خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۲/۳۰
آنچه آمریکا درباره سقوط دو هواپیمای سوخترسانش در جنگ با ایران نگفت
ارتش آمریکا مدعی است که سانحه مرگبار برای دو هواپیمای سوخترسانش در عراق ناشی از حملات دشمنان آمریکا نبوده، اما نشریه آتلانتیک روز سهشنبه نوشت که گزارشهای اولیه روایت دیگری نشان میدهند.
در ۱۲ مارس، دو فروند هواپیمای سوخترسان نیروی هوائی آمریکا که پس از آغاز تجاوز نظامی علیه ایران بر فراز عراق در حال پرواز بودند با یکدیگر برخورد کردند. دُم یکی از هواپیماها به شدت آسیب دید، ولی توانست فرود بیاید. اما دیگری سقوط کرد و شش نظامی را به کام مرگ کشاند. در همان روز، سنتکام اعلام کرد که این سقوط بر فراز «حریم هوائی دوستانه» در استان الانبار غرب عراق رخ داده و ناشی از آتش دشمن نبوده است؛ اما به نوشته نشریه «آتلانتیک»، گزارشهای اطلاعاتی اولیه روایت دیگری را نشان دادهاند.
این گزارشها حاکی از آن بود که دولت آمریکا آتش ضدهوایی از سوی گروههای مقاومت را در بازه زمانی نزدیک به برخورد شناسایی کرده بود و خلبانان ممکن است مجبور به فرار شده باشند.
این گزارشها که قبلاً عمومی نشدهاند، توسط دو مقام فعلی و یک مقام سابق به آتلانتیک اعلام شدند. با این حال سران سنتکام، با استناد به اطلاعات متفاوت و فوق محرمانه، همچنان مدعیاند که آن گزارشهای اولیه اشتباه هستند.
بر اساس ارزیابی آنها، گروههای مقاومت موشکهای زمین به هوا شلیک نکرده بودند که بتواند هواپیماها را تهدید کند. به ادعای آنها گزارشهای اولیه ممکن است پرتاب موشکهایی را ثبت کرده باشند که اهداف زمینی را نشانه میرفتند. پنتاگون بر مبنای این اطلاعات اعلام کرده که هیچ آتش دشمنی در کار نبوده و حادثه در حریم هوائی دوستانه رخ داده است.
مقامات نظامی به آتلانتیک گفتند که انتظار میرود تحقیقات نیروی هوائی به این نتیجه برسد که این فاجعه یک «حادثه قابل اجتناب» توسط خلبانانی بوده که در حریم هوائی شلوغ و پرازدحام فعالیت میکردند.
به نوشته رسانه آمریکایی، ارزیابی سنتکام از این حادثه، علیرغم اطلاعاتی که تصویری پیچیدهتر را نشان میداد، با الگوی دولت ترامپ برای حذف جزئیات مهم درباره نحوه جنگ ایران مطابقت دارد. مقامات ارشد موفقیتهای نظامی را با افتخار اعلام کردهاند و تنها دو روز قبل از سقوط، «پیت هگزت»، وزیر جنگ گفت که آمریکا «سلطه هوائی کامل» دارد. در مقابل واشنگتن اقدامات نیروهای ایرانی و گروههای مقاومت در سراسر خاورمیانه را کماهمیت جلوه دادهاند.
روایتهای متفاوت از آنچه پیش از سقوط رخ داد، نشاندهنده سردرگمی میدان نبرد و همچنین تهدید جدی است که گروههای مقاومت در عراق برای فعالیتهای نظامی آمریکا و اسرائیل ایجاد میکنند.
آتلانتیک نوشت که این گروهها نیرویی قدرتمند باقی ماندهاند و از زمان آغاز جنگ، تأسیسات آمریکایی را در سراسر عراق با حملات بیامان موشکی و پهپادی کوبیدهاند و سفارت آمریکا در بغداد را مجبور به تخلیه تقریباً کامل کردهاند. به نوشته رسانه آمریکایی، آنها زرادخانههای پیشرفتهای از جمله موشکهای بالستیک و سلاحهای ضدهوایی در اختیار دارند.
یک مقام آمریکایی گفت که در اوایل جنگ، ارزیابیهای اطلاعاتی آمریکا نشان میداد که یک تانکر سوخترسان به سختی از یک موشک مقاومت در عراق جان سالم به در برد، حادثهای که میتوانست برای نظامیان آمریکایی مرگبار باشد. یک سخنگوی سنتکام این روایت را رد کرد و گفت که هیچ نشانهای از چنین حادثهای ندارند.
