تحرکات اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه زیرساختهای حیاتی ایران، اگرچه با ادبیات تهدید و فریب همراه است، اما واقعیت میدان چیز دیگری را روایت میکند؛ جایی که خاطره تحقیر آمریکاییها در خلیجفارس همچنان بهعنوان یک عامل بازدارنده جدی در ذهن فرماندهان پنتاگون عمل میکند.
بررسی تحرکات اخیر ارتش تروریست آمریکا نشان میدهد طراحی حمله به زیرساختهای حیاتی، از تأسیسات برق در جنوب و مرکز کشور تا نیروگاه بوشهر، در چارچوب یک سناریوی چندلایه برای ایجاد بیثباتی و سپس تغییر فاز درگیری دنبال میشود. با این حال، این سناریوها نهتنها پدیدهای غافلگیرکننده محسوب نمیشوند، بلکه در چارچوب اشراف اطلاعاتی ایران از مدتها پیش شناسایی شده و برای آنها پاسخهای متناسب پیشبینی شده است.
بازی زمان؛ فریب در پوشش مذاکره
طرح مکرر پیشنهاد مذاکره از سوی آمریکا و تعیین بازههای زمانی ۵ و ۱۰ روزه، بیش از آنکه نشانه تمایل واقعی به گفتوگو باشد، بخشی از یک تاکتیک فریب ارزیابی میشود. این مهلتسازیها در واقع ابزاری برای خرید زمان و تکمیل زنجیره لجستیکی و عملیاتی دشمن تلقی شده و نشانهها حاکی از آن است که هرگونه اقدام احتمالی، پیش از پایان این ضربالاجلها و در قالب یک عملیات غافلگیرانه دنبال خواهد شد.
نیابتیها پوشش یک مواجهه بزرگتر
الگوی تحرکات میدانی نشان میدهد آمریکا تلاش دارد با فعالسازی نیروهای نیابتی در محورهای شمالی و غربی، سطح درگیری را مدیریت کند. با این حال، تمرکز بر این مدل از جنگ، نمیتواند ماهیت واقعی تقابل را پنهان کند؛ چراکه همزمان نشانههایی از حضور مستقیم نیروهای آمریکایی در پیرامون جغرافیای ایران دیده میشود. این ترکیب، بیانگر آن است که سناریوی نیابتی، صرفاً پوششی برای سطوح بالاتر درگیری است و نمیتواند بهتنهائی تعیینکننده باشد.
حافظهای که پاک نمیشود
یکی از مهمترین متغیرهای اثرگذار در این معادله، حافظه تاریخی تقابل مستقیم ایران و آمریکا در خلیجفارس است. تجربههایی مانند دستگیری ملوانان آمریکایی، تصویری ماندگار از فروپاشی روحیه تهاجمی نیروهای آمریکایی در مواجهه نزدیک با ایران ایجاد کرده است؛ تصویری که همچنان در محاسبات فرماندهان پنتاگون حضور دارد و بهعنوان یک عامل بازدارنده عمل میکند.
این واقعیت حتی در اظهارات مقامات نظامی آمریکا نیز بازتاب یافته است. برد کوپر، فرمانده ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا پیش از این اعتراف کرده بود:
«ما به این برآورد رسیده بودیم که ورود ناو هواپیمابر به خاورمیانه (غرب آسیا) موجب میشود که ایرانیها منفعل شده و با حجم ناوهایی که وارد منطقه میکنیم به وحشت بیفتند. اما قایقهای تندروی ایرانی ما را مسخره میکنند. ایرانیها یک قایق تندرو در مقابل ناو هواپیمابر ما میآورند و میگویند مسیر خود را تغییر بده!»
برتری میدانی؛ از رفتار عملی تا زبان فرماندهی
تحولات اخیر در خلیجفارس نشان میدهد که معادله قدرت در این منطقه بهطور محسوسی تغییر کرده است. مواجهه مستقیم شناورهای ایرانی با ناوهای آمریکایی و وادار کردن آنها به اصلاح رفتار، تنها یک نمایش تاکتیکی نیست، بلکه نشانهای از تثبیت برتری عملیاتی ایران است.
در این میان، استفاده از زبان فارسی در مکالمات عملیاتی، خود به نمادی از این برتری تبدیل شده؛ جایی که طرف مقابل ناگزیر از پذیرش قواعد میدانی ایران است. برای مثال چندی پیش سپاه پاسداران ویدئویی از مواجهه شناورهای خود با ناوگان دریایی آمریکا در خلیجفارس منتشر کرد.
در این ویدئو، افسر ایرانی با تاکید بر اینکه حفظ امنیت خلیجفارس با نیروی دریایی سپاه است، به ناو آمریکایی تذکر میدهد منطقه را ترک کرده و از رفتاری که موجب ایجاد خطر و تنش میشود، خودداری کند. ناو آمریکایی نیز پس از این تذکر جدی، رفتار خود را اصلاح کرده و این تغییر را به اطلاع شناور ایرانی میرساند.
آمادگی فراتر از دفاع
در چنین شرایطی، وضعیت نیروهای مسلح ایران صرفاً در چارچوب دفاع تعریف نمیشود. ساختار چندلایه نیروهای زمینی، در کنار توان موشکی و تجربه گسترده در نبردهای نامتقارن، امکان پاسخهایی پیچیده و چندسطحی را فراهم کرده است. این آمادگی بهگونهای است که هرگونه اقدام خصمانه میتواند با پیامدهایی از جنس انهدام گسترده تا اسارت نیروهای مهاجم همراه شود.
مجموع این مؤلفهها نشان میدهد که ابتکار عمل در میدان در اختیار ایران قرار دارد. اشراف اطلاعاتی، آمادگی عملیاتی و تجربه میدانی، سه ضلع اصلی این برتری را شکل میدهند؛ برتریای که باعث شده هرگونه سناریوی طراحیشده از سوی دشمن، پیشاپیش با پاسخهای متناسب مواجه باشد.
تکرار یک تجربه تحقیرآمیز؟
آنچه امروز در خلیجفارس جریان دارد، صرفاً یک تقابل مقطعی نیست، بلکه امتداد یک روند تاریخی است که در آن، هیمنه نظامی آمریکا بارها با چالش مواجه شده است.
در چنین شرایطی، نیروهای مسلح ایران همانگونه که در مقاطع اخیر ضربات کاری و قابل توجهی بر آمریکا و رژیم صهیونیستی وارد کردهاند، در سطحی از آمادگی قرار دارند که هرگونه آزمون جدید میتواند به تکرار همان صحنههای تحقیرآمیزگذشته منجر شود؛ صحنههایی که اشک و استیصال سربازان آمریکایی را به نمادی ماندگار از واقعیت قدرت در خلیجفارس تبدیل کرده است.
دی ماه ۱۳۹۴ سربازان متجاوز آمریکایی به دست تکاوران سپاه بازداشت شدند.
چند روز بعد امام شهید گفتند «کار شما بسیار عالی بود. کار خدا بود که آمریکاییها را به آبهای ما کشاند تا با اقدام بهنگام شما با دستهایی که بر سر گذاشته بودند بازداشت شوند.»
خدا همان خداست اگر دوباره حماقت کنند.