به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
آمار بازدید
بازدید امروز: 15,329
بازدید دیروز: 15,487
بازدید هفته: 30,816
بازدید ماه: 68,451
بازدید کل: 29,215,452
افراد آنلاین: 153
تقویم و تاریخ
یکشنبه ، ۲۱ تیر ۱٤۰۵
Sunday , 12 July 2026
الأحد ، ۲۷ محرّم ۱٤٤۸
تیر 1405
جپچسدیش
54321
1211109876
19181716151413
26252423222120
3130292827
آخرین اخبار
۶۷۴ - خاطره ای از شهید عبدالرحیم حبشی‌زاده : مهربانی بی‌حد و حصر ۱۴۰۳/۱۰/۲۹
 خاطره ای از شهید عبدالرحیم حبشی‌زاده :
مهربانی بی‌حد و حصر  
۱۴۰۳/۱۰/۲۹

جهادگر شهید عبدالرحیم حبشی‌زاده، سال ۱۳۴۳ به‌عنوان فرزند چهارم در اهواز دیده به جهان گشود. در حمله آخر بعثی‌ها بعد از پذیرش قطعنامه، عبدالرحیم مجروح شد و یک ترکش به سرش خورد، مدتی در بیمارستان بستری بود و در نهایت ۲۷ اردیبهشت سال ۱۳۶۷ به شهادت رسید. پیکر پاک این شهید در قطعه دو گلزار شهدای اهواز، ردیف ۲۰ مزار ۳۰ آرام گرفت. مادرش می‌گوید: «خیلی مهربان بود، اگر چیزی در خانه اضافه می‌دید با اجازه من به دیگران کمک می‌کرد، دوست نداشت در خانه وسایل اضافی و بی‌مصرف جمع کنیم، من و پدرش را خیلی دوست داشت، وقتی مرا می‌دید می‌گفت مامان بخند تا منم بخندم، از این محبتش دلم ضعف می‌رفت‌ و منم به او می‌گفتم قربونت بشم تو بخند تا منم بخندم. در میان بچه‌هایم از همه مهربان‌تر و دلسوزتر بود، نسبت به مسائل دینی خیلی حساس بود، دوست نداشت ما به عروسی برویم، برای عروسی بچه‌های قبلی خودم خیلی مراقب رعایت محرم نامحرم بود، در اطراف محل تردد خانم‌ها پرده می‌زد که دیده نشوند، می‌گفت تو این عروسی‌ها دین خدا رعایت نمی‌شود. نسبت به ناموس خیلی تعصب داشت، مهربانی او حد و اندازه نداشت، به خدا هم من از او راضی بودم و هم پدرش. دخترم عروسی کرد، به پدرش گفت بابا نمی‌خواهی خواهرم را پاگشا کنیم، پدرش گفت من آماده نیستم، رحیم خودش کمک کرد و همه کارها را آماده شد و یک اتو هم برای خواهرش خرید و مهمانی را شب برقرار کرد و فردا اول وقت هم به سمت منطقه رفت، نمی‌دانم چطور از خوبی‌هایش تعریف کنم.»