
جان مرشایمر: ایرانیها هرگز تسلیم نخواهند شد
استاد روابط بینالملل دانشگاه شیکاگو تاکید کرد: اقدامات آمریکا علیه ایران با این فرض واهی طراحی شده بودند که میتوان ایران را تحت فشار شدید به زانو درآورد، اما ایران نشان داد توان تحمل حجم عظیمی از فشار را دارد و هرگز تسلیم نخواهد شد.
دولت آمریکا پس از یک دوره آرامش نسبی در جبهههای نبرد، بار دیگر تصمیم گرفت اقدامات تجاوزکارانه خود را علیه جمهوری اسلامی ایران از سر بگیرد؛ تصمیمی که بلافاصله با پاسخهای پیوسته ایران به مبادی حملات در کشورهای منطقه مواجه شد و بار دیگر شبح یک نبرد تمامعیار را بر منطقه حاکم کرد.
جان مرشایمر، استاد روابط بینالملل دانشگاه شیکاگو، معتقد است برای درک درست شرایط کنونی باید روند این جنگ را در سه مرحله مجزا تحلیل کرد.
به گفته این نظریهپرداز برجسته، مرحله نخست این بحران از ۲۸ فوریه آغاز شد و تا ۸آوریل ادامه یافت؛ دورهای چهلروزه که طی آن ایالات متحده و اسرائیل کارزار بمباران راهبردی گستردهای را علیه زیرساختهای حیاتی ایران به راه انداختند. مرشایمر درباره توقف این حملات میگوید:
یکی از دلایل اصلی توقف عملیات هوائی پس از چهل روز این بود که این رویکرد کارایی لازم را برای تسلیم کردن ایران نداشت. از سوی دیگر، ذخایر مهمات راهبردی ما بهشدت رو به کاهش بود؛ تا جایی که امروز واشنگتن به ژاپن اعلام کرده که به دلیل کاهش شدید ذخایر موشکهای کروز تاماهاوک، نمیتواند تعهدات تحویل خود را در موعد مقرر عملی کند.
پس از ناکامی در فاز هوایی، آمریکا از ۱۳آوریل وارد مرحله دوم یعنی «محاصره دریایی» شد که تا ۱۷ ژوئن ادامه داشت. اما این ابزار نیز کارگر نیفتاد. مرشایمر تصریح میکند که امضای یادداشت تفاهم در ۱۷ ژوئن توسط دونالد ترامپ، اعتراف آشکار به شکست هر دو راهبرد بمباران و محاصره بود. او این سند را عملاً یک «سند تسلیم» برای آمریکا میداند، زیرا هر دو کارزار با این فرض واهی طراحی شده بودند که میتوان ایران را تحت فشار شدید به زانو درآورد، اما ایران نشان داد توان تحمل حجم عظیمی از فشار را دارد و هرگز تسلیم نخواهد شد.
ورود به چرخه «اقدام در برابر اقدام»
با شکست دو مرحله قبلی، بحران اکنون وارد فاز سوم یعنی حملات متقابل یا همان چرخه «اقدام در برابر اقدام» شده است. مرشایمر با اشاره به درگیریهای شدید از ۷ تا ۹ ژوئیه تأکید میکند که این تبادل آتش، سومین دور از زنجیره حملات متقابل میان طرفین است و پدیده جدیدی به شمار نمیرود. نخستین دور این تقابلها در بازه ۹ تا ۱۱ ژوئن رخ داد؛ همان زمان که نیروهای ایرانی یک بالگرد آپاچی آمریکایی را سرنگون کردند. دور دوم نیز در اواخر ژوئن (۲۶ تا ۲۸ ژوئن) به وقوع پیوست.
ریشه اصلی شعلهور شدن دوباره این درگیریها، تلاش واشنگتن برای محک زدن مفاد تفاهمنامه ۱۷ ژوئن است. مرشایمر توضیح میدهد:
بر اساس ماده ۵ تفاهمنامه امضاشده، کاملاً روشن است که کنترل تنگه هرمز در دست ایران است و آمریکا حق عبور دادن کشتیهای جنگی از کانال عمان را ندارد. با این حال، ایالات متحده تلاش کرد با عبور دادن کشتیهای بیشتر، این توافق را نقض کند و پاسخ طبیعی ایران نیز حمله به این کشتیها بود. پیام تهران به واشنگتن کاملاً صریح است: یا باید تفاهمنامه را در تمام ابعاد آن محترم بشمارید، یا دیگر هیچ مذاکرهای در کار نخواهد بود.
