به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 3,592
بازدید دیروز: 8,948
بازدید هفته: 3,592
بازدید ماه: 20,350
بازدید کل: 28,388,308
افراد آنلاین: 18
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
شنبه ، ۱۱ بهمن ۱٤۰٤
Saturday , 31 January 2026
السبت ، ۱۲ شعبان ۱٤٤۷
بهمن 1404
جپچسدیش
321
10987654
17161514131211
24232221201918
302928272625
آخرین اخبار
۱۵۲ - سالگرد انتشار مقاله توهین‌آمیز و قیام قم: مقاله‌ای که از لندن آمده بود ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
سالگرد انتشار مقاله توهین‌آمیز و قیام قم: 
  مقاله‌ای که از لندن آمده بود
۱۴۰۴/۱۰/۱۹


صبح 18 دی‌ماه 1357، بریده صفحه 7 روزنامه اطلاعات روز قبل، شامل مقاله‌ای تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» با نام فردی به نام «احمد رشیدی مطلق» بر در و دیوارهای مدارس حوزه علمیه قم نصب شد و طلاب دور تا دور آن، تجمع کرده بودند و چون خیلی‌ها نمی‌توانستند آن را ببینند، افرادی با صدای بلند مقاله یاد شده را می‌خواندند. مقاله‌ای که سراپا توهین و اهانت به مقام مرجعیت شیعه و شخص حضرت آیت‌الله العظمی حاج آقا سید روح الله خمینی، رهبر در تبعید ملت ایران بود.
گزارش‌های ساواک حکایت از آن دارد که وقتی افرادی با صدای بلند مقاله را برای دیگران قرائت می‌کردند، هربار به نام امام می‌رسیدند، حاضران با صدای بلند صلوات می‌فرستادند.
قم به خروش آمد
اعتراضات از همان تجمعات شروع شد و به گردهمایی در منازل مراجع عظام کشیده شد. شبانه علما و طلاب طي تماس‌هاي تلفني و ملاقات‌هاي خصوصي با استادان حوزه، تصميم بر تعطيلي حوزه و جلسات درس گرفتند. روز 18 دي‌ماه، طلاب كه كلاس‌هاي درس را تعطيل كرده بودند با اجتماع در بيرون مدرسه‌ خان (مدرسه‌ آيت‌الله بروجردي) به طرف منزل مراجع و آيات عظام حركت كردند و در طي مسير با دادن شعارهايي به حمايت از امام‌ خميني پرداختند.
تظاهرکنندگان شامل طلاب و بازاریان قم و نیز گروهی از بازاریان و دانشگاهیان تهران بودند. آیت‌الله حسین نوری همدانی که در آن زمان یکی از مدرسان و مجتهدان معتبر قم بود، در منزل خود برای حاضرین سخنرانی کرد.
اما حركت اصلي مردم شهر قم در اعتراض به مقاله‌ توهين‌آميز روزنامه اطلاعات، صبح روز دوشنبه، 19 دي 1356 با تعطيلي بازار و راهپيمايي طلاب و بازاريان آغاز شد. حجت‌الاسلام رباني يكي از شاهدان عيني در توصيف اين روز چنين گفته است:
«... آنچنان بازارها و مغازه‌ها به‌ويژه در قم تعطيل بود كه انسان ياد روز عاشورا مي‌افتاد...»[1]
در اين روز طبق قرارهاي قبلي، طلاب در مقابل مدرسه‌ خان و ميدان آستانه تجمع كردند و مانند روز قبل به سوي منزل مراجع حركت كردند. ابتدا به منزل آيت‌الله میرزا هاشم آملي و بعد از آن به منزل علامه طباطبايي رفتند.
300 نفر شهید شدند
كماندوها و پليس در سه‌راه موزه و چهارراه ارم با آمادگي كامل ايستاده بودند. جمعيت وارد خيابان صفائيه شد‌، اما مزدوران شاه از ادامه‌ حركت جلوگيري كرد. آنها ابتدا با باتوم و سپس با شليك تيرهوايي و بعد از آن با تيراندازي مستقيم، مردم را هدف قرار دادند. 
براساس گزارش ساواک، شمار تظاهرکنندگان حدود ده هزار نفر بود. [2]  در منابع مختلف آمده که «گروه زیادی» بالغ بر «هفتاد تا سیصد» نفر شهید شدند.[3] خودداری روحانیون و وعاظ از منبر رفتن و سپس تعطیلی دروس حوزه و بازار قم در 19 دی، به دنبال آن، تظاهرات طلاب انقلابی و بازاریان و مردم و بالاخره هجوم مأموران و مزدوران رژیم شاه که طلاب و روحانیون تظاهرکننده را به خاک و خون کشیدند، نخستین صحنه اوج گیری نهضت امام را رقم زد و قیام قم، به‌عنوان اولین خیزش مردمی این دوران به ثبت رسید.
