به وب سایت مجمع هم اندیشی توسعه استان زنجان خوش آمدید
 
منوی اصلی
آب و هوا
وضعیت آب و هوای زنجان
آمار بازدیدها
بازدید امروز: 3,412
بازدید دیروز: 1,814
بازدید هفته: 7,841
بازدید ماه: 8,459
بازدید کل: 28,555,234
افراد آنلاین: 41
اوقات شرعی

اوقات شرعی به وقت زنجان

اذان صبح:
طلوع خورشید:
اذان ظهر:
غروب خورشید:
اذان مغرب:
تقویم و تاریخ
چهارشنبه ، ۰۶ خرداد ۱٤۰۵
Wednesday , 27 May 2026
الأربعاء ، ۱۰ ذو الحجة ۱٤٤۷
خرداد 1405
جپچسدیش
1
8765432
1514131211109
22212019181716
29282726252423
3130
آخرین اخبار
۱۹ - بازخوانی زمینه‌های فکری و سیاسی کتاب «کشف اسرار» امام خمینی(قدس‌سره) - ۱۴۰۴/۱۰/۲۱
بازخوانی زمینه‌های فکری و سیاسی کتاب «کشف اسرار» امام خمینی(قدس‌سره) - ۱۹

افشای ماهیت تمدن فاسد غربی

و تبیین ابعاد مادی و معنوی قوانین اسلامی

  ۱۴۰۴/۱۰/۲۱

‫پی دی اف کتاب کشف الاسرار امام خمینی (ره) - موسسه تحقیقات و نشر معارف  اهل‌البیت علیهم‌السلام‬‎