این چرخه نشان میدهد که حامیان بازگشت به جنگ در داخل آمریکا فاقد هرگونه «نظریه پیروزی» منسجم هستند. آنها پاسخ نمیدهند که وقتی کارزار هوائی چهلروزه نتوانست ایران را به زانو درآورد، تکرار آن با ذخایر تسلیحاتی بهشدت کاهشیافته پاتریوت و تاماهاوک چگونه به نتیجه خواهد رسید؟ از سوی دیگر، توانایی ایران برای پاسخ متقابل ثابت میکند که ساختار دفاعی و موشکی آن دستنخورده باقی مانده و در صورت هدف قرار گرفتن زیرساختهایش، توانایی هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی کشورهای حاشیه خلیجفارس و بستن همزمان تنگه هرمز و دریای سرخ را دارد؛ سناریویی که اقتصاد جهانی را به ورطه نابودی خواهد کشاند.
توهم نتانیاهو و شکست راهبردی اسرائیل در پرونده ایران
در حالی که رسانهها در غرب تلاش میکنند تصویری از پیروزی اسرائیل ارائه دهند، مرشایمر معتقد است تلآویو با یک شکست راهبردی در قبال ایران مواجه شده است. بزرگترین دغدغه امنیتی اسرائیل همواره برنامه هستهای ایران بوده است و اکنون با فروپاشی تفاهمنامه و توقف مذاکرات، هیچ توافق جدیدی جایگزین نخواهد شد و ایران مسیر خود را بدون محدودیتهای بینالمللی ادامه خواهد داد.
مرشایمر با به چالش کشیدن سیاستهای بنیامین نتانیاهو میگوید: نتانیاهو یک فروشنده فوقالعاده ماهرِ توهم است که در وارونه جلوه دادن واقعیتها و روایتسازی تخصص دارد. او و لابی اسرائیل فشار سنگینی بر ترامپ وارد میکنند تا تفاهمنامه را کاملاً پاره کنند. اما آنها به این سؤال کلیدی پاسخ نمیدهند که اگر مذاکرات نابود شود، جایگزین آنها برای مهار برنامه هستهای ایران چیست؟
همزمان، گزارشهایی از تلاش اسرائیل برای گشودن جبههای جدید علیه ترکیه (به عنوان یک عضو ناتو) به گوش میرسد؛ اقدامی که از نظر مرشایمر در شرایطی که اسرائیل همزمان در غزه، کرانه باختری، سوریه، لبنان و پرونده ایران درگیر است، یک خودکشی راهبردی محسوب میشود. تلآویو در حال حاضر نیز توان مدیریت بحرانهای چندگانه خود را ندارد و گشودن جبهه جدید، موقعیت نیمبند راهبردی آن را به طور کامل متلاشی خواهد کرد.
بنبست ترامپ و افزایش انگیزه ایران برای بازدارندگی هستهای
از نظر مرشایمر، واشنگتن با نقض سه بند اصلی تفاهمنامه، انگیزه تهران را برای حرکت به سمت «بازدارندگی هستهای» به حداکثر رسانده است. اولین مورد، نقض کنترل تنگه هرمز با عبور دادن کشتیهای آمریکایی از کانال عمان است که واکنش نظامی ایران را به دنبال داشت. دومین مورد، ممانعت ایالات متحده از فروش نفت ایران در بازارهای جهانی برخلاف تعهدات صریح تفاهمنامه است. سومین و مهمترین مورد نیز عدم خروج نیروهای اسرائیلی از جنوب لبنان و تداوم عملیات علیه حزبالله است که بر اساس بند نخست تفاهمنامه باید متوقف میشد.
به گزارش ایرنا، مرشایمر در پایان تأکید میکند که ترامپ و مشاورانش در نهایت میدانند گزینه نظامی مؤثری علیه ایران ندارند. اظهارات ترامپ درباره تمایل به آغاز مجدد مذاکرات، ناشی از همین بنبست است. اگر ایران بر مواضع خود پافشاری کند و تنگه هرمز را ببندد، ترامپ ناچار خواهد شد برای نجات خود، فشار بیسابقهای به اسرائیل وارد کند تا نیروهایش را از جنوب لبنان خارج کند. در غیر این صورت، ایالات متحده با بحرانی روبهرو خواهد شد که هیچ راه خروجی از آن طراحی نکرده است. شرایط فعلی نشان میدهد ایران نه تنها تسلیم نشده، بلکه از همیشه مصممتر و به بازدارندگی نهائی نزدیکتر شده است.
تناقضگویی ترامپ درباره موشکهای ایرانی
اظهارات جدید دونالد ترامپ درباره توان موشکی ایران، بار دیگر تناقض در ادعاهای او را آشکار کرد. چرا که رئیسجمهور آمریکا که پیشتر مدعی نابودی کامل این توان شده بود اما اکنون از ظرفیت موشکی ایران سخن میگوید.
