«... از زماني كه خبرنگاران غربي از نيروهاي عراقي در خرمشهر ديدن كرده و از روحيه خوب آنها گزارش دادهاند، بيش از سه يا چهار روز نميگذرد كه ناگهان همه شهر از دست عراقيها بيرون كشيده شد...»!
این حیرت گزارشگر و مجری رادیو بیبی سی (رسانه سلطنتی انگلیس) دو روز پس از آزادی خرمشهر توسط رزمندگان اسلام بود که علیرغم پخش خبرها و گزارشهای آن از طریق رسانههای ایران و پایگاههای خبری مستقل، بیش از 48 ساعت در برابر چنین خبر مهمی، سکوت کرده و اخباری پخش نمیکرد. و چقدر این سکوت خبری بیبیسی یا اخبار جعلیاش در آن زمان، در طی این سالها تکرار شد و البته در روزهای جنگ 12 روزه و همین جنگ رمضان و دفاع مقدس سوم، برای نسل امروز بیشتر ملموس و حسی قابل درک گردید.
و رادیو صدای آمریکا پس از 8 روز سکوت گورستانی، بالاخره خبر آزادسازی خرمشهر را در 11 خرداد اعلام کرد و او هم نتوانست حیرت و سردرگمی خود را از پیروزی ایران اعلام نموده، آن را اعجابآور خواند و گفت:
«... با وجود مشکلات تدارکاتی، ناآرامیهای ناشی از انقلاب و کاهش تدریجی قدرت عملیات نیروهای هوائی ایران، ماشین نظامی ایران در عملیات آزادسازی خرمشهر بهگونهای اعجابآور عمل کرد...»
همان سردرگمی که امروز و در جریان جنگ رمضان از قدرت و ابتکار و هوشمندی نظامی ایران در میان ناظران و سیاسیون و رسانههای غربی، شدیدا به چشم میخورد. سردرگمی آن روزها هم مثل امروز ناشی از محاسبات غلط و حضور تمام عیار اربابان آن رسانهها در جنگ علیه ایران بود.
نگاهی به اخبار و تحلیلهای رسانهها در آن روزها، نشان میدهد که چگونه مشابه تبلیغات و پروپاگاندای امروزشان، جنگ روانی گستردهای به راه انداختند تا هم روحیه ایرانیها را تضعیف کرده و هم افکار عمومی جهان را برای محکومیت ایران و پیروزی صدام آماده سازند.
پروپاگاندای دشمنان ایران
رسانههای خارجی و به خصوص رادیوهای زنجیرهای بیگانه، مدام بر طبل ترس و وحشت از آرایش ارتش بعث در خرمشهر کوبیده و برای جلوگیری از هرگونه عملیاتی در خرمشهر، اوضاع را به گونهای جلوه میدادند که اگر ایران اقدامی انجام دهد، گویی دست به یک انتحار رسمی زده است.
رادیو «مونتکارلو» فتح خرمشهر را با وجود موانع پدافندی متعدد عراق در منطقه عملیاتی برای ایران غیر ممکن قلمداد کرد. رادیو بیبیسی نیز ضمن تأکید بر دشواری بازپسگیری خرمشهر به دلیل سنگرهای محکم آن، گفت:
«... چنانچه ایرانیان درصدد بازپس گرفتن خرمشهر برآیند، سختترین گردو را برای شکستن برگزیدهاند...»
رادیو صدای آمریکا هم به نقل از روزنامه «الاهرام» اعلام کرد:
«... مصر سلاحهای مورد نیاز عراق را برای مقابله با پیشروی ایران به عراق ارسال کرده است...»
و رادیو ریاض (بلندگوی خاندان آلسعود) نیز ایران را علنا تهدید نمود و گفت:
«... (در صورت حمله ایران به خرمشهر) کشورهای عربی بهطور جمعی درس فراموشنشدنی به ایران خواهند داد...»
انگار نه انگار که خرمشهر، شهری از سرزمین ایران است که ارتش صدام، آن را با حمایت اروپا و آمریکا و پول برخی کشورهای عربی اشغال کرده، درست مانند امروز که انگار نه انگار، تنگه هرمز از آبهای سرزمینی ایران و عمان است و آمریکا به خود اجازه میدهد که ایران را تهدید کند و آنچنان تبلیغات سوء به راه اندازند که افکار عمومی جهان به اشتباه بیفتند.