سهراب مقدمی شهیدانی 

افشای تمدن فاسد غرب
امام خمینی (قدس سره) در بخش پیش گفتار، دیدگاه خود را صراحتاً نسبت به آنچه «تمدن غرب» نامیده می شود ابراز می دارند و در مورد غرب زدگان و غرب می نویسند:
«این ماجراجویان، [علت] عقب افتادن خودشان را از ملل دنیا و بازماندن تمدن امروزه اروپا را، عقیده به دین و پیشوایان خود آن حساب می کنند و افسارگسیختگی و ترک مراسم دینی را اسباب تعالی و تمدن می شمارند با صرف نظر از آن که در اروپا که این ها آرزوی آن را می برند تمدن به معنی خود[؛] حقیقت ندارد و ما هم نمی خواهیم وارد این مبحث شویم که از مورد بحث ما خارج است تا روشن شود که کلمه توحش به اروپا نزدیک تر است از تمدن...»
ایشان در متن کتاب، با درج شبهه حکمی زاده می نویسند: « این نویسنده می گوید: «خنده آور است که کسانی پیش خود یا کسانی مانند خود می نشینند و می گویند اروپاییان قانون های ما را برداشتند و مورد عمل قراردادند تا به این‌جا رسیدند، یا می گویند دنیا اگر این دستورها را عملی می کرد چنین و چنان می شد. آری! من می توانم در اتاق خود بنشینم، در عالم خیال به روی اقیانوس اطلس یک کشور پهناوری بسازم و برای آن بناهایی با هزار طبقه درست کنم ولی تمام این کشور خیالی را دو کلمه حرف حساب نقش بر آب می کند.»
آری من هم می گویم خنده آور که هیچ ننگ آور است اگر کسی بگوید اروپاییان قانون های اسلام را عملی کردند و به این‌جا رسیدند. اروپاییان به کجا رسیدند؟! آیا اروپای امروز را که مشتی بی خرد آرزوی آن را می برند باید جزء ملل متمدنه به شمار آورد؟! اروپایی را که جز خون خوراکی و آدمکشی و کشور سوزی مرامی ندارد و جز زندگی ننگین سرتاسر آشوب و هوسرانی های خانمان سوز منظوری در پیش او نیست با قانون اسلام که کانون عدالت و دادگری است چه کار؟ اروپایی که میلیون ها هم جنس خود را در زیر‌تانک ها و آتش توپخانه ها به دیار نیستی فرستاده و می فرستد باز او را از نوع بشر می دانید و برای او حسرت می برید؟! اف بر این آدمی زاده بی خرد!
اروپا به کجا رسیده است که از او ستایش می کنید؟! اروپایی که صدها هزار تن بمب در شهرهای هم کیشان خود ریخته و ریشه  حیات زن های مظلوم و کودکان خردسال از بیخ و بن کنده، باز نام او را در طومار انسانی می آورید؟!
کجا قانون اسلام در اروپا قدم گذاشته است؟! آنچه در اروپا است سرتاسر بیدادگری ها و آدم دری ها است که اسلام از آن بیزار است. آنچه در اروپا است دیکتاتوری ها و خودسری ها است که قانون عدالت از آن برکنار است. کشورگشایی های هیتلری از قانون خرد بیرون است و بشر باید یک دل و یک جهت این مغزهای پر از آشوب و فتنه جو را با مشت آهنین خرد کند تا جهان به آرامش خود برگردد. 
اگر تمدن اسلام در اروپا رفته بود این فتنه ها و آشوب های وحشیانه که درندگان نیز از آن بیزارند در آنجا پیدا نمی شد. اروپا به کجا رسیده است تا ما قانون او را با قانون خرد تطبیق کنیم؟! زندگی امروز اروپا از بدترین زندگانی ها است که با هیچ قانونی آن را نمی توان وفق داد؛ لکن شما بیچاره های ضعیف العقل یکسره خود را در مقابل آن ها باخته به طوری که قانون خرد را نیز فراموش کردید و آنچه اروپایی کند خوب و میزان تمدن را همان می دانید و این از بزرگ ترین خطاهای شما است.»
نفی سکولاریسم
طرفداران سکولاریسم از جمله حکمی زاده، مدعی جدایی دین از سیاست هستند و این شبهه را مطرح می کنند که دین تکلیف حکومت را معین نکرده است و ارتباطی میان این دو نهاد نیست. امام خمینی(ره) در نفی این شبهه می نویسند:«شما از کجا می گویید که دین تکلیف حکومت را تعیین نکرده است؟! اگر تعیین نکرده بود پیغمبر اسلام چطور تشکیل حکومت داد و به قول شما در نیم قرن نیمی از جهان را گرفت؟! آن تشکیلات برخلاف دین بود یا با دستور دین؟! اگر برخلاف بود چطور پیغمبر اسلام و علی بن ابی‌طالب خود برخلاف دین رفتار می کردند؟!
از همه گذشتیم؛ شما مگر قرآن را هیچ ندیدید؟! اگر ندیدید دست کم چند صفحه  آن را بخوانید و از یکی ترجمه اش را بپرسید. این همه آیاتی که برای قتال با کفار و جنگ برای استقلال کشور اسلامی و برای کشورگیری در قرآن است، بدون حکومت و تشکیلات صورت می گیرد؟! این همه جنگ ها و فتوحات اسلامی بدون حکومت و تشکیلات بوده است؟! خوب بود دست کم احکام جهاد و دفاع و سبق و رمایه و امربه معروف و ولایت را از یکی بپرسید و بی گدار به آب نزده رسوایی‌بار نیاورید. اساس حکومت بر قوه مقننه و قوه قضائیه و قوه مجریه و بودجه بیت المال است و برای بسط سلطنت و کشورگیری بر جهاد و برای حفظ استقلال کشور و دفع از هجوم اجانب بر دفاع است. همه این ها در قرآن و حدیث اسلام موجود است. قرآن درعین حال که کتاب قانون است برای اجرای آن نیز کوشش کرده است و درحالی که بودجه  مملکت را به بهترین طرز ـ که پس از این می گوییم ـ تعیین کرده، تکلیف کشورگیری و حفظ استقلال کشور را نیز معلوم نموده است. شما چه می دانید اسلام چیست و قوانین اسلام کجا است؟! »
فارغ از «سکولاریسم محض»، جریان «سکولاریسم پنهان» نیز حضور و فعالیت داشت. سکولاریسم پنهان به ظاهر مبانی اسلامی را می پذیرد اما تلاش می کند احکام اسلامی را به نفع مدرنیته تغییر دهد و دین را در دنیای مدرن هضم کند. حکمی زاده با همین رویکرد می نویسد:
