دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان
«شبهای تهران، میکند پنهان
صحنه بسیار، از چشم انسان.
زین شبهای تار، مانده یادگار...
... منتظری روز آید، عقده دل بگشاید
این شب غم یابد پایان...»
شبهای عربدهکشی الوات سرگذر
این اشعار بخشی از ترانه فیلم «شبهای تهران» ساخته سیامک یاسمی در سال 1332 است. فیلمی که حدود یک ماه پس از کودتای سیاه آمریکایی 28 مرداد در سینماهای تهران اکران شد. فیلمی از روزگار سیاه این سرزمین، قصهای درباره خیانت و تجاوز و فحشاء و کاباره و زندگی انگلی و یاس و خودکشی و...
سالها خواستند آن فضا و زیستن را مطلوب و خاطرهانگیز جلوه دهند، لالهزار درست کردند و کافهها و کابارهها و... و بعد قلعه و مکانهای فساد و فحشاء و... که محل بلعیدن اخلاق و خانواده و نجابت و... جوانان پاک و سادهدل بودند.
شبهای تهران، از یکسو شبهای عربدهکشی لاتها و جاهلها، چاقوکشهای سرگذر و عرقخورها و رقاصهها و... بود و از طرف دیگر سیاهی پنهان شدن خنزری پنزریها و کارتنخوابها و خاکسفیدنشینها و معتادها و...
اغلب فیلمفارسیهای آن زمان درصدد سفیدشویی آن فضای ناامن بودند که انسانهای نجیب و شریف جرات گذر از خیابانهای آن شبها را نداشتند و حتی فیلمفارسیهایی را که آن شبهای تاریک و سیاه را روشن و پر زرق و برق نمایش میدادند را به تماشا نمینشستند.
و سوی دیگر آن شبها هم ضیافتهای آنچنانی اراذل پولداری بود که از چسباندن خود به خاندان منحوس سلطنت، به نان و نوایی رسیده و دختران و پسران جوان را در رستورانهای به اصطلاح لاکچری خیابان پهلوی بالا اغفال میکردند.
مخلص کلام اینکه مانند فیلم «کندو» فریدون گله، از پایین شهر و عرقخوریهای حوالی قلعه تا کازینوهای بالای شهر، فساد بود و فحشاء و حاکمیت اراذل و اوباش بر خیابانها و کوچه پس کوچههای شهر...
قصهپردازی از شبهای برباد رفته
در سالهای پس از انقلاب، اگرچه ماجرای آن کافهها و کابارهها و اماکن فساد و فحشاء در پایین و بالای شهر، به پایان رسید اما سعی کردند به انحاء مختلف دربارهاش افسانهسرایی و قصهپردازی کنند؛ از لالهزار، قصر زرین ساختند و قضیه آن لات و لوتها و فواحش را هم افسانههای هزارویک شبی کردند.
شبهای تهران، همچنان شبهای شب زندهداریهای بیهوده و بیخاصیت و بعضا دلقکبازیهای الوات تازه به دوران رسیده براساس تبلیغات سرسامآور و مغزخور رسانههای بیگانه باقی ماند. از دل همین شبها بود که خفاششب پدید آمد و برخی بزهکاریها و تبهکاریهایی که در شب رخ مینمودند. بازهم خانوادهها و زنان و کودکان، شبهای خیابانهای تهران را زمان مناسبی برای گذر و رفت و آمد نمیدیدند و یک فیلم «شبهای تهران» هم در سالهای پس از انقلاب بر همین اساس ساخته شد که تقریبا روایت همین نابسامانیها بود.
شبهایی که مردم مبعوث شدند
اما پس از شهادت امام امت، حضرت آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای، اتفاقی شگرف و شگفت و حیرتانگیز در شبهای تهران و خیابانهای این شبها افتاد. در واقع همان که امام شهید فرموده بود، واقعا مردم ایران مبعوث شدند.
مردم از صبح روز دهم اسفند که خبر شهادت رهبر و قائد و مراد خویش را شنیدند، به خبابانها آمدند و تا دمادم صبح در خیابانها و میادین ماندند،گریه کردند، عزاداری کردند، شعار دادند و خیابانهایی که تروریستها و مزدوران صلیبی/ صهیونی وعده فتح آنها را پس از حملات و تجاوزات ناجوانمردانه اربابانشان داده بودند، به تسخیر خود در آوردند.
اینچنین بود که خفاشان شبپرست، متواری شدند، عدهای راهی شهرهای دیگر و عده دیگر هم از ترس و واهمه، جرات حضور در خیابان ولو به اندازه یک لحظه هم پیدا نکردند.
اما حضور مردم در خیابانها و میادین شهر تهران و دیگر شهرها و روستاهای کشور، در شبهای بعد هم ادامه یافت، هر شب پرشورتر و عظیمتر و شگفتآورتر بدون آنکه کسی از آنها دعوت کند، اعلامیهای صادر نماید یا فراخوانی بدهد.
مردم آمدند، از مرد و زن و کودک و مسن و جوان و شیرخوار و دانشجو و کارمند و کارگر و معلم و... در 8- 9 شب اول که هنوز رهبر جدید انقلاب تعیین نشده بودند، مردم مانند مادری که به حفاظت از فرزند خود، با تمام قوا به میانه میدان خطر میزند، به عرصه آمدند، میادین اصلی مملو از مردم داغدار شد. سخنرانان و مداحان سعی در دلداری آنها داشتند، اما داغ سنگینی بر دلها بود. خیلیها آمدند، حتی برخی افراد که در بزنگاههای قبلی، در طرف دیگر بودند و بعضا به دلائل مختلف، ناراضی به نظر میرسیدند.
