رئیسجمهور آمریکا اذعان کرد طرف ایرانی «قوی» و «مغرور» است.
رئیسجمهور آمریکا، دونالد ترامپ در مصاحبهای با کریستن ولکر، مجری برنامه «دیدار با مطبوعات» شبکه انبیسی نیوز، گفت: رهبران ایرانی هنوز با ایالات متحده برای پایان دادن به جنگ جاری به توافق نرسیدهاند، «زیرا آنها قوی و مغرور هستند».
اظهارات ترامپ در حالی مطرح میشود که ایران و آمریکا در حال تبادل پیام برای پایان دادن به جنگی هستند که اسفندماه سال گذشته با حمله مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران آغاز شد.
به گزارش فارس، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران، جزء اصلیترین خواستههای تهران در مذاکرات است. علاوه بر این، برداشتن تحریمهای نفتی و همچنین حفظ کنترل تنگه هرمز توسط ایران از جمله دیگر شروط ایران است.
از سوی دیگر پایان جنگ در تمامی جبههها هم از شرایط اصلی ایران است.
چالشهایی که پس از جنگ رمضان برای ترامپ پیش آمد
پایگاه آمریکایی موندووایس مینویسد: برخی از سرشناسترین نومحافظهکارهای آمریکایی که از حامیان جنگهای این کشور بودهاند، اکنون جنگ ایران را یک شکست راهبردی قاطع و مصداق تحقیر ایالات متحده میدانند.
در حالی که جنگ ایران به یک فاجعه سیاسی برای دولت «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا، تبدیل شده، نه خود او و نه برخی از حامیان او هنوز حاضر نیستند به شکست راهبردی در جنگی اعتراف کنند که با هدف تغییر رژیم، پایان دادن به برنامههای هستهای و موشکی، و توقف حمایتهای ایران از متحدان منطقهایش آغاز کرده بودند. در همین حال، اوضاع در ایران آنقدر بد پیش رفته که برخی از نومحافظهکارها و جنگطلبهای دوآتشه آمریکایی اکنون ترامپ را به خاطر این جنگ به باد انتقاد گرفتهاند. در میان این افراد، نامهای بزرگی مانند «رابرت کیگان» نیز دیده میشود؛ کسی که از مدافعان و زمینهسازهای اصلی جنگ عراق بود، اما به نظر میرسد جنگ ایران را فاجعهای بهمراتب بدتر میداند.
پایگاه اینترنتی آمریکایی «موندووایس» طی گزارشی تحت عنوان «آیا نومحافظهکارها دارند به جنگ ایران پشت میکنند؟» به همین مسئله پرداخته و توضیح میدهد که اگرچه شکافهای ایدئولوژیک نیز در این میان نقش دارند، اما به لطف جنگ ترامپ اکنون جناح نومحافظهکار به دو دسته تقسیم شده است. آنچه در ادامه میخوانید، گزیدهای از گزارش موندووایس است.
«رابرت کیگان» پژوهشگر ارشد اندیشکده بروکینگز [یکی از سرشناسترین اندیشکدههای جهان]، اخیراً در مقالهای در نشریه آتلانتیک [با عنوان «کیشومات در ایران»]، اعلام کرد ایالات متحده پیشاپیش در جنگش علیه ایران شکست خورده است. کیگان مینویسد: «شاید نتوان مقطعی را به یاد آورد که آمریکا در آن در یک درگیری متحمل چنین شکست مطلقی شده باشد؛ باخت چنان قاطعی که زیان راهبردی آن را نه بتوان جبران کرد و نه نادیده گرفت.» وی ادامه میدهد: «[این در حالی است که] شکست در تقابل فعلی با ایران ماهیتی [اینچنینی و] کاملاً متفاوت خواهد داشت. نه میتوان آن را جبران کرد و نه نادیده گرفت. هیچ بازگشتی به وضعیت پیش از جنگ وجود نخواهد داشت، و هیچ پیروزی نهائیای برای آمریکا در کار نخواهد بود که آسیبهای وارد شده را جبران کند یا بر آنها غلبه نماید».
کیگان فعالیت حرفهایش را به عنوان مشاور سیاست خارجی «جک کِمپ» [نماینده کنگره و سیاستمدار آمریکایی] آغاز کرد، سپس دهه ۹۰ میلادی را صرف فشار آوردن با هدف به راه انداختن جنگهای متعدد آمریکا در خاورمیانه کرد و همواره مدعی بود عراق یک تهدید نظامی برای ایالات متحده است.
