خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۶/۱۰

اعتراف نتانیاهو به یک تلاش ۴۰ ساله علیه ایران
نخستوزیر رژیم صهیونیستی گفت: ۴۰ سال تلاش کردم تا بتوانم نهادهای امنیتی خودمان را متقاعد کنم که مستقیماً با خودِ ایران مقابله کنند.
«بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر رژیم صهیونیستی رسما به تاثیرگذاری صهیونیسم بر تصمیمگیری در آمریکا و متقاعد کردن دونالد ترامپ تروریست برای تجاوز نظامی به ایران اعتراف کرد.
وی در یک سخنرانی انتخاباتی در جمع حامیانش و در حال تلاش برای انتخاب مجدد با وجود کاهش شدید محبوبیتش در میان صهیونیستها گفت: «من نزدیک به ۴۰ سال است که با مسئله ایران درگیر بودهام. زمان زیادی طول کشید تا بتوانم نهادهای امنیتی خودمان را متقاعد کنم که مستقیماً با خودِ ایران مقابله کنند. همچنین زمان زیادی طول کشید تا ایالات متحده را به این درک برسانم».
نخستوزیر رژیم اشغالگر ادعا کرد: من ساعتها در این زمینه در تلویزیون آمریکا ظاهر شدم با گفتن اینکه «ایران تنها چند دقیقه با دستیابی به سلاح هستهای فاصله دارد».
نشریه آمریکایی یو اسای تودی
در گزارشی به قدرت موشکی ایران و عبور موشکهای خیبرشکن از خطوط پدافندی آمریکا اذعان کرد.
یو اسای تودی در مطلبی نوشت: کارشناسان نظامی معتقدند که ایران نسل جدیدی از موشکهای بالستیک را در اختیار دارد که میتواند از لایههای پدافند هوائی آمریکا عبور کرده و اهداف مورد نظر خود را به دقت منهدم کند. این توانایی باعث شده پایگاههای آمریکا در کشورهای حوزه خلیجفارس متحمل خسارتهای سنگینی شوند.
بر اساس این گزارش، در رأس این تحول موشکی، خیبرشکن با برد ۹۰۰ مایل و کلاهک جنگی قابل هدایت از طریق امواج ماهوارهای قرار دارد. ایران به صورت گسترده در حملات خود علیه پایگاههای آمریکا در بحرین و اردن از این نوع موشکها استفاده کرده است.
برخلاف موشکهای بالستیک کلاسیک که در مسیر ثابت قابل تعقیب، حرکت میکنند این نوع موشک میتواند مسیر خود را در مرحله نهائی تغییر دهد و همین مسئله باعث میشود از پدافند هوائی دشمن عبور کرده و اهداف را مورد اصابت قرار دهد. خیبرشکن بر روی لانچرهای متحرک سوار میشود که رصد و نابود کردن آن قبل از شلیک را بسیار سخت میکند. این موشکها میتوانند به مواضع آمریکا و رژیم صهیونیستی و همچنین پایگاههای واشنگتن در قطر، عربستان و امارات اصابت کنند.
کارشناسان تاکید کردند که توان موشکی ایران باعث شده آمریکا به صورت بیسابقهای اقدام به تغییر مواضع دفاعی خود کند به طوری که گزارش واشنگتن پست فاش کرد ۲۲۸ تأسیسات در ۱۵ پایگاه نظامی آمریکا آسیب دیده است. به گزارش مهر، بری مکفری ژنرال آمریکایی تصریح کرد که احتمالا آمریکا دیگر نتواند از این ۱۵ پایگاه استفاده کند و موشک جدید ایران در کنار حملات پهپادی باعث وارد آمدن خسارتهای سنگین به این پایگاهها شده است.
روایت آسوشیتدپرس از پیامدهای مرگبار موشک جدید آمریکا در لامرد
«موشکهای ضربه دقیق» یا PrSM ساخت شرکت لاکهید مارتین که به عنوان موشک بالستیک آیندهنگر با برد بلند و دقت بالا تبلیغ میشود، ظاهراً برای نخستین بار در روز اول جنگ علیه ایران به کار گرفته شده است. بررسی سازمان نظارت بر درگیریهای مسلحانه «ایروارز» (Airwars) و مصاحبه با کارشناسان تسلیحاتی نشان میدهد این موشک هنگام انفجار در هوا، هزاران گلوله فلزی متراکم را در شعاع وسیعی پخش میکند و استفاده از آن در نزدیکی مناطق مسکونی خطرناک است.
