمانی که در حال سخنرانی آغاز دوران ریاست جمهوری خود بود شعاری را بر زبان آورد که منجر به شکل‌گیری جریان سیاسی ماگا (MAGA) شد. آن شعار نخست آمریکا بود. براساس این شعار، قرار بود سیاست خارجی واشنگتن پس از سال‌ها مداخلات پرهزینه در غرب آسیا و سایر مناطق جهان، دیگر بر منافع ملی آمریکا متمرکز شود و این کشور از ماجراجویی در سایر مناطق دست بردارد. با این حال، در موضوع رژیم صهیونیستی، یکی از پرسش‌های جدی در فضای سیاسی آمریکا همواره این بوده است که این اصل تا چه اندازه در عمل رعایت می‌شود؟
اکنون مسئله فقط کمک‌های نظامی میلیارد دلاری آمریکا به تل‌آویو نیست. پرسش مهم‌تر این است که وقتی شهروندان آمریکایی نیز در جریان خشونت‌های صهیونیست‌ها در سرزمین‌های اشغالی کشته یا بازداشت می‌شوند، آیا دولت آمریکا حاضر است همان سطح از پیگیری و فشار را که در قبال دولت‌های رقیب خود به کار می‌گیرد، در برابر رژیم اسرائیل نیز اعمال کند؟ اتفاقات هفته‌های اخیر این پرسش را بار دیگر به کانون توجه در جامعه آمریکا تبدیل کرده است.
کشتار شهروندان آمریکایی به دست صهیونیست‌ها
سنای آمریکا در ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶ (هفتم مهرماه) درباره قطعنامه‌ای رأی‌گیری کرد که از دولت آمریکا می‌خواست درباره وضعیت حقوق بشر در کرانه باختری و به‌ طور مشخص قتل شهروندان آمریکایی توسط شهرک‌نشینان یا نظامیان صهیونیست، اطلاعات و ارزیابی رسمی در اختیار کنگره قرار دهد. این قطعنامه در نهایت با ۵۱ رای مخالف در برابر ۴۷ رای موافق شکست خورد. نکته قابل توجه در این باره این بود که موضوع قطعنامه تنها مربوط به یک اختلاف نظر ساده پیرامون سیاست غرب آسیا نبود. متن رسمی این قطعنامه تصریح می‌کرد که از ژانویه ۲۰۲۲ (دی ‌ماه 1402) دست‌کم ۹ شهروند آمریکایی در کرانه باختری توسط شهرک‌نشینان یا نظامیان صهیونیست کشته شده‌اند.
این فهرست شامل افرادی مانند عمر اسعد، شهروند ۷۰ ساله آمریکایی که پس از برخورد با نظامیان صهیونیست در یک ایست بازرسی جان باخت. شیرین ابوعاقله، روزنامه‌نگار فلسطینی-آمریکایی که در سال ۲۰۲۲ هنگام پوشش خبری در جنین به ضرب گلوله مستقیم نظامیان صهیونیست به شهادت رسید از جمله موارد این لیست است. دیگر افراد حاضر در این لیست شامل توفیق عبدالجبار ۱۷ ساله، محمد خضور ۱۷ ساله، آیسنور ایگی ۲۶ ساله، عامر ربیع ۱۴ ساله؛ سیف‌الله موسلت ۲۰ ساله؛ خمیس ایاد ۴۰ ساله؛ و نصرالله ابوسیام ۱۹ ساله است. سناتور دموکرات کریس ون هولن در سخنرانی‌های مربوط به این قطعنامه، تاکید کرد در هیچ ‌یک از موارد کشتار شهروندان آمریکایی به دست صهیونیست‌ها، خانواده‌های قربانیان به عدالت دست نیافتند. سناتورهای دموکرات حامی قطعنامه در جلسه کنگره استدلال کردند دولت آمریکا بارها امنیت شهروندان آمریکایی در خارج از کشور را یکی از اولویت‌های خود معرفی کرده است. بنابراین قتل آمریکایی‌ها در کرانه باختری به دست صهیونیست‌ها نمی‌تواند بدون تحقیقات و پاسخگو کردن قاتلان صهیونیست باشد. 