دونالد ترامپ در گفتوگو با فاکس نیوز بار دیگر تناقضگویی خود درباره توان موشکی ایران را آشکار کرده است که نشان میدهد ادعاهای اولیهاش درباره نابودی کامل ظرفیت موشکی ایران با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد. ترامپ پیش از عملیات «نصر ۲» و همچنین در جریان جنگ اخیر، بارها مدعی شده بود که قدرت موشکی ایران بهطور کامل از بین رفته و نیز زیرساختهای دفاعی جمهوری اسلامی نابود شده است و ایران توان اجرای عملیات مؤثر را ندارد.
رئیسجمهور آمریکا در جدیدترین اظهاراتش اذعان کرده که توان موشکی ایران همچنان باقی مانده است. این تغییر موضع، در عمل با ادعاهای اولیه در تضاد قرار داشته و نشان میدهد روایتهای آمریکا و شخص دونالد ترامپ از انسجام و صحت لازم برخوردار نیست. این تناقض را میتوان نشانهای از نبود ارزیابی دقیق از وضعیت واقعی توان دفاعی ایران دانست. اگر ظرفیت موشکی ایران، آنگونه که ترامپ ادعا کرده بود بهطور کامل از بین رفته بود، اکنون سخن گفتن از باقی ماندن بخشی از این توان، عملاً نقض همان ادعاهای قبلی است. همچنین عملکرد نیروهای مسلح ایران در پاسخ به اقدامات دشمن نیز نشان از آن است که توان موشکی کشور نهتنها از بین نرفته، بلکه همچنان قابلیت اجرای عملیات مؤثر، دقیق و بازدارنده را حفظ کرده است. تداوم پاسخهای متقابل و استمرار آمادگی عملیاتی، بیانگر حفظ ظرفیتهای دفاعی و تداوم قدرت بازدارندگی ایران است.
سرپرست وزارت دفاع: تولیدات دفاعی در اوج جنگ متوقف نشد
سردار شهید امیرعلی حاجیزاده، فرمانده شهید نیروی هوافضای سپاه نیز در بهمنماه ۱۴۰۳ گفته بود: «اگر از امروز هر هفته یک شهر موشکی را رونمایی کنیم، تا دو سال دیگر هم این رونماییها به پایان نمیرسد. توان موشکی ما در سطح مطلوبی قرار دارد و این مسیر از حدود ۴۰ سال پیش آغاز شده، هیچگاه متوقف نشده و همچنان با شتاب در حال توسعه است.» به گزارش فارس، سردار سیدمجید ابنالرضا سرپرست وزارت دفاع نیز با اشاره به دستاوردهای صنعت دفاعی کشور در جریان جنگ اخیر گفت: «در اوج جنگ، نهتنها تولیدات دفاعی متوقف نشد، بلکه ظرفیت آن افزایش یافت.» بنابراین اظهارات اخیر ترامپ را میتوان نشانهای از تغییر روایت واشنگتن در برابر واقعیتهای میدان ارزیابی کرد؛ واقعیتی که نشان میدهد قدرت موشکی ایران همچنان یکی از ارکان اصلی بازدارندگی کشور به شمار میرود.
روایت سیانان از خطاهای ترامپ در مقابل ایران
سیانان در گزارشی نوشت که خوشبینیهای دولت ترامپ نشانهای از برآورد نادرست واقعیتهای میدان نبرد
است.
شبکه سیانان در تحلیلی با بررسی عملکرد دولت تروریست دونالد ترامپ در طول چهار ماه و نیم جنگ با ایران، نوشت بسیاری از پیشبینیها و ادعاهای مقامات آمریکایی در این مدت به سرعت نادرست از آب درآمده است.
این گزارش، خوشبینیهای دولت ترامپ را با پیشبینیهای اشتباه دولت آمریکا در جنگ عراق مقایسه کرده و آن را نشانهای از برآورد نادرست واقعیتهای میدان نبرد دانسته است.
به نوشته سیانان، یکی از مهمترین خطاهای دولت ترامپ، پیشبینی کوتاه بودن جنگ بود. ترامپ بارها اعلام کرده بود درگیری تنها چهار تا پنج هفته طول خواهد کشید، اما با گذشت بیش از چهار ماه و نیم، نهتنها جنگ پایان نیافته، بلکه چشمانداز روشنی برای خاتمه آن نیز وجود ندارد. همچنین ادعای ترامپ درباره قرار گرفتن تنگه هرمز تحت کنترل آمریکا و دریافت عوارض از کشتیها، تنها یک روز بعد با عقبنشینی کاخ سفید همراه شد و حتی با مواضع پیشین مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در تناقض قرار گرفت.