در چهلم شهدای قم بود که تبریز به پا خاست و از آن پس چهلم‌ها در پی چهلم‌ها، روز به روز نهضت امام را عمق بیشتری بخشید و صفوف بیشتری از مردم را به میدان مبارزه و انقلاب کشانید تا ورود امام در 12 بهمن و دهه فجر انقلاب و پیروزی آن در 22 بهمن 1357.
اتفاقاتی که باعث انتشار مقاله شد
واقعیت این بود که پس از شهادت آیت‌الله حاج سید مصطفی خمینی و مجالس باشکوهی که در ‌ترحیم و به خصوص چهلم ایشان در سراسر ایران برگزار شد و رایحه خوش و نسیم دل‌انگیز نهضت امام پس از 13 سال مجدداً وزیدن آغاز کرد، شاه و اربابان آمریکایی‌اش از این محبوبیت امام و پویایی نهضتش به خشم آمدند. احسان نراقی از مشاوران دربار شاه، در این مورد گفته است:
«... شاه از بابت این جلسات و این مجالس‌ترحیم خیلی عصبانی بود. در این ضمن، یاسر عرفات یک تلگراف تسلیتی به آقای خمینی در نجف مخابره می‌کند. آقای خمینی در جواب یاسر عرفات می‌گوید که درد و محنت من روزی پایان می‌گیرد که ملت ایران از شر این آدم جابر فارغ و راحت بشود...»[4]
پیش از این، اغلب سیاسیون و مورخین، ساواک و یا داریوش همایون وزیر اطلاعات و جهانگردی وقت رژیم را نویسنده مقاله فوق دانسته بودند، اما او در گفت‌و‌گو با «بی‌بی‌سی»، این موضوع را تکذیب کرده و اظهار داشت:
«... کسی اصلاً جرأت نمی‌کرد در ایران چیزی بنویسد و چاپ بکند بدون دستور شاه، چون به هر حال به موجب قانون اساسی رهبران مذهبی یک موقعیتی دارند که کسی به خودش اجازه نمی‌دهد... مقاله به من داده شد و من به خبرنگار اطلاعات دادم. فرصت کنگره حزب رستاخیز بود و آنها هم ایراد کردند، اعتراض کردند که ممکن است این مقاله اسباب زحمت خودشان بشود... قم یکپارچه به دست مذهبی‌ها افتاده بود... چاره‌ای نبود، گفته بودند باید چاپ شود و باید چاپ می‌شد. دفعه اولی هم نبود که این جور مطالب به روزنامه‌ها فرستاده می‌شد و چاپ می‌شد...»[5]
خیلی‌ها در دستگاه رژیم شاه با چاپ مقاله فوق مخالف بودند. احسان نراقی اضافه کرده است:
«... هیچ یک از مقامات هم با این کار موافق نبودند، نه آموزگار موافق بود، نه دیگران، نه به‌نظر من حتی ساواک... این ناشی‌گری خودش (شاه) بود. متوجه نبود که این‌بار فقط روحانیت نیست...».
علی امینی، از نخست‌وزیران اسبق شاه و از نیروهای وابسته به آمریکا که در آب نمک خوابانده شده بود تا در وقت لزوم به میدان آورده شده و ادای دموکراسی را درآورد، درباره انتشار مقاله فوق و خام‌دستی شاه گفته: «... ایراد این وقایع این بود که کسی او را متوجه نمی‌کرد که کارش صحیح نیست... اصرار خود شاه بود. اردشیر زاهدی برای خود من نقل کرد، او مدعی بود که مدتی با شاه بحث کرده، گفته آقا بد است، این فحش‌ها چیست، اصلا خود این کار از ناحیه دربار زشت است... تمام اینها را به‌حساب شاه می‌گذارند، خوب آن آدم مذهبی متأثر می‌شود. همه رژیم، شاه بود. والّا خوب اینها می‌دانستند که این وزراء داخل آدم نیستند...»[6]
چراغ سبز را کارتر داد
به راستی چه شده بود که شاه علی‌رغم توصیه اطرافیان و مشاوران، تا این حد اصرار داشت با چاپ مقاله یاد شده، خیلی صریح به جنگ با روحانیت و مرجعیت و ملت ایران برود؟ او که حتی برای کوچک‌ترین اقدام در کشور، خواستار موافقت آمریکا بود و بدون اجازه ارباب به قول معروف حتی آب هم نمی‌خورد، چگونه این‌بار شخصاً وارد میدان شده و گوشش به توصیه دوستان و اطرافیانش هم بدهکار نبود؟ چه موضوعی باعث شده بود او علی‌رغم ‌ترس ذاتی و محافظه‌کاری دربرابر روحانیون، این‌گونه بی‌گدار به آب بزند و به میان آتش بپرد؟