سه موشک در 28 فوریه 2026 (9 اسفند 1404) به شهر لامرد در جنوب ایران اصابت کردند و بر فراز یک مجموعه ورزشی و دو محله مسکونی منفجر شدند. بر اساس یافتههای ایروارز، این حملات حداقل 21 غیرنظامی از جمله هفت کودک را به شهادت رساندند.
غیرنظامیان تا فاصله 50 متری محل انفجار به شهادت رسیدند و خسارات تا بیش از سه برابر این فاصله مشاهده شده است. عکسها، فیلمها و تصاویر ماهوارهای که توسط ایروارز تحلیل و توسط خبرگزاری آسوشیتدپرس تأیید شده نشاندهنده آثار برخورد گسترده گلولهها روی ساختمانها، خیابانها و خودروها است که با الگوی انفجار PrSM سازگار است.
ارتش آمریکا استفاده از موشکهای PrSM در ایران را تأیید کرده اما حمله به لامرد را رد کرده است. سخنگوی فرماندهی مرکزی آمریکا مدعی شده نیروهای آمریکایی در آن روز هیچ سلاحی به لامرد شلیک نکردهاند و یکی از فیلمها ممکن است مربوط به موشک کروز ایرانی «هویزه» باشد.
با این حال، شش کارشناس تسلیحاتی (از جمله دو مقام سابق نظامی) به آسوشیتدپرس گفتهاند شواهد با PrSM مطابقت دارد و هیچ شواهدی مبنی بر اینکه حمله به لامرد با موشکهای ایران صورت گرفته باشد وجود ندارد.
ایروارز با استفاده از منابع عمومی، موقعیتیابی جغرافیایی و تحلیل تصاویر، شعاع آسیب را نقشهبرداری کرده است. برای نمونه، یکی از انفجارها روی سالن ورزشی شهید نعیمی هفت غیرنظامی (عمدتاً کودکان) را به شهادت رساند و به مدرسهای در حدود 170 متری آسیب زد.
در محله تلخندق، یک دختر دو ساله که در حیاط خانه بازی میکرد، در فاصله حدود 50 متری به شهادت رسید. حال آنکه هیچ شواهدی وجود ندارد که نشان دهد که شلیک آن موشک باعث تلفات نظامیان یا آسیب به زیرساختهای نظامی ایران شده باشد.
موشک PrSM جایگزین سیستم قدیمیتر ATACMS است و بردی بیش از 499 کیلومتر دارد. برخلاف مدل قبلی که به قطعات فولادی یا بمبهای کوچک تبدیل میشود، این موشک دهها هزار گلوله تنگستن را با سرعت بالا در همه جهات پرتاب میکند. تنگستن به دلیل چگالی بالا شکل خود را حفظ میکند و قدرت نفوذ بالایی دارد. به گزارش تسنیم، از زمان این حملات، پنتاگون قرارداد بیش از
4 میلیارد دلاری با لاکهید مارتین برای افزایش چهاربرابری تولید PrSM امضا کرده است. بریتانیا و استرالیا نیز خرید این موشک را دنبال میکنند.
اعتراف فرمانده نیروی دریایی آمریکا به دشواری بازگشت به پایگاه بحرین
فرمانده ارشد نیروی دریایی آمریکا به دشواری بازگشت به پایگاه بحرین در آینده نزدیک اعتراف کرد.
دریاسالار داریل کادل، فرمانده نیروی دریایی آمریکا اعلام کرد نیروهای این کشور در آینده نزدیک به پایگاه خود در بحرین باز نخواهند گشت و ناو هواپیمابر «تئودور روزولت» نیز قرار است جایگزین ناو «جورج واشنگتن» در دریای عرب شود.
رئیس عملیات نیروی دریایی آمریکا روز دوشنبه (9 شهریورماه) در یک نشست سراسری با نیروهای نیروی دریایی گفت، بازگشت به پایگاه بحرین در آینده نزدیک امکانپذیر نیست. او در پاسخ به پرسشی درباره وسایل شخصی نظامیان که پس از حمله ایران در بحرین باقی مانده است، گفت: «به این زودی به آنجا بازنمیگردیم»، اما تأکید کرد: نیروی دریایی برای فراهم کردن راهی جهت انتقال وسایل نیروها تلاش میکند.