این تحلیل همچنین به تغییر مواضع ترامپ درباره ایران اشاره میکند. رئیسجمهور آمریکا پس از توافق موقت، از «عقلانی بودن» مقامهای ایرانی و امکان دستیابی به توافق سخن گفته بود، اما پس از شکست آتشبس، همان مقامها را با عباراتی تند مانند «دیوانه»، «شرور» و «کثافت» توصیف کرد. از سوی دیگر، دعوت اولیه ترامپ از مردم ایران برای شورش علیه نظام نیز با عدم تحقق این سناریو به فراموشی
سپرده شد.
سیانان در ادامه به پیشبینیهای محققنشده دیگر دولت ترامپ از جمله کاهش سریع قیمت بنزین به کمتر از 3 دلار و ادعای «تسلط کامل» آمریکا بر آسمان ایران اشاره کرده و مینویسد این وعدهها نیز با واقعیتهای میدانی همخوانی نداشت. به گزارش تسنیم، مجموعه این موارد نشان میدهد دولت ترامپ در ارزیابی تواناییهای ایران، روند جنگ و پیامدهای آن دچار خطای محاسباتی شده و بخشی از این ادعاها نیز با هدف مدیریت افکار عمومی مطرح شده است.
نشریه انگلیسی ضمن انتقاد از راهبرد نداشته ترامپ در جنگ با ایران نوشته است، بهرغم 32 بار اعلام پیروزی ترامپ در جنگ با ایران، او هیچ دستاوردی در این جنگ نداشته و هرچه تلاش میکند، نمیتواند پیروز شود.
ترامپ برای خروج از بحران خودساخته در تنگه هرمز، هیچ راهی جز پذیرش شکست ندارد. او 9 اسفند 1404 با تحریک نتانیاهو جنگی را علیه کشور عزیزمان شروع کرد که پیش از آن بسیاری از مقامات من جمله عُقلای آمریکا، نسبت به تبعات آن به وی هشدار داده و گفته بودند که ایران شبیه به ونزوئلا یا هیچ کشور دیگری نیست. اهداف جنگی او نیز کاملاً مشخص و توهمی بودند: سرنگونی نظام جمهوری اسلامی، تعیین رهبر جدید توسط خود ترامپ، نابودی توان هستهای، موشکی و پهپادی کشور و دست آخر تجزیه ایران. اما هیچیک از این اهداف نهتنها محقق نشد بلکه مشکل تازهای به مشکلات قبلی وی اضافه شد؛ تنگه هرمز که قبل از جنگ کاملاً باز بود و رفتوآمد کشتیها در آن به صورت عادی جریان داشت توسط ایران بسته شد و اقتصاد جهانی بههم ریخت حتی قیمت بنزین، گازوئیل و کود شیمیایی در خود آمریکا بهشدت افزایش یافت. بسیاری از کارشناسان به دنبال این اقدام ایران اعلام کردند که تنگه هرمز به بمب اتمی ایران در معادلات جدید جهانی تبدیل شده است. ترامپ باز هم مثل همیشه وعده داد که تنگه را باز خواهد کرد اما این هدف وی نیز محقق نشد و همگان با چشم خود دیدند که این تنگه تنها زمانهایی باز بوده است که ایران اراده کرده است.
ترامپ کارتی مقابل ایران ندارد
طی چندماهی که از جنگ میگذرد بارها کارشناسان، رسانهها و اندیشکدههای غربی به اشاره یا به تصریح اعلام کردهاند که ترامپ قادر به پیروزی در جنگ مقابل ایران نیست و ملت ایران در این جنگ هیچگاه سر خم نخواهد کرد. اما ترامپ خودشیفته حاضر به پذیرش شکست نیست. او بارها طی ماههای گذشته اعلام پیروزی کرده اما در عمل هیچ دستاوردی هرچند نصفه و نیمه نتوانسته است برای خود دستوپا کند. طی این مدت بارها و بارها رسانههای غربی ادعاهای وی را درباره پیروزی در جنگ زیر سئوال بردهاند. روزنامه انگلیسی ایندیپندنت هم در مطلبی با اشاره به اینکه آمریکا توان لازم برای پیروزی در جنگ علیه ایران را ندارد، نوشته است: دونالد ترامپ برای خود و جهان تلهای ساخته است و به نظر میرسد راه گریزی از آن ندارد. ایندیپندنت مینویسد: ترامپ پس از حدود ۳۲ بار اعلام پیروزی علیه ایران، از جمله پنجبار در یک ویدئوی ۱۳ ثانیهای در اواسط ماه مارس(اواخر اسفند)، اکنون عملاً بار دیگر وارد جنگ شده است.
