بنگاه خبرپراکنی حکومت انگلیس خبر داد: از شروع محاصره دریایی آمریکا تا دیروز، چهار کشتی مرتبط با ایران از تنگه هرمز عبور کردهاند.
به گزارش بیبیسی، چهار کشتی مرتبط با ایران، از شروع محاصره دریایی آمریکا تا دیروز، از تنگه هرمز عبور کردهاند. یکی از آنها کشتی فلهبر به نام «کریستینا» است که دوشنبه (پس از شروع محاصره) پس از توقف در بندر امام خمینی از تنگه عبور کرده. کشتی «ریچ استاری» (که تحت تحریم آمریکا قرار دارد) شبانه از بندر شارجه امارات حرکت کرده و از تنگه هرمز به سمت شرق رفته است.
نفتکش «مورلیکیشان» (تحت تحریم) از لانشان چین حرکت کرده و از تنگه به سمت غرب رفته است. کشتی دیگری به نام «الپیس»، دیروز از بندر بوشهر به سمت شرق از تنگه هرمز عبور کرده است.
محاصره دریایی نه عملیاتی است و نه پایدار
«حسین رضویپور»؛ تحلیلگر اقتصادی در گفتوگو با ایرنا درباره اقدام اخیر رئیسجمهور آمریکا مبنی بر محاصره دریایی ایران با هدف واردکردن فشارهای سیاسی و اقتصادی به تهران اظهار داشت: ابتدا باید دید از نظر فنی چنین محاصرهای امکانپذیر هست یا خیر؛ وقتی ایران جلوی تردد کشتیها از تنگه هرمز را میگیرد؛ باید توجه داشت که تنگه هرمز آبراهی است با مسیری محدود که حتی با چشم غیرمسلح قابل رصد است و میتوان تردد کشتیها را در آن کنترل کرد.
وی افزود: در موضوع آبراههها باید توجه داشت که این مسیرها با سادهترین ابزارها، از جمله پهپادهای ارزانقیمت اما با کیفیت مناسب، میتوان کشتیهای غیرمجاز را تهدید کرد که در صورت تردد هدف قرار گیرند اما در مسافتهای دورتر از تنگه هرمز، جایی که بخواهند توقیف کشتیها را انجام دهند؛ نیروی نظامیِ مجری باید در محدوده دسترسی به کشتیها حضور نزدیک داشته باشد.
تحلیلگر اقتصادی ادامه داد: در زمان تجاوز نظامی اخیر آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران دیدیم که بسیاری از ناوها و ناوشکنهای جنگی آمریکا در اقیانوس هند مستقر شدند تا از تیررس موشکهای کروز دریایی ایران دور بمانند. همین موضوع یک عامل فنیِ بازدارنده است و مانع میشود که بتوانند در فاصله نزدیک، کنترل و اعمال اقتدار مؤثر بر تردد کشتیها داشته باشند. بنابراین، از نظر فنی و نظامی، توقیف کشتیهایی که در بنادر ایران پهلو میگیرند چندان آسان نخواهد بود.
رضویپور افزود: از سوی دیگر، مهمترین شریک تجاری فعلی ایران چین است و آمریکا بعید است در شرایط کنونی بخواهد مستقیماً با کشتیها یا تجارت دریایی چین درگیر شود؛ چرا که احتمال مقابلهبهمثل چین وجود دارد. این هم یک عامل فنی و بازدارنده دیگر است که موفقیت چنین اقداماتی را با تردید مواجه میکند.
او درباره تأثیر این تهدیدها بر بازارهای انرژی گفت: نکته جالب این است که بلافاصله پس از اعلام این تصمیم توسط ترامپ، قیمت جهانی انرژی رو به افزایش گذاشت و به عنوان مثال، اوراق آتی گاز در اروپا ظرف یک روز ۱۸ درصد رشد کرد. این نشان میدهد چشمانداز آینده بازار انرژی نسبت به وضعیت کنونی بحرانزدهتر است. علت روشن است؛ وقتی عرضه انرژی به دلیل محدودیت در تنگه هرمز و کاهش تولید یا صادرات نفت و گاز در خلیجفارس چشمانداز کاهشی پیدا میکند، هر تکانهای که عرضه را کمتر کند، به افزایش قیمتها دامن میزند.
محاصره دریایی به شوک انرژی دامن میزند
تحلیلگر اقتصادی یادآوری کرد: به همین دلیل در آغاز جنگ دیدیم که حتی آمریکاییها برخی تحریمهای نفت و گاز ایران و روسیه را تعلیق کردند تا عرضه بیشتری وارد بازار جهانی شود و از شوک اولیه عبور کنند. حالا همان آمریکا، نفتکشها یا کشتیهای باری مرتبط با ایران یا مبدأ گرفته از بنادر ایران را تهدید میکند؛ اقدامی که احتمالاً به شوک انرژی میافزاید و بخشهایی از اقتصاد جهانی که از شوک انرژی آسیبپذیر هستند، بیشتر تحت فشار قرار میگیرند.
رضویپور تصریح کرد: اروپا و کشورهای جنوب شرق آسیا مانند ژاپن، هنگکنگ، چین و کرهجنوبی، و حتی خود آمریکا، از رکود تورمی ناشی از افزایش قیمت انرژی متأثر خواهند شد. به نظر میرسد این سیاست، خطا و با نتیجه معکوس برای آمریکا باشد؛ در میدان عمل چندان موفق نخواهد بود، اما از نظر شوک روانی آثار منفی بر بازار نفت خواهد گذاشت.
او درباره تاثیر محاصره تنگه هرمز بر اقتصاد ایران، گفت: گستردگی جغرافیایی کشور و امکان استفاده از مرزهای غیردریایی برای تجارتهای کلیدی با همسایگان، بخش بزرگی از ریسکهای ایران را پوشش میدهد. همانطور که در مورد غلات و برخی نهادههای دیگر شاهد بودیم، بنادر شمالی جایگزین مناطق جنوبی شد و نیازهای کالایی تا حد زیادی تأمین شد؛ بنابراین، میتوان امور تجاری را با روشهای مختلف پوشش داد.
تحلیلگر اقتصادی تصریح کرد: ممکن است برخی کالاها با تأخیر یا هزینه بیشتر برسند، اما در دوران گذار و جنگ، این شوکها برای کشوری پهناور مانند ایران قابل مدیریت است. ممکن است این وضعیت هزینههایی به کشور تحمیل کند، اما در مقابل هزینههایی که برای خود آمریکاییها ایجاد میشود و عواید مالی ناشی از افزایش قیمت انرژی برای ایران، به نظر میرسد این هزینهها قابل جبران باشد.