از سوی دیگر، برخلاف جنگهای پیشین آمریکا که پنتاگون به روزنامهنگاران اجازه میداد جنگ را در کنار نیروهای مستقر مشاهده کنند، جزئیات مربوط به جنگ ایران تقریباً به طور انحصاری از بالا و از سمت دولت اعلام شده است، اطلاعاتی که یکدست و مثبت بودهاند. اولین آمار رسمی تلفات و مجروحان آمریکایی نیز تنها پس از گزارشدهی رسانهها اعلام شد.
اگرچه هگزث و کین تعداد زیادی جلسه توجیهی مطبوعاتی در پنتاگون برگزار کردهاند، اما در آنها بر تضعیف نیروها و قابلیتهای موشکی ایران و همچنین تعداد کل حملات علیه ایران متمرکز بودهاند.
«رد کوپر»، فرمانده سنتکام نیز در این جلسات شرکت داشته است. هفته گذشته در کنگره، قانونگذاران درباره تلفات غیرنظامیان جنگ از او سؤال کردند. او گفت که سنتکام در حال بررسی یک حادثه، یعنی بمباران مدرسه میناب در جنوب ایران در روز اول جنگ است که در آن آمریکا «سهواً» حدود ۱۷۰ نفر را به شهادت رسانده است.
اما اندیشکده انگلیسی «اِیروارز»، گروه ناظری که قبلاً با سنتکام همکاری نزدیک داشته، حدود ۳۰۰ حادثه در جنگ ایران را شناسایی کرده است که شامل تلفات غیرنظامیان میشود، حوادثی که به گفته این گروه نیازمند تحقیق هستند.
به گزارش فارس، کوپر در شهادت خود در کنگره گفت که تحقیقات اولیه در مورد ادعاهای تلفات غیرنظامیان وجود دارد، اما مدعی شد که هنوز هیچ کدام نقش آمریکا را تأیید نکرده است.
افزایش شدید همکاریهای امنیتی امارات با رژیم صهیونیستی و آمریکا
وبگاه عبریزبان واللا میگوید امارات به هماهنگیهای امنیتی عملیاتی خود با ارتش رژیم اسرائیل و فرماندهی مرکزی آمریکا شدت بخشیده است.
آنطور که خبرگزاری ایسنا از وبگاه اسرائیلی «واللا» نقل قول کرده، امارات در روزهای اخیر هماهنگیهای امنیتی عملیاتی را در چارچوب «ارزیابیهای وضعیت توسط ارتش اسرائیل و فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)» تشدید کرده است. این وبگاه نوشته است: «رهبری امارات تحت فشار زیادی است و از سناریوی توافق آمریکا و ایران که به نفعش نباشد، میترسد. این اقدامات در راستای آمادهسازی برای سناریوی احتمالی رویارویی نظامی مجدد در جنگ با ایران، در پس زمینه شکست احتمالی مذاکرات، انجام میشود. امارات همچنین از سناریوی ازسرگیری جزئی جنگ که قابلیتهای اصلی ایران را تضعیف نمیکند و آن را در درازمدت در برابر تهدید موشکهای بالستیک آسیبپذیر میکند، میترسد.»
روزنامه آمریکایی با اشاره به «کجفهمی ژنرالهای آمریکایی» در مسئله ایران، آن را در شکست آمریکا مؤثر دانست و نوشت، برخلاف ادعاهای ترامپ و برخی از مشاوران جنگطلب او آمریکا بههیچوجه مقابل ایران به «پیروزی کامل نظامی» دست نیافته است.