آنطور که این روزنامه نوشته است، هر بار که ترامپ ادعا میکند در این جنگ «پیروز شده است»، ایران از اهرمهای خود برای گرفتن امتیازات بیشتر استفاده میکند. هر بار که او با آغاز حملات جدید واکنش نشان میدهد، بازارها آسیب میبینند و قیمت هر بشکه نفت و تورم جهانی افزایش مییابد؛ موضوعی که در نهایت به آمریکا نیز آسیب میزند. نشریه انگلیسی در این گزارش آب پاکی را روی دست رئیسجمهور آمریکا ریخته و نوشته است: «ترامپ نمیتواند پیروز شود. بگذارید با همان ادبیات مورد علاقه دولت ترامپ بگوییم: او کارتهای لازم را در اختیار ندارد». به گزارش ایسنا، ایندیپندنت با یادآوری اینکه کنترل تنگه هرمز هنوز در دست ایران است، مینویسد: «جمهوری اسلامی ایران با بقا و حفظ مزیتهای نامتقارن خود در جنگ پهپادی و بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی، در برابر آمریکا ایستادگی کرده و به نوعی به پیروزی دست یافته است. اقدام ملموسی که ترامپ بتواند برای تغییر این وضعیت انجام دهد، وجود ندارد». این روزنامه در ادامه تأکید میکند که با وجود فشارهای گسترده، حملات نظامی و تحریمهای شدید، ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را حفظ کرده است و ساختار حاکمیتی آن نیز پابرجاست. بهاعتقاد نویسنده؛ ترامپ نه توان خروج از این چرخه را دارد و نه راهبردی برای دستیابی به پیروزی ارائه کرده است، از همینرو، سیاست جنگطلبانه او تنها خطر گسترش درگیری و بیثباتی در منطقه را افزایش داده است، بدون آنکه دستاوردی ملموس برای آمریکا بههمراه داشته باشد.
سردرگمی ترامپ مقابل ایران
روزنامه نیویورکتایمز هم در تحلیلی پیرامون تغییر موضع ۱۸۰درجهای رئیسجمهوری آمریکا در مورد اخذ عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز، نوشته است که این عقبنشینی «نشان داد که او چقدر در پیشبرد جنگ علیه ایران سردرگم است».
این روزنامه آمریکایی با اشاره به گذشت تنها ۲۴ساعت از تصمیم اولیه دونالد ترامپ برای اخذ عوارض از کشتیهای عبوری از تنگه هرمز و انصراف وی از این بلندپروازی، نوشته است: تغییر موضع ترامپ در مواجهه با اعتراضات متحدان عربش نشان داد که او چقدر در پیشبرد جنگ خود علیه ایران سردرگم است. آنچه قرار بود یک عملیات تمیز چهار تا ششهفتهای باشد، اکنون در بیستمین هفته آشفته خود قرار دارد. بداههپردازی و تصمیمهای خلقالساعه کارساز نیستند. به نوشته این رسانه نزدیک به دموکراتها، رئیسجمهوری که قدرتنمایی در عرصه جهانی را به مشخصه دوره دوم ریاستجمهوری خود تبدیل کرده، ایران را رقیبی یافته که تاکنون تسلیم اراده او نشده و نمیتوان از طریق مطالب زننده در رسانههای اجتماعی یا تهدیدهای تعرفهای در درگیری ژئوپلیتیک جاری بر آن پیروز شد. این گزارش میافزاید: مشخص شده یادداشت تفاهمی که ترامپ چند هفته پیش برای توقف جنگ با تهران امضا کرد، یک یاداشت سوءتفاهم بوده و اکنون به نظر میرسد رئیسجمهوری آمریکا نه یک راهبرد نظامی دارد و نه یک راهبرد دیپلماتیک روشن.
فقدان گزینه مناسب
هفتهنامه انگلیسی اکونومیست هم در گزارشی با انتقاد از راهبرد شکستخورده ترامپ مقابل ایران نوشته است: اگرچه ترامپ تصور میکند که با تحت فشار قرار دادن ایران و ازسرگیری حملات قادر خواهد بود تنگه هرمز را بازگشایی کند، اما حقیقت این است که او هیچ گزینه مناسبی برای این کار، جز بازگشت به تفاهمنامه ندارد.
به گزارش ایسنا به نقل از اکونومیست وقتی دونالد ترامپ، ماه گذشته میلادی یادداشت تفاهم با ایران را برای پایان دادن به جنگ امضا کرد، با افتخار گفت که «به هر آنچه که برای رسیدن به آن برنامهریزی کرده بودیم، دست یافتهایم. جنگ خلیجفارس پایان مییابد و تنگه هرمز بازگشایی میشود.» اما کمتر از یک ماه بعد، به نظر میرسد که این توافق در حال فروپاشی است؛ جنگ از سر گرفته شده و تردد از طریق تنگه متوقف شده است.