سکوت در برابر اسارت شهروندان آمریکایی 
پرونده شهروندان آمریکایی بازداشت ‌شده به دست صهیونیست‌ها نیز به همان اندازه جنجالی است. محمد ابراهیم، نوجوان فلسطینی-آمریکایی اهل فلوریدا در سال ۲۰۲۵ از سوی نظامیان صهیونیست بازداشت شد و حدود ۹ ماه بدون محاکمه در اسارت صهیونیست‌ها بود و سرانجام در نوامبر ۲۰۲۵ آزاد شد. نمایندگان کنگره در سال ۲۰۲۶ درباره وضعیت او خواستار پاسخگویی رژیم صهیونیستی شدند. تحقیقات نشان داد این نوجوان در دوران بازداشت تحت بدرفتاری از سوی صهیونیست‌ها قرار داشته است. همچنین سما صفی، دانشجوی ۲۰ ساله فلسطینی-آمریکایی دانشگاه بیرزیت در ژوئن ۲۰۲۶ در جریان یورش نظامیان صهیونیست به خانه خانواده‌اش در کرانه باختری بازداشت شد. گزارش‌های رسمی نمایندگان کنگره در ماه اوت همچنان از ادامه بازداشت او در زندان صهیونیست‌ها حکایت داشت و بیش از ۴۰ عضو کنگره از مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا خواستند برای آزادی او اقدام کند. در قطعنامه اخیر کنگره از آدم وجیه عبدالفتاح کرکره، نوجوان ۱۶ ساله فلسطینی-آمریکایی نام می‌برد که در ژوئیه ۲۰۲۶ بازداشت شد و با وجود اینکه خانواده‌اش برای آزادی او وثیقه پرداخت کرده بودند، مقامات صهیونیست پرونده دیگری را مطرح کرده و از آزادی وی اجتناب کردند.
گرچه دولت آمریکا آمار عمومی دقیقی از شمار شهروندان آمریکایی در اسارت صهیونیست‌ها منتشر نکرده است اما سناتور کریس ون هولن در سپتامبر ۲۰۲۶ (شهریور) گفت دولت نتانیاهو ده‌ها آمریکایی را بدون اتهام بازداشت کرده است. این مسئله به روشنی نشان می‌دهد دولت آمریکا گرچه شعار حمایت از شهروندان خود را می‌دهد اما در برابر جنایات رژیم اسرائیل حتی علیه شهروندان خودش نیز منفعل عمل می‌کند. 
اگر سیاست خارجی آمریکا واقعا بر مبنای «نخست آمریکا» باشد، طبیعی است که امنیت شهروندان آمریکایی فارغ از اینکه در کدام کشور یا در چه شرایطی آسیب دیده‌اند باید اهمیت بالایی داشته باشد. در مواردی که یک دولت خارجی متهم به قتل یا بازداشت یک شهروند آمریکایی است، دولت واشنگتن دست‌کم باید درباره تحقیقات، مسئولیت افراد دخیل و وضعیت حقوقی قربانی یا بازداشت ‌شده توضیح بخواهد. اما در مورد رژیم صهیونیستی، منتقدان سیاست فعلی آمریکا می‌گویند میان این اصل و رفتار عملی واشنگتن فاصله زیادی وجود دارد. 