«ماکس بوت»، تحلیلگر ارشد و مشاور سابق امنیت ملی آمریکا در یادداشتی برای واشنگتنپست با انتقاد از توصیههای جنگطلبانه برخی «ژنرالهای پشتمیزنشین» به دونالد ترامپ، هشدار داده است که تشدید جنگ علیه ایران نهتنها به پیروزی قاطع منجر نمیشود، بلکه میتواند هزینههای سنگینتری برای آمریکا و اقتصاد جهانی ایجاد کند.این تحلیلگر با اشاره به بزرگنمایی موفقیت عملیات نظامی آمریکا مینویسد: «برخلاف ادعاهای جریانهای جنگطلب درباره تخریب گسترده توان موشکی و پهپادی ایران در جنگ کنونی گزارشهای اطلاعاتی نشان میدهد بخش قابلتوجهی از ذخایر موشکی و پهپادی ایران همچنان حفظ شده و ارزیابیهای خوشبینانه از نتایج عملیات باید با تردید نگریسته شود.» به گزارش تسنیم در ادامه این تحلیل میخوانیم: «ژنرالهای جنگطلب ترامپ را به بمباران پلها و نیروگاههای ایران ترغیب میکنند، اما آنها توانایی و اراده ایران برای پاسخ متقابل را دستکم میگیرند زیرا ایران میتواند این حملات را با هدف قرار دادن تأسیسات انرژی و آبشیرینکنهای منطقه پاسخ دهد؛ در آن صورت فاجعهای رقم خواهد زد که جهش 50درصدی قیمت نفت تا این لحظه، در برابر آن ناچیز خواهد بود.» در بخش دیگری از این گزارش تحلیلی آمده: «ایده ژنرالهای پشتمیزنشین برای تصرف جزیره خارگ یا ذخایر اورانیوم ایران، نیازمند اعزام هزاران نیروی زمینی به عمق خاک دشمن است. استقراری که تفنگداران دریایی را به اهدافی بیدفاع برای حملات ایران تبدیل میکند و به همین دلیل ترامپ ریسک اجرای آن را نپذیرفته است. محاصره دریایی ایران هم که با هدف وادار کردن تهران به عقبنشینی آغاز شد، تاکنون نتیجه تعیینکنندهای نداشته و در مقابل، بسته ماندن تنگه هرمز فشار تورمی و آسیب اقتصادی جهانی را تشدید کرده است.» تحلیلگر واشنگتنپست ضمن تاکید بر این که «بازگشایی هرمز با زور ممکن نیست» مینویسد: «بازگشایی نظامی تنگه هرمز به «یک ناو هواپیمابر با 80 هواپیما، یک دوجین ناو جنگی، نیم دوجین مینروب، 75 هواپیمای دیگر نیروی هوایی، 35 بالگرد ارتش و احتمالاً 5 تا 10هزار سرباز در اطراف سواحل ایران نیاز دارد. چنین عملیاتی بسیار پرخطر است و با اصابت حتی یک پهپاد ایرانی به یک نفتکش شکست میخورد و بنابراین خطر شکست عملیاتی آن بسیار بالا است...کاخسفید باید توصیههای ژنرالهای پشتمیزنشین را کنار بگذارد و به سمت توافق با ایران بر سر بازگشایی تنگه هرمز حرکت کند حتی اگر این کار مستلزم دادن امتیازات هستهای به ایران باشد.»
گزارش خواندنی فارن پالیسی از پیروزی ایران در جنگ روایتها
مجله قدیمی آمریکایی در گزارشی خواندنی با اشاره به «پیروزی ایران در جنگ روایتها» نوشته، ایران با استفاده از میمها(ویدئوها، تصاویر یا متنهای طنز یا گرافیکهای قابل انتشار در شبکههای اجتماعی)، ویدیوهای هوش مصنوعی، طنز اینترنتی و روایتسازی احساسی در شبکههای اجتماعی، توانست در «جنگ روایتها» پیروز میدان شود.
نقریباً تمام کارشناسان دنیا بر این باورند که پیروز نهایی در جنگهای آینده طرفی خواهد بود که در جنگ روایتها دست برتر را داشته باشد. گسترش روزافزون استفاده از رسانهها، شبکههای اجتماعی، پیامهای اجتماعی و فناوریهای دستگاههای تلفنهمراه، اهمیت این حوزه جدید از جنگ را دوچندان کرده است. کارشناسان این حوزه میگویند، در «جنگ شناختی» این ذهن انسان است که به میدان نبرد تبدیل میشود. هدف این است که نهتنها آنچه مردم فکر میکنند، بلکه نحوه تفکر و عمل آنها نیز تغییر کند.