به نوشته اکونومیست، در مرکز این مناقشه، اختلافنظر بر سر این تفاهمنامه وجود دارد. بند پنجم آن بیان میکند که ایران «ترتیباتی را برای عبور ایمن کشتیهای تجاری اتخاذ خواهد کرد.» مانند بخش زیادی از تفاهمنامه، این بند مبهم نوشته شده است. آمریکا آن را به این معنی تفسیر میکند که ایران مینها را جمعآوری و تنگه را باز خواهد کرد. ایران استدلال میکند که این بند همچنین حق مدیریت ترافیک را به آن میدهد. نشریه انگلیسی میافزاید: «ایران میگوید که مسیر عمان در حال حاضر بسته است. آمریکا اصرار دارد که این مسیر همچنان باز است، اما در اینجا، واژهها کمتر از واقعیت اهمیت دارند. اگر صاحبان کشتیها فکر کنند که ممکن است مورد حمله قرار گیرند، اکثر آنها تنگه هرمز را بسته در نظر میگیرند. کپلر (Kpler)، یک شرکت ردیاب کشتی میگوید که ترافیک نفتکشها در پایینترین سطح خود قرار دارد. بنابراین، آمریکا دوباره به فشار و تشدید تنش روی آورده است اما این هم به بازگشایی تنگه هرمز، کمکی نخواهد کرد.
حملات مغولوار نظامیان صهیونیست به خانههای مردم در جنوب لبنان
رژیم صهیونیستی با بمبگذاری و انفجار به تخریب زیرساختهای مناطق جنوبی لبنان ادامه میدهد؛ افزون بر این، منابع خبری از تداوم اقدامات خرابکارانه رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان از جمله سرقت و آتش زدن منازل مردم این منطقه خبر میدهند.
در جایی از تاریخ جهانگشا، عطاملک جوینی در وصف آنچه مغولان بر سر یکی از مناطق آورده بودند، نوشته است: «آمدند و کَندند و سوختند و کُشتند و بُردند و رفتند.» اکنون آنچه رژیم آپارتاید اسرائیل در جنوب لبنان انجام میدهد، برای بسیاری از ناظران یادآور همان روایت تاریخی است، روایتی از ویرانی، غارت و تخریب. در حالی که جنوب لبنان همچنان زیر سایه تجاوزات مکرر صهیونیستها قرار دارد، گزارشها از انفجار عمدی زیرساختها، تخریب خانههای مسکونی، غارت اموال شهروندان و ایجاد فضای رعب و ناامنی حکایت دارد، اقداماتی که افزون بر خسارتهای گسترده انسانی و اقتصادی، روند بازگشت آوارگان لبنانی به خانههایشان را نیز با موانع جدی مواجه کرده است.
انفجارهای پیدرپی در جنوب لبنان
منابع خبری لبنان از انفجارهای شدید جدید در مناطق جنوبی این کشور خبر دادند. براساس این گزارشها، ارتش رژیم آپارتاید اسرائیل با انفجارهای مهیب، بخشهایی از زیرساختهای شهرک «کفر تبنیت» در استان نبطیه را تخریب کرده و همزمان حملات و تحرکات نظامی خود را در شهرک «الخیام» و منطقه «میفدون» ادامه داده است. اگرچه جزئیات کامل میزان خسارتها هنوز منتشر نشده، اما منابع محلی تأکید دارند که هدف این انفجارها، تخریب زیرساختهای غیرنظامی و دشوارتر کردن بازگشت ساکنان به مناطق مرزی است.
غارت خانهها؛ از سرقت تا آتش زدن منازل
همزمان با ادامه عملیات نظامی، تصاویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی از ابعاد تازهای از رفتار نظامیان صهیونیست پرده برداشته است. این تصاویر نشان میدهد نظامیان اسرائیلی پس از ورود به منازل شهروندان در شهرک «دیرسریان»، اموال و اثاثیه خانهها را به سرقت برده و سپس بسیاری از این منازل را به آتش کشیده یا با مواد منفجره تخریب کردهاند. پیش از این نیز تصاویری از کامیونهایی منتشر شده بود که لوازم خانگی سرقتشده از جنوب لبنان را به سرزمینهای اشغالی منتقل میکردند، تصاویری که بازتاب گستردهای در رسانهها و افکار عمومی منطقه داشت.