شاید دلیل اینکه در آن روزها، صدام و اربابان و حامیان و رسانههای وابستهشان، حمله ایران برای آزادی خرمشهر را بعید دانسته و شکستی قطعی برایش قائل بودند، به خاطر حضور کارشناسان خارجی پس از اشغال خرمشهر و استحکاماتی که برای ارتش صدام در این شهر ساختند، بود.
چنانکه سردار شهید محمد ابراهیم همّت درباره وضعیت مستحکمی که مزدوران صدامی در خرمشهر به وجود آورده بودند، چنین شرح داد:
«... وقتی عراق خرمشهر را اشغال کرد، مستشاران روسی و آمریکایی به پیشنهاد صدام، طرح بیستساله دفاع از خونینشهر را طرحریزی و اجرا کردند و در این طرح، میادین وسیع مین، احداث کانالها و خندقهایی در دور شهر و تمام پیشبینیهای بازدارنده برای ادامه اشغال خرمشهر انجام شده بود؛ بهطوری که سه رده خاکریز (دژ اول، دژ دوم و خاکریز مارد از کارون تا جاده آسفالت اهواز ـ خرمشهر) و از جاده آسفالت تا شلمچه هم یک خاکریز ممتد شرقی ـ غربی احداث کرد...»
قلدربازی صدام و صدامیان
اینچنین بود که صدام در یک سخنرانی معروف اظهار داشت اگر ایران خرمشهر را فتح کند، او خودش کلید بصره را تقدیم ایران میکند! از همین روی حمله برای آزادی خرمشهر را خصوصا با شرایطی که ایران به لحاظ امکانات نظامی و تحریمها و فشارهای متعدد خارجی و داخلی، محکوم به شکست دانسته و حتی هرگونه اقدام برای آن را نامحتمل فرض کرده بودند.
این شرایط به گونهای بود که حتی صدام و سران رژیم بعث (مانند امروز ترامپ و اعوان و انصارش) به فکر گسترش تجاوزات خود افتادند. چنانکه در همان زمان به طور رسمی تهدید کردند که:
«... چنانچه حکام تهران سر عقل نیایند، دولت عراق ناگزیر است بر اقدامات خود بیفزاید و شکستهای سختتری را بر رژیم تهران وارد آورد...» (چقدر این جملات شبیه به تهدیدات توخالی امروز ترامپ است)
در همان زمان که این رجزخوانیها را صدام و رادیوهای بیگانه و مزدوران منطقهایشان تکرار میکردند، اما از 10 اردیبهشت 1361، رزمندگان اسلام، عملیاتی را با نام «بیت المقدس» و با مقصد نهائی آزادسازی خرمشهر آغاز کردند و قدم به قدم به این شهر اشغال شده، نزدیک میشدند.
شهر خون آزاد شد
تا اینکه ساعت 3 بعد ازظهر سوم خرداد 1361، پس از مدتی پخش مارشهای نظامی و نوید اعلام یک خبر مهم، «محمود کریمی علویجه» پشت میکروفون رادیو قرار گرفت و با نهایت قدرت و شوق و شعف گفت:
«... شنوندگان عزیز توجه فرمایید، شنوندگان عزیز توجه فرمایید... خونین شهر، شهر خون، آزاد شد...»
رسانههای زنجیرهای خارجی مانند اربابانشان غافلگیر شده و سرگیجه گرفته بودند. نمیدانستند چه خبری را باید مخابره کنند، از همین روی سکوت پیشه کردند. اما خبرگزاري رسمي عراق (INA) طي يك اطلاعيه كوتاه اعلام كرد:
«... سخنگوي ارتش عراق اعلام كرده است بندر خرمشهر را ترك كرده و تا مرزهاي بينالمللي عقبنشيني كردهاند... این عقبنشيني، از روز يكشنبه اول خرداد ۱۳۶۱ آغاز شده بود...»
سرانجام در ساعت ده و پنجاه و پنج دقيقه بامداد چهارشنبه، چهارم خرداد ۱۳۶۱ برخی خبرگزاريهاي بينالمللي، دیگر نتوانستند سکوت خود را ادامه داده و در گزارشهايي كه با عنوان «بسيار مهم» از بغداد به سراسر جهان مخابره كردند، براي نخستين بار ضمن استناد به بيانيه نظامي صادره از سوي حكام بغداد، اعلام داشتند كه عراق «تلويحاً» به شكست خود اعتراف کرده است.