در جنگ رمضان جمهوری اسلامی ایران به خوبی از جنگ شناختی و ابزارهای مهم آن یعنی جنگ روایتها علیه آمریکا و رژیم صهیونیستی بهره برد. فعالیت سفارت خانههای کشورمان در سرتاسر جهان در این حوزه حقیقتاً برجسته بود. براساس گزارشها فعالیت حسابهای کاربری سفارتخانههای ایران در ایکس (توئیتر سابق) طی جنگ اخیر، بازتاب گستردهای در میان کاربران سراسر جهان و رسانههای غیرایرانی داشت و جلوهای جدید از استفاده از دیپلماسی عمومی را در جنگ ترکیبی به نمایش گذاشت. براساس گزارشها از 9 اسفند تا ۲۱ فروردین، در مجموع ۹۲ حساب کاربری وابسته به سفارتخانههای ایران 8هزار و 497 پیام منتشر کردند و این پیامها بیش از ۱۰میلیون «لایک» و حدود ۳۶۰میلیون بازدید از سراسر جهان داشتند. طی روزها و هفتههای گذشته پیروزی ایران در این حوزه، مورد توجه بسیاری در دنیا قرار گرفت.
هفته گذشته اندیشکده مطرح آمریکایی «مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل» در این زمینه نوشت: «ایران به همان اندازه که با رگبار موشکهای بالستیک و پهپادها میجنگید بهصورت آنلاین نیز ضدحملاتی انجام داد... سفارتخانههای ایران و چهرههای رسانهای دولتی، محتوای شبکههای هماهنگ حامی ایران را تقویت کردند.
در عرض چند ساعت پس از اولین حملات، شبکههای هماهنگ پلتفرمهای رسانههای اجتماعی را با تصاویر تولیدشده توسط هوش مصنوعی از نابودی داراییهای آمریکا و اسرائیل در خارج از کشور توسط موشکهای ایران، از جمله سفارتخانهها، پایگاههای نظامی، ناوهای هواپیمابر و شهرها اشباع کردند.»
به نوشته این اندیشکده «برخی از پستهای ایکس توسط حسابهای دیپلماتیک تأییدشده ایرانی و روسی بازنشر شدند و دسترسی به مخاطبان گستردهتری را افزایش دادند. دو شبکه از این دست که در ایکس شناسایی شدند، پستهایی داشتند که در ماه اول جنگ بیش از یکمیلیارد بازدید ایجاد کردند. روسیه و چین نیز روایتهای همسویی را که بر ضعف آمریکا و فساد نخبگان تأکید داشت، تقویت کردند».
به ایران نگاه کنید!
گزارش جدید «فارن پالیسی» هم در این زمینه نشان میدهد که ایران با استفاده از میمها، ویدیوهای هوش مصنوعی، طنز اینترنتی و روایتسازی احساسی در شبکههای اجتماعی، توانسته در «جنگ روایتها» توجه افکار عمومی جهانی را بیش از رقبای خود به دست آورد و تصویر متفاوتی از خود در فضای آنلاین بسازد. این نشریه مطرح آمریکایی نوشته است: «اگر میخواهید آینده پروپاگاندا را درک کنید، بهتر است بهجای خواندن گزارشهای رسمی و جدی درباره روسیه، ویدیوهای لگویی ایرانی، پستهای طنزآمیز سفارتخانهها و محتوای هوش مصنوعی طرفدار ایران را دنبال کنید. تنها صد روز پیش، ایران در نگاه بسیاری از رسانههای غربی کشوری منزوی بود؛ اما امروز، ایران به «شخصیت اصلی اینترنت» تبدیل شده است.
این گزارش میافزاید: آنچه این موفقیت را قابل توجهتر میکند. این است که کاخسفید نیز دقیقاً در همان میدان بازی میکند و شکست میخورد. دولت ترامپ هم محتوای هوش مصنوعی، میمهای تهاجمی و پستهای اینترنتی خاص خود را تولید میکند، اما هیچکدام آنطور که باید اثرگذار نیستند. این نوع پروپاگاندا زمانی بهترین عملکرد را دارد که در موضع ضعیفتر قرار داشته باشید و علیه قدرت بالاتر کنایه بزنید؛ نه زمانی که خودتان بمب بر سر دیگران میریزید. بهگفته نویسنده، مؤثرترین قطعه تبلیغاتی جنگی سال ۲۰۲۶ یک انیمیشن لگویی بوده است.
در ۱۰ مارس(19 اسفند)، رسانههای دولتی ایران ویدیویی با عنوان «روایت پیروزی» پخش کردند که خیلی زود به پدیدهای کمسابقه برای تبلیغات رسمی دولتی تبدیل شد و در اینترنت وایرال شد.
این ویدیوی ساختهشده با هوش مصنوعی با صحنهای آغاز میشود که در آن نسخه لگویی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با اضطراب مشغول مطالعه پروندهای با عنوان «Epstein File» است.