اعتراف رسانه اسرائیلی به راهزنی نظامیان
دامنه این غارتها به اندازهای گسترده بوده که حتی رسانههای صهیونیستی نیز نتوانستهاند آن را نادیده بگیرند. روزنامه عبرزبان هاآرتص پیشتر به نقل از نظامیان و فرماندهان میدانی ارتش اسرائیل گزارش داده بود که سرقت اموال منازل و مغازههای جنوب لبنان به رفتاری فراگیر تبدیل شده است. براساس این گزارش، موتورسیکلت، تلویزیون، تابلوهای هنری، مبلمان، فرش و دیگر وسایل شخصی شهروندان لبنانی بهطور مکرر توسط نظامیان به سرقت رفته و با وجود اطلاع فرماندهان ارشد ارتش، هیچ اقدام مؤثری برای جلوگیری از این رفتارها صورت نگرفته است، موضوعی که بیش از پیش ماهیت عملکرد ارتش اشغالگر را زیر سؤال برده است.
دستگیری جاسوس ارشد موساد در لبنان
خبر دیگر از لبنان آنکه منابع امنیتی این کشور از دستگیری یکی از مهمترین عوامل موساد در این کشور خبر دادند، فردی که بنابر گزارشها در انتقال اطلاعات حساس درباره فرماندهان حزبالله نقش مهمی داشته است. براساس اطلاعات منتشرشده، این شهروند لبنانی پس از هفتهها رصد اطلاعاتی، هنگام خروج از فرودگاه بینالمللی بیروت و در حالی که قصد سفر به عراق را داشت، بازداشت شد. تحقیقات اولیه نشان میدهد وی از طریق سفر به ترکیه با عوامل موساد دیدار کرده و اطلاعات مربوط به اهداف امنیتی و شخصیتهای برجسته مقاومت را در اختیار رژیم صهیونیستی قرار میداده است.
به گفته منابع قضایی لبنان، اطلاعات منتقلشده از سوی این جاسوس در عملیات ترور شماری از فرماندهان ارشد حزبالله طی سال ۲۰۲۴، از جمله شهید فؤاد شکر و ابراهیم عقیل مورد استفاده قرار گرفته است. پرونده این فرد پس از تکمیل تحقیقات اولیه به دادگاه نظامی ارجاع شده و مقامات امنیتی تأکید کردهاند که بازداشت وی بخشی از سلسله عملیات گسترده ضدجاسوسی لبنان پس از جنگ اخیر و در راستای شناسایی شبکههای نفوذ رژیم صهیونیستی در این کشور است.
اختلافنظر درباره «توافق چارچوب»
همزمان با ادامه تجاوزات رژیم صهیونیستی، فضای سیاسی لبنان نیز شاهد اختلافنظر درباره «توافق چارچوب» است. زیر بمبارانهای قطعنشدنیِ رژیم، جوزف عون، رئیسجمهور لبنان، این توافقِ یکطرفه به نفع رژیم را بهترین گزینه ممکن برای پایان دادن به بحران کنونی دانسته و ابراز امیدواری کرده است که با حمایتهای بینالمللی، زمینه توقف خونریزی و حفظ منافع ملی لبنان فراهم شود. وی تأکید کرده است که گفتوگوی داخلی و حفظ وحدت ملی، تنها راه عبور از شرایط دشوار کنونی و مقابله با زیادهخواهیهای رژیم صهیونیستی است؛ البته او هیچ اشارهای به این نکرده است که طبق مفاد این توافق باید مقاومت لبنان را تضعیف کرد و اینکه با این مفاد چگونه میتوان در داخل دل به گفتوگو بست.
انتقاد حزبالله از عملکرد دولت
در مقابل، حسن فضلالله، نماینده پارلمان لبنان و عضو فراکسیون «وفاداری به مقاومت»، با انتقاد شدید از عملکرد دولت، توافق چارچوب را «بدترین توافق در تاریخ دولتها» توصیف کرد و معتقد است مفاد آن به سود رژیم صهیونیستی تنظیم شده و هیچ منفعتی برای لبنان ندارد. وی تأکید کرد که اولویت حزبالله، آزادسازی سرزمینهای اشغالی، توقف تجاوزات، بازگشت آوارگان، آزادی اسرا و بازسازی مناطق ویرانشده است و مقاومت در کنار مردم لبنان برای کاهش آلام ناشی از جنگ ایستاده است. فضلالله همچنین مسئولیت اصلی بازسازی خانههای ویرانشده و بازگرداندن مردم به روستاهای مرزی را برعهده دولت دانست و تأکید کرد که مقاومت، جداییناپذیر از مردم لبنان است و همه ظرفیتهای خود را برای حمایت از آنان به کار خواهد گرفت. بسیاری دیگر از لبنانیها هم همسو با حزبالله در انتقاد به دولتِ غربگرای لبنان، این توافق را یکسره مخرب خواندهاند.