سناتورهای حامی قطعنامه اخیر با اشاره به اینکه آمریکا میلیاردها دلار کمک امنیتی و نظامی در اختیار رژیم اسرائیل قرار می‌دهد، اما هنگامی که شهروندان آمریکایی توسط نظامیان یا شهرک‌نشینان صهیونیست کشته یا بازداشت می‌شوند، هیچ اقدامی انجام نمی‌دهد. اینجاست که قدرت لابی صهیونیست در آمریکا بار دیگر خود را نشان می‌دهد. جان مرشایمر، نظریه‌پرداز برجسته جهان بر این باور است که لابی صهیونیستی به طور کامل کنترل کنگره و کاخ سفید را در دست داشته و هرگونه انتقاد از آن به معنای پایان دوره کاری منتقد خواهد بود. از این رو، جای تعجب ندارد که قانونگذاران کنگره که سوگند یاد کرده‌اند از منافع آمریکا و جان شهروندان این کشور دفاع کنند، حاضر به پاسخگو کردن اسرائیل در برابر کشتار شهروندان آمریکایی نیستند. 
خشم افکار عمومی آمریکا از سیاست «نخست اسرائیل»
ماجرای ۹ شهروند آمریکایی کشته ‌شده به دست صهیونیست‌ها و شهروندان آمریکایی در اسارت این رژیم، یک آزمون سیاسی جدی برای دولت ترامپ است. افکار عمومی آمریکا تاکید دارد اگر شهروند آمریکایی توسط یک دولت رقیب واشنگتن کشته شود، آیا واکنش آمریکا با زمانی که عامل خشونت رژیم اسرائیل است تفاوت خواهد داشت؟ اگر پاسخ مثبت باشد، پرسش بعدی اجتناب‌ناپذیر است: آیا این تفاوت ناشی از ارزیابی متفاوت منافع ملی آمریکاست یا نتیجه رابطه ویژه آمریکا با رژیم اسرائیل؟ جان مرشایمر می‌گوید رابطه ویژه میان آمریکا و رژیم صهیونیستی در طول تاریخ بشریت بی‌سابقه است به طوری که واشنگتن حتی به‌خاطر منافع این رژیم گاهی از منافع حیاتی خود چشم پوشی کرده است. جنگ عراق و جنگ فعلی با ایران از جمله مهم‌ترین مواردی است که در تضاد کامل با منافع ملی واشنگتن و شعار نخست آمریکا قرار دارد اما کاخ سفید حاضر شده است به خاطر منافع رژیم اسرائیل وارد یک جنگ ویرانگر برای آمریکا شود. 
قطعنامه اخیر(هفتم مهر) که در کنگره رای نیاورد حتی به طور مستقیم درباره قطع کمک نظامی به رژیم صهیونیستی نیز نبود بلکه خواستار دریافت گزارش و اطلاعات درباره وضعیت حقوق بشر و قتل شهروندان آمریکایی بود. با این حال، ۵۱ رای مخالف در برابر ۴۷ رای موافق نشان داد لابی صهیونیست آنچنان قدرتی در کنگره دارد که حتی یک درخواست برای افزایش نظارت بر رفتار متوحشانه صهیونیست‌ها نیز با مقاومت قابل توجهی مواجه می‌شود.
اندیشمندان برجسته رئالیست بر این باورند که اکنون هیچ تردیدی نیست که دولت ترامپ منافع رژیم اسرائیل را بر منافع آمریکا ترجیح می‌دهند اما پرسش اصلی این است که مرز میان منافع ملی آمریکا و تعهدات سیاسی و استراتژیک واشنگتن در قبال اسرائیل به طور دقیق کجاست؟
نیویورک‌تایمز در گزارشی به صراحت اعلام کرد بیشتر مشاوران ارشد ترامپ جنگ با ایران را «اشتباه بزرگ» دانسته و با آغاز آن مخالفت کرده بودند. با این حال، شخص نتانیاهو و دیوید بارنیا، رئیس وقت موساد ترامپ را به این جنگ کشاندند. نکته قابل تامل کنونی این است که در حالی که تورم ناشی از جنگ ایران شهروندان آمریکایی را تحت فشار کمرشکن قرار داده، دولت ترامپ تنها به دلیل منافع رژیم اسرائیل حاضر به رسیدن به توافقی برای پذیرش شکست نیست.