کادل همچنین درباره نحوه استقرار ناوهای هواپیمابر در منطقه گفت ناو «تئودور روزولت» جایگزین «جورج واشنگتن» در دریای عرب خواهد شد. او تأکید کرد: نیروی دریایی باید از تجربه استقرارهای قبلی، بهویژه مأموریتهای «جرالد آر. فورد» و «آبراهام لینکلن»، درس بگیرد و با تأمین بهتر قطعات، مواد غذایی، اقلام بهداشتی و دیگر تجهیزات، شرایط بهتری برای نیروها فراهم کند.
رئیس عملیات نیروی دریایی آمریکا همچنین به اهمیت توقف ناوها در بنادر برای حفظ روحیه و کیفیت زندگی خدمه اشاره کرد.
ناو «آبراهام لینکلن» در جریان مأموریت رزمی طولانی خود در خاورمیانه بیش از 250 روز بدون توقف در بندر فعالیت کرده بود؛ موضوعی که بهگفته کادل باید در برنامهریزیهای آینده مورد توجه قرار گیرد.
این مقام آمریکایی در بخش دیگری از سخنان خود بر طرح «اولویت با ملوانان» تأکید کرد و گفت: نیروی دریایی تلاش دارد با کاهش مشکلات اداری، بهبود مسکن، خدمات درمانی و حمایت از خانوادهها، شرایط زندگی و خدمت نیروها را بهتر کند. او همچنین درباره سلامت روانی ملوانان و موارد خودکشی میان نیروها گفت طیف کاملی از خدمات، از تکنیسینهای درمانی و روانشناسان گرفته تا روانپزشکان و مشاوران مذهبی، باید در دسترس نیروها باشد.
در همین حال، میلیتاری تایمز پیشتر در گزارشی درباره خسارتهای واردشده به پایگاه پشتیبانی دریایی آمریکا در منامه بحرین نوشته بود که میزان خسارت این پایگاه نزدیک به 400 میلیون دلار برآورد شده است.
به گزارش تسنیم، این وبسایت آمریکایی گزارش داده بود که مقر ناوگان پنجم آمریکا، یک پادگان، چندین انبار، برجهای ارتباطی و یک ایستگاه تأمین آب آشامیدنی از جمله بخشهایی هستند که در جریان حملات ایران بهشدت آسیب دیدهاند. بهنوشته این رسانه، ابعاد خسارت احتمالاً یکی از دلایلی بوده که مقامات آمریکایی را به سانسور شدت آسیبهای واردشده واداشته است.
امضای ترامپ پای توافق حس خوبی به آدم میدهد!
وقتی رئیسجمهور دولت تروریست آمریکا رسماً مرگ تفاهمنامه اسلامآباد را اعلام کرد، برای چندمین بار اثبات شد که حساب باز کردن روی آمریکا نتیجهای جز خسارت محض ندارد. اگرچه مذاکرهکنندگان به هر دلیلی این مسیر را رفتند و به بدعهدی ذات آمریکا اذعان داشتند، اما از همان ابتدا روشن بود که آمریکاییها هیچ تفاهمی را اجرا نخواهند کرد.
اظهارات اخیر عباس موسوی، معاون تشریفات دفتر رئیسجمهور که پیش از این در دولت روحانی سخنگوی وزارت امور خارجه بوده است، در برنامه «به وقت ایران»، رونوشتی تمامعیار از همان ادبیات توجیهی و خسارتبار دوران برجام است که نیازمند تأمل جدی است.
موسوی در عجیبترین بخش سخنان خود مدعی شده که «نفس امضای توافقنامه حتی در صورت نقض از سوی طرف مقابل، یک دستاورد محسوب میشود» و «امضای ترامپ پای توافق حس خوبی به آدم میدهد!» این تئوریزه کردن، بیخاصیتترین نوع دیپلماسی است؛ چگونه میتوان «نفس تفاهم» را دستاورد نامید، وقتی بند به بندِ آن زیر پا گذاشته شده و روی کاغذ هم باقی نمانده است؟
همچنین سخنگوی وزارت خارجه دولت روحانی در عین دستاورد تراشیدن برای این توافقنامه، دچار تناقضگویی شده و خودش بر بیاعتباری امضاها مهر تأیید میزند و اذعان میکند: «برایم سخت است که بگویم ولی حقوق بینالملل کاغذ پارهای بیش نیست...»! باید از ایشان پرسید اگر حقوق بینالملل و توافقات، کاغذپارهای بیش نیستند، چطور «نفسِ امضای» یک کاغذپاره دیگر روی دست کشور، دستاورد جا زده میشود؟!