آنچه امروز در جنوب لبنان جریان دارد، تنها به تبادل آتش یا درگیریهای نظامی محدود نیست؛ تخریب زیرساختها، غارت اموال غیرنظامیان و تداوم ناامنی، تصویری از جنگی فراتر از میدان نبرد ترسیم کرده است، جنگی که زندگی روزمره مردم را هدف گرفته و بازگشت هزاران آواره را با ابهام روبهرو کرده است. در چنین شرایطی، همزمان با تشدید اختلافات در داخل لبنان بر سر نحوه مواجهه با بحران، تداوم این روند میتواند نهتنها بر آینده امنیت مناطق مرزی، بلکه بر ثبات سیاسی و اجتماعی این کشور نیز تأثیرات عمیقتری بر جای بگذارد.
خط و نشان وزیر جنگ آمریکا برای عراق همزمان با دیدار علی الزیدی
وزیر جنگ آمریکا همکاریهای تجاری و دفاعی با عراق را منوط به خلع سلاح گروههای مقاومت دانست و از بغداد خواست میان این گروهها و گسترش روابط با واشنگتن، یکی را انتخاب کند. علی الزیدی هفته آینده نیز به ایران سفر میکند.
در دو دهه گذشته، آمریکا همواره کوشیده است با بهرهگیری از حضور نظامی، فشارهای سیاسی و اهرمهای اقتصادی، بر تصمیمات استراتژیک بغداد اثرگذار باشد. این رویکرد بهویژه در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپِ سودایی وارد مرحلهای تازه شد؛ از تهدید به تحریم عراق در صورت تصویب خروج نیروهای آمریکایی، تا اعمال فشار برای مهار گروههای مقاومت و محدود کردن روابط بغداد با تهران و حتی دخالت آشکار در انتخاب نخستوزیر در این کشور. پس از ترور سرداران شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس در خاک عراق در سال ۲۰۲۰ و تصویب مصوبه پارلمان عراق برای اخراج نیروهای خارجی، واشنگتن بارها تلاش کرده است با گره زدن همکاریهای امنیتی، اقتصادی و نظامی به خواستههای خود، مسیر سیاست خارجی و امنیتی بغداد را تحت تأثیر قرار دهد، سیاستی که همچنان در دولت ترامپ نیز با ادبیاتی صریحتر دنبال میشود.
شرطگذاری واشنگتن برای بغداد
در ادامه همین رویکرد، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، بامداد چهارشنبه و همزمان با سفر علی الزیدی، نخستوزیر عراق، به واشنگتن، ادامه همکاریهای تجاری و دفاعی با بغداد را به خلع سلاح گروههای مقاومت عراقی مشروط کرد. وی با طرح این ادعا که این گروهها مسئول صدها حمله به نیروهای آمریکایی بودهاند، از دولت عراق خواست برای «تعمیق شراکت» با واشنگتن، حاکمیت خود را تثبیت کرده و مقاومت را خلع سلاح کند. این اظهارات در حالی مطرح شد که الزیدی در جریان سفر خود با دونالد ترامپ نیز درباره همکاریهای امنیتی، اقتصادی و تحولات منطقه گفتوگو کرد و وزیر جنگ آمریکا از خروج نظامیان آمریکایی از عراق تا پایان سپتامبر(شهریور) خبر داد.
ادعایی عجیب!
در این میان و همزمان با این تهدیدات، برخی از رسانهها مدعی شدهاند که دولت عراق در راستای همسویی با خواستههای آمریکا، حزبالله لبنان و نهادهای وابسته به آن را بار دیگر در فهرست تحریمهای خود قرار داده است. این خبر تا زمان تنظیم این خبر قابل تأیید نیست، اما اگر این خبر صحت داشته باشد، جای این پرسش هست که آیا دولت عراق خوشرقصی را اینقدر سریع آغاز کرد؟! آنچه مشخص است فشارهای سنگین اقتصادی و... واشنگتن است، اما نخستوزیران پیشین عراق هم در قبال این فشارها بعضاً کوشیدهاند که منفعل محض نباشند.
الزیدی پس از واشنگتن راهی تهران
همزمان، منابع رسانهای عراق از سفر رسمی علی الزیدی به تهران در هفته آینده خبر دادند. براساس گزارشها، این سفر در پاسخ به دعوت رسمی مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، انجام میشود و با هدف تقویت روابط دوجانبه، بررسی پروندههای مشترک و رایزنی درباره مسائل مهم منطقهای صورت خواهد گرفت.