وی، در یکی دیگر از مقالههای اخیرش، به طرز حیرتانگیزی دست به اقدامی شبیه به دروننگری [و درک واقعیت] میکند و مینویسد اگر آمریکا حضور نظامی در منطقه نداشت، «شبهنظامیان اسلامگرا تمایل چندانی به حمله» علیه [داراییهای] این کشور نداشتند.
کیگان مینویسد: «برخلاف افسانهپردازیهای فراوانی که وجود دارد، این افراد آنقدرها به خاطر اینکه «چه کسی هستیم» از ما متنفر نبودهاند، بلکه به خاطر اینکه کجا هستیم از ما متنفرند».
کیگان تنها نومحافظهکار برجستهای نیست که از جنگ ایران انتقاد میکند. «بیل کریستول» بنیانگذار ویکلیاستاندارد [مجله برجسته سابق جریان نومحافظهکار] و منتقد دیرینه ترامپ، نیز میگوید آمریکا در خاورمیانه «تحقیر» شده است.
وی معتقد است: مهم است که ترامپ را به خاطر این جنگی که با بیپروایی و بیکفایتی آغاز کرد، بازخواست کنیم و بر هزینههای جنگ تأکید نماییم.
کیگان و کریستول، سال ۱۹۹۶، به طور مشترک مقاله تأثیرگذاری را تحت عنوان «به سوی یک سیاست خارجی نو-ریگانی» در نشریه فارنافرز نوشتند و در آن تردیدهای دولت کلینتون نسبت به جنگهای تغییر رژیم را محکوم کردند و خواستار دو برابر شدن بودجه نظامی آمریکا شدند. کمتر از یک دهه بعد، بسیاری از رؤیاهای آنها به لطف ریاستجمهوری جورج دابلیو. بوش محقق شد. یک سال بعد، آنها «پروژه قرن جدید آمریکایی» را تأسیس کردند؛ اندیشکدهای که مدافع جنگ در سوریه، افغانستان، ایران و عراق بود. پس اینکه آنها از حملات فعلی به ایران انتقاد میکنند چه معنایی دارد؟ آیا واقعاً به تعبیر تیتر اخیر نشریه اسپکتیتور، یک «نبرد بر سر روح نومحافظهکاری» در جریان است؟
«اندرو دِی» سردبیر ارشد نشریه «امریکن کانسروتیو»، میگوید اکثر نومحافظهکارها هرگز طرفدار ترامپ نبودهاند و با کمال میل حاضرند او را در بحبوحه یک جنگ منفور قربانی کنند. دی به موندووایس میگوید: «نومحافظهکارهای جناح «ترامپ هرگز» [مخالفان سرسخت ترامپ]، مانند کریستول و «دیوید فرام» [نویسنده سخنرانیهای بوش و تحلیلگر محافظهکار]، همیشه به مشکلات شخصیتی و فساد احتمالی ترامپ اعتراض داشتهاند و نگران بودهاند که او ممکن است به ناسیونالیسم راست افراطی و هویتگرایی سفیدپوستان دامن بزند. بنابراین این افراد پیشاپیش تمایل داشتهاند که از اقدامات او انتقاد کنند. سایر نومحافظهکارها، پس از اینکه مشخص شد میتوانند به طرفداری [بیقیدوشرط] ترامپ از اسرائیل اعتماد کنند، با او مصالحه کردند؛ اما حتی آنها هم او را به جمهوریخواهان سنتی یا دموکراتهای جنگطلب ترجیح نمیدهند. هیچیک از این گروهها حاضر نیستند به قیمت صدمه دیدنِ (دوباره) پروژه ایدئولوژیک خودشان در اثر ارتباط با یک رئیسجمهور منفور، از ترامپ حمایت کنند».
سردبیر امریکن کانسروتیو میافزاید: «رابرت کیگان احتمالاً باهوشترین فرد در این گروه است و به عنوان یک تحلیلگر تیزبین در امور خارجی، درک میکند که این جنگ چه فاجعهای برای ثبات جهانی و موقعیت ژئوپلیتیک آمریکا بوده است. فقط به این دلیل که نومحافظهکاران در گذشته از فجایع سیاست خارجی حمایت کردهاند، نمیتوان گفت که این افراد احمق هستند. و باید احمق باشید تا متوجه نشوید جنگ ایران چهقدر دارد بد پیش میرود. خود ترامپ، روبیو و ونس قطعاً به نظر میرسد میدانند که اوضاع دارد بد پیش میرود».