به گزارش ایرنا، فارن پالیسی میافزاید: در ادامه، نسخه لگویی بنیامین نتانیاهو و حتی شخصیتی شبیه شیطان، ترامپ را تشویق میکنند تا موشکی شلیک کند که به مدرسهای دخترانه برخورد میکند. در میان آوار، تنها یک کولهپشتی و چند کفش دخترانه دیده میشود. سپس یک سرباز ایرانی در حالی که همان کولهپشتی را در آغوش گرفته، حملات موشکی تلافیجویانه را آغاز میکند.
پس از این ویدیو، بیش از دوازده ویدیوی مشابه دیگر نیز ساخته شد؛ برخی همراه با موسیقی رپ و جملات تند و کوتاه. این مجموعه بهطور گسترده از حادثه حمله به مدرسه میناب استفاده میکرد؛ حملهای که گفته میشود در جریان آن بیش از صد غیرنظامی، عمدتاً دختران دانشآموز، کشته شدند. این حادثه به عنصر احساسی اصلی روایت تبدیل شد و غم را به خشم و خشونت مشروع تبدیل کرد.»
جنگ رسانهای با شخصیتهای واقعی
به نوشته فارن پالیسی در تمام این ویدیوها، تصویر ترامپ، اپستین، نتانیاهو و شیطان دائماً در کنار هم تکرار میشود. در یکی از قسمتها حتی روی موشکهای ایرانی نوشته شده بود: «به یاد قربانیان جزیره اپستین»، تا فساد اخلاقی آمریکا را به نماد انتقام ایران پیوند بزند. به اعتقاد نویسنده، این قالب تبلیغاتی بسیار هوشمندانه طراحی شده است. لگو ناخودآگاه ذهن را وارد فضای بازی و سرگرمی میکند، موسیقی احساسات را تحریک میکند و تا زمانی که پیام سیاسی مانند اپستین، شیطان یا کشتهشدن دانشآموزان وارد ذهن شود، مخاطب دیگر در وضعیت تحلیل انتقادی قرار ندارد.
همین طنز و تناقض باعث جذابیت بیشتر محتوا شده است؛ زیرا اینترنت بر پایه طنز و کنایه کار میکند و ایران محتوایی تولید کرده که مخاطبان آماده مصرف آن هستند.
فارن پالسی در ادامه گزارش خود با اشاره به تاثیرگذاری این سبک از جنگ در شبکههای اجتماعی نوشته است: مسئله فقط تازگی این سبک نیست. مؤسسه گفتوگوی راهبردی اعلام کرده حسابهای دیپلماتیک ایران تنها طی ۵۰ روز نزدیک به یکمیلیارد بازدید جذب کردهاند؛ رقمی که ۱۴ برابر بیشتر از دوره قبل از جنگ بوده است. بیشتر پربازدیدترین محتواها نیز با هوش مصنوعی ساخته شدهاند. برای مثال، ویدیویی از عیسی مسیح که ترامپ را به درون آتش پرتاب میکند ۲۴میلیون بازدید داشته و ویدیوی دیگری از ترامپ که ترانهای طنز درباره محاصره میخواند، نزدیک به ۹میلیون بار دیده شده است.
ایران احساسات ضدآمریکایی موجود را به قالبی سرگرمکننده و قابل اشتراکگذاری تبدیل کرده است. به تعبیر یکی از پژوهشگران رسانه، این نوع محتوا قرار نیست ذهن شما را تغییر دهد؛ فقط باید «جنگ توجه» را ببرد.
در پایان، مقاله نتیجه میگیرد که موفقیت ایران در فضای مجازی فقط به خاطر حسابهای حکومتی نیست، بلکه چون کاربران واقعی این محتواها را واقعاً بامزه و جذاب میدانند و خودشان آن را بازنشر میکنند. به گفته نویسنده، مشکل اصلی این است که ابزارهای غرب برای مقابله با پروپاگاندا، برای شناسایی «آدمهای جعلی» طراحی شدهاند، در حالی که ایران با استفاده از «آدمهای واقعی» و بدون پرداخت هزینه، پیام خود را منتشر میکند.
گام اول سنا برای محدود کردن ترامپ
خبر دیگر این که مجلس سنای آمریکا روز سهشنبه به وقت محلی طرحی را برای محدود کردن اختیارات جنگی دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا علیه ایران پیش برد که پس از هفت تلاش ناموفق، پیشرفتی برای دموکراتها محسوب میشود. سنای آمریکا این طرح را که با هدف اختیارات جنگی ترامپ و الزام دریافت مجوز کنگره برای هرگونه اقدام نظامی آینده در ایران ارائه شده بود، به مرحله بعدی بررسی رساند.