ناگزیر به پیروزی ایران اعتراف کردند
شبکه دوم تلویزیون سراسری آلمان ضمن پخش خبر اعتراف رژیم بغداد به سقوط خرمشهر اعلام کرد که صدها هزار تن از مردم تهران با شنیدن خبر پیروزی در خرمشهر به خیابانها ریختند و با شعارهایی علیه صدام به شادی پرداختند. تلویزیون آلمان فدرال اعلام کرد که به گفته ناظران، این بزرگترین جشن پیروزی در ایران پس از سرنگونی شاه است و بدین ترتیب برنامه بلندپروازانه صدام در تسخیر خوزستان نقش بر آب شده است.
روزنامه ایتالیائی «ریپوبلیکا» هم درباره فتح خرمشهر نوشت:
«...خرمشهر به ایران بازگشت، شادی در خیابانهای تهران موج میزند، چراغ اتومبیلها روشن است و همه بوق میزنند. ندای الله اکبر و شلیکهای هوائی به گوش میرسد و مردم به خیابانها ریختهاند...»
و موضعگیری روزنامه لوموند در مقالهای به قلم «اریک رولو» نویسنده و سردبیر معروف آن قابل توجه بود:
«...هنگامی که بمبافکنهای عراقی به طور پیدرپی فرودگاهها و تشکیلات استراتژیک[ایران] را بمباران میکردند و واحدهای پیاده نظام و تانکهای زرهپوش در سحرگاه ۲۲ سپتامبر ۸۰ به خاک ایران هجوم میآوردند، صدام حسین هیچ نمیتوانست تصور کند که ۲۰ ماه بعد نیروهای اسلامی فاتح، ممکن است به نوبه خود تمامیت ارضی عراق و شاید هم موجودیت جمهوری بعثی را مورد تهدید قرار دهند. برعکس در استراتژی ستاد کل بغداد طبق گزارش محرمانهای که به مقامات تهران تسلیم شده، اشغال خوزستان و استقرار یک دولت موقت در اهواز در فاصله 2 هفته پیشبینی شده بود...»
روزنامه واشنگتنپست در شماره مورخ ۲۶ مه 1982 (5 خرداد 1361) نوشت:
«... عراق اعتراف کرد که کنترل شهر بندری خرمشهر را از دست داده است و همچنین نیروهایش پس از شکست سختی بر ایرانیان! به طرف مرزهایش عقبنشینی کرده است... در حالی که پیروزی ایران بر عراق در خرمشهر آشکار است...»
تحقیر صدام و حامیانش
روزنامه انگلیسی فایننشالتایمز چاپ لندن شکست ارتش عراق را «فاجعهآمیز» دانست و اذعان نمود:
«... سقوط خرمشهر و اسارت هزاران سرباز عراقی را فقط میتوان یک شکست فاجعهآمیز دانست که ارتش عراق تحقیر ناشی از آن را فراموش نخواهد کرد...»
روزنامه دیگر انگلیسی «گاردین» نیز اعتراف کرد:
«... بازپس گرفتن خرمشهر توسط ایران پس از بیست ماه، تحقیر ارتش عراق را به بالاترین حد خود رساند...تجهیزات نظامی و انبارهای پُر عراق شامل ۲۸۵۰ تانک به حدی بود که گویی تا کریسمس گذشته تمام استان خوزستان را متصرف خواهد شد. در خارج از اهواز تا چشم کار میکرد تانکها و توپهای عراقی دیده میشد، اما این تانکهای عراقی منجر به عقبنشینی دردناک عراق از ایران شد...»
علی رغم این حجم عظیم تجهیزات نظامی، بعد از ظهر سوم خرداد 1361، خرمشهر بهطور کامل آزاد شده و پرچم جمهوری اسلامی ایران بر فراز «مسجد جامع» و پل تخریبشده خرمشهر به اهتزاز درآمد. بدینترتیب خونینشهر پس از ۵۷۸ روز دوباره خرمشهر شد.
شاید کسی تصورش را هم نمیکرد که بتوان ارتش صدام را با آن همه هیمنه و قدرت مادی و آن خیل عظیم پشتیبانان جهانی و منطقهای از خرمشهر بیرون کرد و از همین روی حضرت امام فرمودند:
«خرمشهر را خدا آزاد کرد».