«دیوید کلاین» روزنامهنگار و سردبیر همکار در مجله «جوئیش کارِنتس» [نشریه مرتبط با جناح چپ یهودی] که در حال حاضر دارد روی تاریخچه نومحافظهکاران کار میکند، میگوید این گروه عملاً به دو دسته تقسیم شده: کسانی که به طور مطلق با ماگا [MAGA - جنبش طرفداران ترامپ] مخالفند و کسانی که معتقدند همسویی با ترامپ برای از بین بردن جناح چپ ارزشش را دارد. کلاین اخیراً به اسپکتیتور گفت: «به طور خاص، در سیاست خارجی، اعضای جناح «ترامپ هرگز» بیشتر به اولویتهای نهاد لیبرال دوران جنگ سرد، مانند حفظ اتحادهای سنتی و مهار روسیه در اوکراین متعهد هستند، در حالی که نومحافظهکارانِ عضو جناح ماگا بهشدت با راستگرایان اسرائیل همسو هستند و از تهاجم ترامپ علیه ایران حمایت میکنند».
به گزارش مشرق، نومحافظهکاران طرفدار ماگا که کلاین به آنها اشاره میکند، بهشدت در ساختار نقشههای سیاستی دولت ترامپ ریشه دواندهاند. به عنوان مثال، «الیوت آبرامز» جنایتکار جنگی بدنام، در حال حاضر هدایت «ائتلاف وندنبرگ» را به عهده دارد؛ اندیشکده نومحافظهکاری که مستقیماً با کاخ سفید در ارتباط است. علاوهبر این، تحلیلگران نومحافظهکار، مانند «برت استیونز» با وجود همه اتفاقی که افتاده، همچنان به دفاع از جنگ ایران ادامه میدهند. همانطور که «عبدالجواد عمر» استاد دانشگاه و نویسنده[ی فلسطینی]، ماه گذشته در موندووایس خاطرنشان کرد، نفوذ نومحافظهکاران بر سیاست خارجی آمریکا به هموار شدن مسیر برای جنگ فعلی کمک کرد.
رسانههای غربی در گزارشهای خود با اشاره به توان نظامی ایران در جنگ اخیر نوشتهاند: پهپادهای ایران معادلات جنگ مدرن را تغییر دادهاند.
«عملکرد نظامی ایران یک شاهکار در دکترین جنگهای نامتقارن بود که باید در دانشگاههای نظامی جهان تدریس شود». این جمله متعلق به پروفسور «رابرت پیپ»، استاد برجسته دانشگاه شیکاگو است که به این باور است که ایران، بعد از شکست دادن آمریکا در جنگ کنونی به قدرت چهارم در جهان تبدیل شده است. عملکرد شاهکار و نبوغ نظامی ایران را در جنگ کنونی میتوان در صدمات جبرانناپذیری که 20 پایگاه آمریکا در منطقه خاورمیانه در نتیجه حملات موشکی و پهپادی ایران دیدهاند به خوبی مشاهده کرد.
گزارشهای معتبر منابع غربی نشان میدهد که این پایگاهها میلیاردها دلار صدمه دیدهاند و بسیاری از آنها دیگر قابل استفاده نیستند. در جنگ نامتقارن کنونی پهپادهای ایران هم به معادلهای لاینحل تبدیل شده که به گفته کارشناسان، آمریکا را بیچاره کرده است.
همین دیروز پهپادهای ایران پایگاه آمریکا را در بحرین در واکنش به نقض آتشبس از سوی آمریکا در هم کوبیدند. معادله خیلی ساده است، ایران برای ساخت هر پهپاد انتحاری شاهد 20 تا 50هزار دلار هزینه میکند و سالانه میتواند دهها هزار پهپاد درست کند در حالی که ارتش آمریکا برای ساخت هر موشک رهگیر پاتریوت در حدود 4میلیون دلار هزینه میکند و ظرفیت تولید سالانه پاتریوت هم در خوشبینانهترین حالت بیش از 800 فروند نیست. براساس گزارش رسانه های غربی با نرخ فعلی تولید، شرکت «لاکهید مارتین» حدود دو سال زمان نیاز دارد تا موشکهایی را که تنها طی دوماهونیم مصرف شدهاند، جایگزین کند.
