تاریکخانههای کارشناسی و خسارت نامحدود آنها
۱۴۰۴/۱۰/۳۰
چند روزی است که دوباره رحمت الهی، در قالب برف و باران بر سر ایران عزیز ما میبارد و نشاط و امید را میپراکند. این روزها که بلورهای سپید برف بر سر شهرها و آبادیها مینشیند، دوباره به این دروغ بزرگ میاندیشیم که ادعا میشد اسرائیل و آمریکا، راه ابرها و بارش باران و برف را بر ایران بستهاند! البته که در خباثت آنها هیچ شکی نیست. اما اگر میتوانستند آب و هوا را به خدمت بگیرند، نه باید در ایران باران و برف میبارید، و نه خشکسالی و کمآبی،گریبان اسرائیل را در ساحل مدیترانه و آمریکا را در میان دو اقیانوس میگرفت.
تنش آبی را نمیتوان نادیده گرفت و تدبیر نکرد؛ خباثت دشمن را هم. اما مالک و مدبّر فرود آمدن رحمت از آسمان، خداوند متعال است و هم او در قرآن حکیم فرمود: «اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً، یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً. از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده است [تا] بر شما از آسمان باران پىدرپى فرستد و شما را به اموال و پسران يارى كند و براي شما باغها قرار دهد و نهرها پديد آورد».
نکته دوم: یک دولتمرد محترم، چند ماه قبل در اثر برخی مشورتها گفت ممکن است به خاطر بیآبی مجبور باشیم تهران را تخلیه کنیم! این سخن به دور از دقت کارشناسی - که بعدها حتی از سوی برخی مقامات دولتی، توجیه و پس گرفته شد - ضریب رسانهای بالا خورد، دست به دست شد و موجبات خرکیف شدن دشمنان را فراهم کرد. کار به جایی رسید که عاموس گیلعاد (رئیس سابق بخش سیاسی - امنیتی وزارت جنگ اسرائیل) در گفتوگو با رادیو ۱۰۳ FM اظهار کرد: «اسرائیل نتوانست ایرانیها را از پا درآورد و آنها برداشتشان این است که باید توانمندیها را بازسازی کنند... ما آنها را شکست ندادیم... بسیاری امید بستهاند به اینکه وضعیت اقتصادی آنقدر وخیم است که رئیسجمهور ایران درباره تخلیه تهران سخن گفته است».
بله، ما در کشور کمبود آب داریم و باید مصرف را مدیریت کنیم. بخش معتنابهی از منابع آبی، هدر میرود، یا بد و نادرست مصرف میشود. اما این ارزیابی نادرست و هراسافکنانه را که تهران باید تخلیه شود، کدام حلقه مشورتی سایهنشین، پختوپز کرد؟ کدام تاریکخانههای شبه کارشناسی، به واسطه بازی با دادهها و دستکاریهای آماری، شرایط را بهمراتب سختتر از واقعیت نشان میدهند، به کتمان نقاط قوت و ظرفیتهای موجود برای گشایش در امور میپردازند، و ملت و دولت ما را دشمن شاد میکنند؟
برای اینکه موضوع روشن شود؛ چند نمونه را به یاد بیاوریم: «رئیس اتاق فکر جنبش سبز در خارج از کشور (لندن)» در سال 1388، وزیر ارشاد دولت مدعی اصلاحات بود. الان هم سردبیر رسانه صهیونیستی و جنایتکار اینترنشنال، علیاصغر رمضانپور است؛ معاون وزیر ارشاد در دولت خاتمی! معاون سازمان محیط زیست دولت روحانی، کاوه مدنی بود که شبکه ضد محیط زیستی غرب علیه ایران را تحت پوشش گرفته بود. و رئیس محیط زیست همان دولت، کسی بود که خودکفایی گندم را «مزخرف» میخواند!