کلید پاسخ به این سؤال را گزارشگر «بی‌بی‌سی» در فیلم مستند «داستان انقلاب» به دست می‌دهد که:
«... شاه به اتکا و حمایت کارتر مطمئن شده بود که قادر به مقابله با آیت‌الله خمینی هست و می‌تواند تلافی‌جویی کند...»[7]
داریوش همایون در گفت‌و‌گویی با «بی‌بی‌سی»، درباره این موضوع کلیدی توضیح بیشتری می‌دهد:
«... فراموش نکنیم که آن مقاله پنج شش روز بعد از دیدار کارتر از تهران بود که منتشر شد. کارتر قوت قلبی به شاه داد که برایش قابل تصور نبود. خیلی از حدود متعارف دیپلماتیک تجاوز کرده بود و شاه احساس کرد که دیگر محلی برای نگرانی نیست و الان وقتش است که به مبارزه‌ای که (امام) خمینی پیش کشیده و شروع کرده، پاسخ بدهد...»[8]
جیمی‌کارتر در شب سال نو میلادی برای بازدیدی از پایگاه‌های آمریکا در ایران به تهران آمده بود کارتر در دیدارش از ایران و به‌خصوص بر سر میز شام، حرف‌هایی به شاه گفت که وی را بسیار دلگرم و در عین حال گستاخ کرد.
یک نقطه درخشنده در تاریخ ایران
به این ‌ترتیب روشن شد که شاه با کدام چراغ سبز اربابش، آنچنان گستاخ شده بود که اقدام به انتشار مقاله‌ای کرد که شعله‌های انقلاب را برافروخت.
اگرچه جمله آنتونی پارسونز، سفیر انگلیس در ایران در کتاب خاطراتش به نام «غرور و سقوط» در این مورد صریح‌تر به ‌نظر می‌رسد و پرده از طراحی مقاله فوق در سفارتخانه‌های بیگانه برمی‌دارد. پارسونز به صراحت نوشته:
«...در اوایل ژانویه 1977 تصمیم گرفته شد که برای بی‌اعتبار کردن (امام) خمینی مطلبی علیه او منتشر شود...»[9]
مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره قیام مردم قم در آستانه اوج‌گیری نهضت امام فرمودند:
«... نوزدهم دی یك نقطه درخشنده است؛ نه فقط در تاریخ قم، بلكه در تاریخ كشور ما و تاریخ انقلاب. جوانان قم، مرد و زن، طلبه و غیر طلبه، در این روز یك پاسخِ مؤمنانه و قهرمانانه به نیاز زمان دادند. مهم این است كه هر ملتی، هر شخصی و هر مجموعه‌ای بتواند به نیاز زمانه‌ خود پاسخ دهد. البته مردم قم اوّلین‌بار در نوزدهم دی نبود كه این هوشیاری و هوشمندی و شجاعت را از خود نشان دادند؛ هزار و دویست سال است كه شهر قم پایگاه اشاعه‌ افكار منوّر اهل‌بیت علیهم‌السّلام است. آن وقتی‌كه حكومت‌هایِ مخالف اهل‌بیت هم بر سرِ كار بودند، مردم قم این موضع را حفظ كردند و اگر سختی‌هایی هم داشت، آن را تحمّل كردند...»[10]
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- انقلاب اسلامی ایران از دی 1356 تا بهمن 1357، مجید رضا اقدسی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، تهران، 1391
2- جنایت رژیم پهلوی در ۱۹ دی ۵۶، مرکز اسناد انقلاب اسلامی
3- ملایی‌پور، آذرخش انقلاب، ۱۳۸۳، صفحه ۳۹
4- احسان نراقی، مستند داستان انقلاب، تلویزیون بی‌بی‌سی 
5- داریوش همایون، مستند داستان انقلاب، پیشین
6- علی امینی، همان
7- همان
8- داریوش همایون، مستند «آب در ‌هاون»، قسمت اول، شبکه دوم سیما، 12 بهمن 1388
9- آنتونی پارسونز، غرور و سقوط، ‌ترجمه محمود طلوعی، نشر هفته، 1362، صفحه 99
10- بیانات مقام معظم رهبری، در دیدار جمعی از مردم قم‌ در سالروز قیام ۱۹ دی ، 19 دی‌ماه 1379