والاستریتژورنال در گزارشی به شکاف قابلتوجه هزینهها در اینباره اشاره کرده و نوشته است: آمریکا برای مقابله با پهپادهای ارزانقیمت ایرانی، از موشکهایی استفاده میکند که هر کدام ممکن است بیش از یکمیلیون دلار هزینه داشته باشند. چنین عدم توازنی، فشاری جدی بر ذخایر تسلیحاتی و بودجه نظامی آمریکا وارد کرده است. به نوشته والاستریتژورنال پهپادهای ایرانی، که هزینه تولید آنها تنها چندهزار دلار برآورد میشود، در میدانهای نبرد بهصورت انبوه به کار گرفته میشوند و همین موضوع باعث شده سامانههای دفاعی پرهزینه آمریکا، از جمله موشکهای پاتریوت چندمیلیوندلاری، برای مقابله با تهدیدی بسیار ارزانتر مورد استفاده قرار گیرند؛ وضعیتی که ناکارآمدی اقتصادی سیستم دفاعی غرب را برجسته کرده است.
براساس این گزارش، تنها در چهار روز نخست جنگ آمریکایی-صهیونیستی علیه ایران که از نهم اسفند آغاز شد، پنتاگون حدود ۵.۷ میلیارد دلار موشک رهگیر برای مقابله با موشکها و پهپادهای ایرانی شلیک کرده است؛ رقمی که نشاندهنده هزینه سنگین دفاع در برابر تسلیحات کمهزینهتر است. این در حالی است که پهپادهای «شاهد» ایران بهگونهای طراحی شدهاند که با حملات انبوه، سامانههای دفاعی دشمن را اشباع کرده و ذخایر موشکهای گرانقیمت را تخلیه کنند.
شاهد؛ تغییردهنده معادلات نظامی جهان
روزنامه انگلیسی تلگراف هم در گزارشی به بررسی نقش پهپادهای ارزان و انتحاری ایران، بهویژه مدلهای موسوم به «شاهد»، در تغییر ماهیت جنگهای مدرن پرداخته است. این گزارش میگوید ایران با وجود تحریمهای گسترده، توانسته پهپادهای انتحاری بسیار کمهزینهای با قیمت حدود 20 تا 50هزار دلار تولید کند که تأثیرات راهبردی قابلتوجهی در میدانهای نبرد داشتهاند. به نوشته این روزنامه، این پهپادها در تنشهای خاورمیانه و حملات به اسرائیل و پایگاههای آمریکا مورد استفاده قرار گرفتهاند و نشان دادهاند که در قالب حملات انبوه میتوانند سامانههای پدافند هوایی بسیار گرانقیمتی مانند پاتریوت را تحت فشار قرار دهند.تلگراف تأکید میکند که شکاف شدید میان هزینه پایین حمله و هزینه بالای دفاع، در حال تغییر دادن توازن در معادلات نظامی جهان به سود کشورهایی با منابع محدودتر است.
کابوس آمریکاییها در کویت
نشریه آمریکایی «نیشن» هم در تحلیلی به خساراتی که پهپادهای ایرانی به پایگاههای آمریکا در منطقه و بهویژه کویت وارد کرده پرداخته و نوشته است: اگرچه کویت به سیستمهای پیشرفته پاتریوت مجهز است و میزبان 6 پایگاه نظامی آمریکا میباشد، همچنان در مقابل حملات ایران «آسیبپذیر» است. این نشریه مجموعه عوامل متعدد از جمله نوع جغرافیا و منطقه، تاکتیکهای تهاجمی ایران که دائماً در حال تحول هستند و همچنین تعداد محدود رهگیرها در کویت را عامل ناتوانی این کشور در مقابل حملات ایران برشمرده است. به گفته «نیشن»، در حملات ایران به پایگاههای آمریکایی در کویت طی چهارشنبه گذشته، در مجموع ۳۰ فروند موشک و پهپاد شاهد-۱۳۶ مورد استفاده قرار گرفته که شماری از آنها از سامانههای دفاعی مستقر در کویت عبور کرده و به اهداف مدنظر اصابت داشته است. شهر کویت که پایتخت کشور کویت هم به حساب میآید، کمتر از ۹۰ کیلومتر با نزدیکترین مرز ایران به خود فاصله دارد و همین موضوع، فرصت مقابله و پاسخ کویتیها به حملات ایران را بسیار کم کرده است.
به گزارش فارس، «نیشن» تأکید کرده است که سامانههای رهگیری در کویت زمان بسیار کمی، کمتر از یک دقیقه، برای واکنش به حملات ایران در اختیار دارند. «فرانسیس توسا»، تحلیلگر نظامی در اینباره گفته که «در برخی از حملات به کویت، آنها عملاً فقط چند ثانیه، شاید به اندازه ۴۵ ثانیه، فرصت پاسخگویی دارند.»