این دستاوردسازیهای خیالی دقیقا از جنس همان «فتحالفتوح» نامیدن برجام است؛ همان برجامی که آمریکا یکطرفه از آن خارج شد، اما دولت روحانی آن را یکطرفه اجرا کرد تا در نهایت در دولت چهاردهم با چکاندن ماشه توسط اروپاییهای خبیث به تاریخ بپیوندد.
از سوی دیگر، تقلیل هدف دیپلماسی به «مدیریت تنش و به تأخیر انداختن شر»، پذیرش رسمی موضع ضعف و دیپلماسی منفعلانه است. صیانت از منافع ملی با رویکرد پدافندی و دلخوش کردن به آرامشهای موقت به دست نمیآید، بلکه دشمن را زیادهخواهتر میکند. همچنین وقتی ایشان استدلال میکند که «طبق متون دینی و سازوکارها، بدعهدی دشمن غیرمنتظره نیست»، باید پرسید اگر بدعهدی دشمن از پیش قطعی است، چرا توافقی امضا میشود که هیچ ضمانت اجرائی محکمی ندارد؟ پیشبینی بدعهدی بدون داشتن ابزار فشار، نه هوشمندی، بلکه عین بیتدبیری است.
ادعای «اقدام در برابر اقدام» و «عدم معامله نسیه» نیز با واقعیت میدان فرسنگها فاصله دارد؛ چرا که وقتی ترامپ یکطرفه زیر میز میزند، این فرمول روی کاغذ باقی میماند. عصر «فتحالفتوح» خواندن سندهای بیخاصیت سالهاست که گذشته و توافقی که نفع ملموس برای مردم نداشته باشد، نه «گام به جلو» بلکه عقبنشینی آشکار است.
مدیر وبسایت اصلاحطلب: اگر توافق نکنید، اغتشاش میشود!
«دیپلماسی ذیل سایه تهدید و ترس» سیاستی برای دیکته کردن مطالبات و تحمیل اراده است که علاوهبر ترامپ بر زبان مدیران اصلاحطلب نیز جاریست؛ مدیر وبسایت جماران با تأسی از همین رویه، عدم بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد را ذیل سایه تهدید تفسیر کرد و مدعی شد: «فضای ضد توافق موجب تقویت براندازان میشود».
21 خرداد 1405، ترامپ در مصاحبه با «فاکس نیوز» گفت: «اگر ایران توافق را امضا نکند، دوباره آن را بمباران میکنیم»؛ تفاهم نامه امضا و پس از مدتی نقض شد اما دیپلماسی ذیل سایه تهدید هنوز ادامه دارد.
پس از اظهار بیمیلی ترامپ برای توافق مجدد و بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد، نوبت به اصلاحطلبان رسید که ذیل سایه تهدید و ترس، بازگشت به تفاهمنامه را در «بوق» کنند؛ مدیر وبسایت «جماران» 8 شهریور 1405 طی گفتوگو با وبسایت «انصاف نیوز» اظهار داشت: «اگر فرصتها را نشناسیم، ممکن است پیروزیهای بزرگ به شکستهای سنگین تبدیل شوند».
وی ادامه داد: «ایجاد فضای ضدتوافق در داخل میتواند همزمان باعث افزایش نارضایتی و اعتراضات و تقویت براندازان شود و معادلهای ایجاد کند که به نفع هیچکس نیست».
این مدیر اصلاحطلب چشم بر بدعهدیهای طرف آمریکایی بست و منتقدان را «ذاتاً بدبین» توصیف کرده و گفت: «منتقدان توافق... بخش قابل توجهی از مخالفتهای خود را بر مبنای پیشفرضهای ذاتا بدبینانه نسبت به توافق بنا کردهاند».
وی پس از اینکه مدعی شد که «صداوسیما، تریبونهای نماز جمعه و تریبونهای خیابان» تفاهمنامه را خوب تبیین نکردند، با استفاده از واژه «باید» برای «شعام» ماموریت تعریف کرد و گفت: «شورای عالی امنیت ملی و دولت باید به هر طریق ممکن بر فضای ضدتوافق غلبه کنند».