این فهرست، اگر یکایک و سر فرصت احصا شود، حتما طولانی خواهد شد. با خود بیندیشیم کدام مشورتها موجب شد وزیر نیروی اسبق بگوید «به خاطر 200 مگاوات برق، زیر بار مافیای نیروگاه سازی نمیروم»؛ وزیر نفت چندین دولت مدعی اصلاحات و اعتدال ادعا کند «پالایشگاه سازی در ایران کثافتکاری است»؛ وزیر راه و شهرسازی اسبق، «مسکن مهر» را (که ده میلیون نفر را با هزینه پایین صاحبخانه کرد) «مزخرف» بنامد و ساختوساز را به سمت رکود سوق دهد؛ و وزیر خارجه اسبق، توافقی پر خسارت را امضا کند که: تعهداتش نقد بود و قبل از اجرای توافق یکجا واگذار شد، امتیازات خیالیاش نسیه و فاقد هیچ تضمینی بود، و تحریمها برخلاف وعده هرگز لغو نشد بلکه افزوده هم شد. ضمنا همان دیپلمات ارشد ادعا میکرد از برخی مفاد توافق، مثل گنجاندن کلمه «تعلیق» به جای «لغو» بیاطلاع بوده، یا وجود برخی مفاد خیانت بار مانند مکانیسم ماشه و بازگشت خودکار تحریمها را از اساس انکار میکرد! فردی با این مختصات، بعدها رئیس «شورای [مجعول] راهبری کابینه» شد، دهها عنصر زاویهدار و مجرم امنیتی و یا کارشناس نااهل را بهمثابه یک شبکه، برای مهرهچینی در بدنه دولت گرد هم آورد، و معاونت راهبردی را هم برای خود تاسیس کرد.
این شبکه مشاوران سایهنشین، نقش مهمی در ندیدن نقاط قوت و ظرفیتهای نخبگانی- سرزمینی ملت ایران، بزرگنمایی و لاینحلنمایی مشکلات، و نهایتا تزریق نا امیدی در کشور و بسترسازی برای شبیخونهای امنیتی دشمن (مانند فتنه و آشوب ترکیبی اخیر) داشتهاند. آنها درست در زمان هماهنگی چند ماهه نتانیاهو و ترامپ برای حمله غافلگیرانه به ایران، تاجر بودن و اهل معامله بودن ترامپ و نزدیک بودن توافق با وی و جاری شدن 2000 میلیارد دلار سرمایه به ایران را «تصویرسازی» میکردند و برخی مدیران اقتصادی و دیپلماتیک را از تنوعبخشی به تدابیر ملی باز میداشتند. منفی شدن رشد اقتصادی پس از یک دوره رشد سه ساله (1403- 1400)، نتیجه همین آدرسهای گمراهکننده است؛ همان گونه که معدل رشد اقتصادی تقریبا صفر (6 دهم درصد) را برای دوره هشت ساله «دولت برجام و دیگر هیچ» به ثبت رساندند.
در اثر همین مشورتهای مسموم، و با وجود وارونه از آب درآمدن آرزواندیشیهای برجامی، دولت وقت، زیر بار واگذاری تعهدات سنگین و پنهانی به مافیای غربی FATF رفت، توافق آب و هوائی پاریس را برای کاهش مصرف سوخت فسیلی (عقبگرد توسعه نیروگاهی) پذیرفت، و اگر مجال مییافت، برنامه دفاع موشکی و نظامی را هم در قالب برجام 2 واگذار میکرد.
اکنون باید تذکرات مهم رهبر انقلاب را بازخوانی کرد که سال گذشته در اولین دیدار اعضای دولت چهاردهم فرمودند:
«رجوع به کارشناس، حکمرانی را خردمندانه، و ملت را راضی میکند، اما مراقب تحمیل نظرات غلط با لباس کارشناسی باشید. کارشناسی را انتخاب کنید که به دنبال نسخههای نسخشده خارجی نباشد.
رعایت اولویتها ضروری است. حل مسئله گرانی و تورم جزو اولویتهای فوری است.
من چند سال قبل از این پیوست عدالت را مطرح کردم، گفتم شما هر قانونی، هر تصمیمی میخواهید بگیرید تصمیم مهم، قانون مهم یک پیوست عدالت برایش تهیه کنید. پیوست عدالت یک کار تشریفاتی نیست، یک امر واقعی است.
به اینکه به شما بگویند پوپولیست یا عوامگرا اعتنا نکنید. با حضور بین مردم از خود آنها واقعیت را بشنوید و بر اساس آن تصمیم بگیرید».
محمد ایمانی