به نوشته نیشن، کارشناسان نظامی اذعان کردهاند که سیستمهای دفاعی موجود در منطقه در بسیاری از موارد توانایی مقابله با پهپادهای ایرانی را ندارند. «جرمی بینی» کارشناس موشکی شرکت اطلاعات دفاعی جینز معتقد است که در حالی که بسیاری از کشورها روی تهدیدات بزرگتر از جمله تهدیدات موشکی تمرکز کردهاند، این پهپادها هستند که «مشکلات متفاوتی را ایجاد میکنند.»
این کارشناس با اشاره به حملات پهپادی ایران به کویت گفت: «همیشه شکافهایی در سامانههای دفاع هوایی کوتاهبرد لازم برای سرنگونی پهپادهای تهاجمی وجود خواهد داشت.»
علاوه بر این، پهپادها اغلب در ارتفاعات پایینتر پرواز میکنند و میتوانند از جهات غیرمنتظرهای نزدیک شوند و تشخیص و درگیری با آنها را دشوارتر میکند.
تکاپوی پنتاگون برای جایگزینی پهپادها
از سوی دیگر شکار پهپادهای گرانقیمت آمریکا در ایران نیز به معضلی برای پنتاگون تبدیل شده است. نشریه تخصصی «وار زون» در این زمینه نوشته است: نیروی هوایی آمریکا که در جریان جنگ علیه ایران دهها فروند از پهپادهای پیشرفته MQ-9 ریپر خود را از دست داده، اکنون برای پر کردن شکاف توان رزمیاش به خرید پهپادهای استفادهنشده از انبار سازنده روی آورده است؛ اقدامی که به اذعان پنتاگون، حتی با مراجعه به «قبرستان هواپیماها» نیز پاسخگوی نیاز فوری این نیرو نیست. براساس این گزارش، نزدیک به ۳۰ فروند از این پهپادها تنها در جریان جنگ علیه ایران سرنگون شده و ارزش مجموع ریپرهای از دسترفته حدود یک میلیارد دلار برآورد میشود.
این تلفات، افزون بر دهها پهپادی است که طی یک سال گذشته در عملیات علیه انصارالله یمن از دست رفته است. به نوشته «وار زون» در شرایطی که نیروی هوایی آمریکا برای یافتن جایگزینهای فوری تقلا میکند، گزینهها به طرز نگرانکنندهای محدودند. سخنگوی این نیرو تأیید کرد که «گروه ۳۰۹ نگهداری و بازسازی هوافضا»- مشهور به «قبرستان هواپیماها» در آریزونا- «هیچ فروند MQ-9 در انبار ندارد و هرگز یک MQ-9 را نیز بازسازی و به خدمت بازنگردانده است.» این بدان معناست که برخلاف بسیاری از هواپیماهای نظامی دیگر که پس از پایان دوره مأموریت در این مرکز نگهداری میشوند تا در صورت نیاز احیا گردند، ریپرها عملاً هیچ ذخیره راهبردی ندارند.
نابودی کامل پایگاه العدید
همزمان نشریه آمریکایی «ایر اند اسپیس فورس» هم در گزارشی به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی و چند مقام آگاه که خواستند نام آنها فاش نشود، نوشت: حملات موشکی ایران به مرکز عملیات هوایی مشترک آمریکا (CAOC) در پایگاه هوایی العدید قطر بهشدت آسیب زده و آن را غیرفعال کرده است. به گزارش ایرنا، در گزارش این نشریه آمده است: مرکز فرماندهی که بیش از دو دهه عملیات هوایی مشترک آمریکا در خاورمیانه را اداره میکرد، در طول جنگ آمریکا با ایران به طور مستقیم هدف قرار گرفته و بهشدت آسیب دیده است. این گزارش میافزاید: چندین موشک ایرانی در هفتههای اولیه جنگ به مرکز عملیات هوایی مشترک آمریکا در پایگاه هوایی العدید قطر اصابت کرده و آن را غیرقابل استفاده کردهاند. نشریه «ایر اند اسپیس فورس» در پایان گزارش خود با اشاره به اینکه خسارت به مرکز عملیات هوایی مشترک آمریکا در پایگاه هوایی العدید قطر قبلاً گزارش نشده بود، نوشته است: سخنگوی ستاد مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) از اظهارنظر درخصوص این موضوع، خودداری کرده است.