«می گویند حکومت باید دینی باشد اگر مقصود دینی است که با زندگی بسازد چیست بهتر از آن. هرگاه چنین دینی را از دولت بخواهید خواهد پذیرفت زیرا دین بهترین پشتیبان برای دولت است و اگر مقصود همین دینی است که در دست ما است بی پرده باید گفت که این مثل آدم کاغذی است که تنها می توان آن را در پشت شیشه گذاشت و اگر روزی بخواهند آن را از میان اوراق کتاب بیرون بیاورند و صد در صد بموقع اجراء گذارند همان روز هم باید فاتحه کشور و زندگی را خواند.»
امام در پاسخ به این شبهه می نویسند: «مقصود شما از زندگی که دین با آن بسازد چیست، همین زندگی است که الان دارید می کنید که دست به سوی هر یک دراز کنیم می بینیم خلاف مصالح کشور و توده است؟! همین زندگی که باز یک دسته از عمال زمان دیکتاتوری به رنگ دیگر و گفتار دیگر مانند تعزیه گردان ها به جان مردم افتادند و آن ها را می مکند؟! همین زندگانی که وضع وزارت و وکالت و همه چیز او را می بینید و می دانید؟! همین زندگانی که مجالس تئاتر و سینماها و مجالس رقص و بال و مانند این ها در آن است؟! همین زندگانی که لخت کردن سینه ها و بازوها و ران های زن های زیبا در میان خیابان ها و اختلاط با جوان های شهوت ران اصول آن است و بسیاری از روزنامه نویسان بی خرد از آن ستایش ها می کنند و با وجدان و شرف مبارزه می نمایند؟! 
همین زندگانی که کلاه لگنی اجانب و عادات و اخلاق ناستوده آنان پایه  شرف و افتخار آن است؟! همین زندگانی که استعمال مشروبات و مسکرات اساس بزرگ آن است؟! همین زندگانی که مالیات از زن های فواحش و باندرل مسکرات تشکیل آن را می دهد؟! همین زندگانی که رشوه خواری و کیسه بری بزرگ ترین اساس آن است؟!
اگر مقصود این گونه زندگانی است، من به شما قول می دهم که هیچ دینی و هیچ آیینی و هیچ عقلی با آن نسازد. دین برای برداشتن همین چیزها است و تبدیل کردن زندگی پست و بی شرفانه به زندگانی پرافتخار انسانی است. دین منزل حیوانی را به منزل انسانی تبدیل می کند و آن با زندگانی حیوانات سرخود نمی سازد. دین لجام بر سر حیوانات افسارگسیخته می زند و آن با زندگانی امروز شما نمی سازد. 
دین بی عفتی ها و ستمکاری ها را از جهان برمی چیند و آن با زندگانی شما نمی سازد و اگر مقصود از زندگی، زندگانی پرافتخار باشرف انسانی است که از ستمکاری ها و خلاف وظیفه ها و قانون شکنی ها و عفت‌سوزی ها برکنار باشد دین برای سازمان  همان آمده و با آن می سازد. شما که از دین به هیچ وجه اطلاع ندارید از کجا می گویید دین امروز ما با دین اول اسلامی فرق دارد؟! خوب بود یکی از فرق ها را می گفتید تا مورد استفاده می شد.
دین امروز ما با دین دیروز هیچ فرق نکرده است. دین ما همیشه دستورهای قرآن و پیغمبر اسلام بوده و هست. 
شما فرق کردید. زندگانی شما طوری شده است که با هیچ عقل و هیچ دینی نمی سازد. شما می خواهید هر طوری شما شدید دین هم همان طور شود؛ لکن این نخواهد شد. احکام دین همان احکام عقل است با اختلاف زمان اختلاف پیدا نمی کند. دو و دو همیشه چهار است و ستمکاری همیشه بد است. بی عفتی و بیدادگری هیچ روزی خوب نبوده است و نخواهد خوب شد. دنیا به نیستی و هلاکت برسد همین است و به اوج تمدن و تعالی برسد نیز همین است.»
یک نظر به قانون مادی و معنوی اسلام
امام خمینی در کتاب گرانقدر کشف اسرار با رویکردی جامع وارد بحث شده و ضمن بیان مفاسد و معایب جامعه‌سوز و انسان‌سوز تمدن غربی و نظم نوین سکولار، به بیان دیدگاه جامع و ایجابی اسلام ناب در اداره شئون مختلف اجتماعی و سیاسی بشر پرداخته است. ایشان در مقام تبیین قوانین کارآمد و پویای اسلامی چنین می‌نویسد:
«تمام قوانین بزرگ اسلام دارای این دو جنبه است که هم نظر به حیات مادی و فراهم ساختن سازوبرگ آن دارد و هم نظر به حیات معنوی و ساز و برگ آن؛ مثلاً دعوت به توحید و تقوا - که بزرگ ترین دعوت ها است در اسلام - چنانچه سازوبرگ زندگانی معنوی را تهیه می کند؛ در زندگانی مادی و کمک کاری به نظم کشور و حیات اجتماعی و اساس تمدن دخالت کامل دارد. یک توده اگر با توحید و تقوا بودند؛ چنان‌که روح آن ها بزرگ و کامل می شود کشور آن ها نیز باعظمت و زندگانی اجتماعی و سیاسی آن ها نیز باعظمت می شود و مثلاً قانون مالی در اسلام که برای اداره کشور و احتیاج زندگانی مادی وضع شده؛ به طوری وضع شده است که جنبه زندگانی معنوی در آن منظور است و کمک کاری به زندگانی معنوی می کند. ازاین جهت در پرداخت بیشتر مالیات ها، قصد تقرب به خدا که به واسطه  آن زندگانی معنوی تأمین و روح انسانی بزرگ می شود شرط شده است و همین طور در قانون نظام و قضا و دیگر قوانین. قانون نظام در کشورهای جهان گو که عظمت به کشور بدهد؛ لکن حیات معنوی را به طوری ساقط می کند و روح را از معنویت می اندازد که گفتنی نیست؛ لکن نظام اسلام درعین حال که عظمت کشور را بهتر می تواند اداره کند، کمک کاری بزرگ به زندگانی معنوی می کند؛ چنانچه خدا این معنی را گوشزد کرده و کشتگان در راه خود را به زندگانی جاویدان و ناز و نعمت در پیشگاه خود دعوت کرده است.
در اسلام زندگانی مادی و معنوی را به هم آمیخته و هر کسی را کمک کار دیگر قرار داده است؛ چنان‌که قانون شناسان این معنی را خوب می دانند و این یکی از بزرگ ترین شاهکارها است که از مختصات این قانون است و در قانون های آسمانی دیگر ناچار کم وبیش بوده است و از این مقایسه  اجمالی بین قانون جهانیان و قانون خدا خوب می توان فهمید که این قانون های بیهوده چقدر سست و بی پایه است و چنین قانون هایی حق ندارد با قانون خدایی مقابل شود و در پیش آن عرض اندام کند.»