شبهای اول برخی از آنان در برزخ «چه میشود»، رفتن یا ماندن در سکوت را ترجیح دادند، اما با به عرصه آمدن مردم و پایداری و استقامتشان، به تدریج وارد میدان شدند. آرامآرام شبهای بعد، چراغ مغازهها و فروشگاههایشان را روشن کردند، آمدند درب خانهها و مغازههایشان ایستادند و پس از مدتی، حتی با نگاهشان مردم در صحنه را تحسین کردند که چگونه این همه شبها در خیابان ماندند و فریاد کشیدند.
میادین و خیابانها میقات مردم شدند
شبهای اول که اخبار فراخوان تروریستها و مزدوران صهیونیستها بیشتر بود، مردم از اذان مغرب و بعد از نماز آمدند، حتی شب چهارشنبهسوری، قبل از نماز آمدند و در خیابانها و میادین، سفرههای افطار پهن کردند. تا جایی که حتی راهپیمایی روز قدس و مراسم تشییع پیکرهای دلیرمردان ناوشکن دنا و دبیر شهید شورای امنیت ملی، دکتر لاریجانی و یارانش را بدون استراحت به تجمعات شبانه پیوند زدند.
شب سال نو و تحویل سال هم در میادین و خیابانها بودند و روزهای تعطیلی عید نوروز هم خیابانها را رها نکردند. چراغ موبایلها روشن میشد و فریادهای اللهاکبر و مرگ بر آمریکا و اسرائیل و... به آسمانها میرفت.
پرچم به دست آمدند و با نوحهخوانیها و سرودهای پر شور، این پرچمها در آسمان به پرواز در میآمدند. ابتدا تنها پرچم ایران بود ولی وقتی حزبالله لبنان همپای رزمندگان ایرانی، در مقابل اسرائیل ایستاد و زمانی که اسرائیل پس از آتشبس دو هفتهای، جنوب لبنان و مواضع حزبالله را بمباران کرد، بسیاری احساس وظیفه کردند که پرچمهای زردرنگ حزبالله را هم در دست برفرازند.
میقات مردم شد ساعات 8 شب به بعد؛ با دعای توسل در همه خیابانها و میادین شهرها شروع میگردید و ادامه مییافت، دیگر با زن و بچه و خانواده و پدربزرگ و مادربزرگ میآمدند، خانوادهای با نوزادی در بغل و کودکی در کالسکه و دست دختربچهای در دست، گروه دختران دمامزن، بدرقه اتومبیل عروس و داماد جوان، بچههایی که سرخوشانه بازی میکردند و از سر و کول هم بالا میرفتند، نوجوانهایی که گرد هم بودند و جوانهایی که گعده داشتند. گروه گروه از کوچهها و خیابانها به سمت میادین اصلی سرازیر میشدند و پس از ساعتی به سمت مساجد محل و خیابانهای خود میرفتند و گروه دیگری میآمدند...
مقاومت در تجمع مردمی مثل روزهای انقلاب
حالا دیگر مدتهاست موکبها برقرار شده، برای نیروهای پستهای بازرسی و همچنین امداد و آتشنشانی و... ثبتنام میکنند، چادرهایی برای نقاشی بچهها و چادرهایی برای نذر چای و آش و شیر و غذا و... برپا شده است. سخنرانان، مردم را از مسائل مختلف باخبر میکنند و مداحان نوحهسرایی و سرودخوانی دارند. کاروانهای اتومبیل و موتوری با پرچمهای سبز و سفید و سرخ ایران و همچنین پرچمهای حزبالله و فلسطین و سرودخوانان در خیابانهای مختلف چرخ میزنند.
در دو سوی برخی خیابانها و میادین فرعی، گروههای کوچکتر از مردم محل جمع شده و پرچم میچرخانند و شعار میدهند. بوی اسپند و عود فضاها را پر کرده و در برخی از این گروههای کوچکتر هم سینیهای نذری میچرخد و به ماشینهای عبوری و کاروانهای پرچمدار میرسد.
اجتماعات تا پاسی پس از نیمههای شب و تا دمدمای سحر ادامه دارد. دیگر شبهای تهران تار نیست و دیگر خیابانهای این شبهای تهران و دیگرشهرها و روستاهای کشور در اختیار خانوادهها و جوانان انقلابی قرار گرفته تا همه در امنیت و سلامت بتوانند
رفت و آمد کرده و علاوه بر خیابانهای شهرها، نظام و انقلاب را از شر تروریستها و مزدوران بیگانه و اربابانشان حفظ کنند.
شاید این نوع مقاومت مردمی بدون سلاح گرم و سرد در مقابل جنگ و تجاوز و تنها با تجمع در خیابانها و میادین شهرها، در طول تاریخ ما و دیگر کشورها بینظیر باشد؛ درست مانند انقلاب ما که مردم تنها با تظاهرات و راهپیماییهای میلیونی به حضرت امام خمینی لبیک گفتند و نهضت را به پیروزی رساندند.