شبکه خبری سیبیاسنیوز آمریکا اعلام کرد: سنا با رای ۵۰ به ۴۷، اکنون بهطور رسمی «قطعنامه اختیارات جنگ در ایران» را پیش میبرد. براساس گزارشها این رای تنها گام اولیه در سنا محسوب میشود و حتی در صورت تصویب نهایی در هر دو مجلس، انتظار میرود دونالد ترامپ رئیسجمهوری آمریکا آن را وتو کند.
همچنین برای لغو وتوی رئیسجمهوری آمریکا، مجلس سنا و مجلس نمایندگان هر دو به اکثریت دوسوم آرا و تعداد قابلتوجهی از آرای جمهوریخواهان نیاز دارند که تقریباً کار بسیار سخت و غیرممکنی در شرایط کنونی محسوب میشود اما پیام سیاسی این تصمیم این است که جنگ با ایران به پایگاه سیاسی ترامپ در میان جمهوریخواهان نیز لطمه جدی وارد کرده است.
رفتار جنونآمیز وزیر صهیونیست با بازداشتیهای ناوگان صمود
وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی پس از مواجه شدن با بازداشتیهای ناوگان صمود، به سر یکی از آنها طوری ضربه زد که نقش زمین شد. فرانسه سفیر این رژیم آپارتاید را احضار کرده است.
پس از انتشار تصاویر حمله جنونآمیز «بنگویر»، وزیر امنیت داخلی رژیم صهیونیستی به زنی که از بازداشتشدگان ناوگان «صمود» است، مجدداً سروصدای زیادی در رسانههای دنیا علیه «اسرائیل» به پا شد. براساس این تصاویر ویدئویی، بنگویر با دست بر سر این زن میکوبد طوری که زن بیدفاع با صورت نقش بر زمین میشود. الباقی بازداشتشدگان نیز با وضعیت تحقیرآمیزی در کف زمین محوطهای سرپوشیده نگهداری میشوند. به اعتقاد کارشناسان این رفتارهای جنونآمیز، یک تخلف فردی نیست بلکه، کاملاً سازماندهی شده است تا از این پس هیچکس در دنیا جرأت راهاندازی کاروان برای شکستن محاصره غزه نداشته باشد! وزارت خارجه فرانسه در اعتراض به نحوه برخورد با مسافران کشتی آزادی غزه، سفیر رژیم صهیونیستی را احضار کرد. کرهجنوبی نیز با اعلام اینکه «باید ما هم مثل کشورهای دیگر دنیا درباره دستگیر کردن یا نکردن نتانیاهو به جرم جنایت جنگی تصمیم بگیریم» به «ربوده شدن» یکی از شهروندانش به دست صهیونیستها واکنش نشان داد. جنبش مقاومت اسلامی حماس در واکنش رفتارهای تحقیرآمیز با فعالان بازداشت شده اعلام کرد که تصاویر منتشر شده از رفتار تحقیرآمیز با بازداشت شدگان، که تحت نظارت وزیر افراطی ایتمار بنگویر انجام شده است، نشاندهنده سقوط اخلاقی ساختار حاکم بر رژیم صهیونیستی است. حماس تاکید کرد این اقدامات تلاشی شکستخورده برای جلوگیری از نقش انسانی فعالان در شکستن محاصره غزه است.
«جنبش احرار فلسطین» نیز رفتارهای تحقیرآمیز و تحریکآمیز بنگویر علیه فعالان را به شدت محکوم کرد. کمیتههای مقاومت فلسطین اما در بیانیهای اعلام کرد که حضور «ایتمار بنگویر» وزیر تندرو امنیت داخلی رژیم صهیونیستی در بندر اسدود و برخورد اهانتآمیز با فعالان «ناوگان صمود» بیانگر یک رویکرد فاشیستی و رفتار سادیستی است که خطری برای انسانیت محسوب میشود. در این بیانیه تاکید شده است که آنچه فعالان با آن مواجه هستند، نشاندهنده گستره تأثیر حرکتهای همبستگی جهانی با مردم غزه است و همزمان تلاش رژیم صهیونیستی برای شکستن اراده حامیان ملت فلسطین را آشکار میکند.