شرکت پالانتیر امروز دیگر یک شرکت نرمافزاری ساده نیست؛ بلکه ستون فقرات عملیاتی موساد، سیا و امآی۶ در منطقه است. این شرکت مغز متفکر ترورهای هدفمند و حملات نقطهزن به زیرساختهای جبهه مقاومت محسوب میشود.
در سال ۲۰۰۳، درست زمانی که ایالات متحده در عمق جنگهای عراق و افغانستان غرق شده بود، یک شرکت نرمافزاری مرموز به نام «پالانتیر» در قلب پالو آلتوی کالیفرنیا تأسیس شد. نام این شرکت از «پالانتیرها» الهام گرفته شده است؛ همان سنگهای جادویی در رمان «ارباب حلقهها» اثر تالکین که برای مشاهده نقاط دوردست و ارتباط با فواصل بعید به کار میرفتند.
مؤسسان این شرکت، پیتر تیل، الکس کارپ، استیون کوهن و جو لانسدیل، سیستمی را پایهگذاری کردند که در نهایت به «سیستم عامل» بخش بزرگی از ارتش و جامعه اطلاعاتی آمریکا بدل شد. جالب و البته تأملبرانگیز است که هر چهار عضو مؤسس و هدایتگر پالانتیر، یا از هر دو والدین و یا از جانب مادری، دارای تبار یهودی هستند که این موضوع پیوند ایدئولوژیک عمیق این شرکت با جریانهای خاص را از همان ابتدا روشن میسازد.
پیتر تیل، میلیاردر آلمانی-آمریکایی و از بنیانگذاران پیپال، نخستین سرمایهگذار اصلی پالانتیر بود. بعدها شرکت سرمایهگذاری او، «تیل کپیتال»، به یکی از قدرتمندترین بازیگران حوزه فناوری نظامی تبدیل شد. آنچه امروز شاهد آن هستیم، ظهور یک «کمپلکس نظامی-صنعتی-فناوری» است که در آن شرکتهای خصوصی، وظایف حاکمیتی و امنیتی دولتها را بر عهده گرفتهاند و پالانتیر در قلب این تحول قرار دارد.
از شکار بنلادن تا مغز متفکر پنتاگون
در سالهای نخست فعالیت، پالانتیر عمدتاً در سایه و با مشتریان دولتی بسیار محدود همکاری میکرد. اولین موفقیت بزرگ این شرکت که بعدها جنبه عمومی پیدا کرد، کمک به سازمان سیا برای شناسایی موقعیت اسامه بنلادن بود. پالانتیر با تحلیل حجم عظیم دادههای اطلاعاتی، نقاط احتمالی اختفای او را شناسایی کرد که در نهایت به عملیات سال ۲۰۱۱ در پاکستان ختم شد. این موفقیت چنان تأثیرگذار بود که یعقوب هیلبرگ، مقام ارشد وزارت خارجه آمریکا، پالانتیر را «تاجر اسلحه قرن ۲۱» نامید.
در اوت ۲۰۲۵، پالانتیر بزرگترین قرارداد تاریخ خود را به ارزش ۱۰ میلیارد دلار با ارتش آمریکا امضا کرد. این قرارداد ۱۰ ساله، ۷۵ توافق پیشین را در یک ساختار جامع ادغام میکند تا قابلیتهای هوش مصنوعی را با سرعتی بیسابقه به خط مقدم نبرد برساند. لئو گارسیگا، مسئول فناوری ارتش آمریکا، این توافق را چارچوبی برای نیازمندیهای دادهای آینده توصیف کرده است. دونالد ترامپ نیز در نشست هوش مصنوعی با صراحت اعلام کرد: «ما چیزهای زیادی از پالانتیر میخریم.»
پروژه «مِیون»؛ تبدیل هوش مصنوعی به سلاح رسمی
پروژه مِیون که در سال ۲۰۱۷ آغاز شد، ابتدا برنامهای ساده برای برچسبزنی تصاویر پهپادی بود. اما با ورود پالانتیر، به یک پروژه عظیم هوش مصنوعی نظامی بدل گشت. در مارس ۲۰۲۶، استیو فاینبرگ، معاون وزیر دفاع، طی نامهای رسمی اعلام کرد که سیستم مِیون پالانتیر به عنوان یک «برنامه رسمی» در ارتش آمریکا پذیرفته شده است.
سیستم مِیون یک پلتفرم فرماندهی و کنترل است که با ادغام دادههای ماهوارهای، پهپادی، راداری و گزارشهای جاسوسی، بهطور خودکار تهدیدات و اهداف را شناسایی میکند. کامرون استنلی، رئیس دفتر هوش مصنوعی پنتاگون، معتقد است فرآیندهایی که پیشتر ساعتها زمان میبرد، اکنون توسط این سیستم در چند ثانیه انجام میشود. طبق گزارشها، این سیستم تنها در سه هفته به اجرای هزاران حمله دقیق علیه منافع مرتبط با ایران کمک کرده است.
اوکراین؛ آزمایشگاه زنده جنگهای نوین
سه ماه پس از آغاز جنگ اوکراین، الکس کارپ، مدیرعامل پالانتیر، اولین مقام ارشد یک شرکت فناوری بود که با زلنسکی در کییف دیدار کرد. او سیستم «متاکانستلیشن» را به اوکراین آورد؛ پلتفرمی که تصاویر ماهوارهای نظامی و تجاری را با دادههای پهپادی تلفیق کرده و وضعیت دوست و دشمن را در لحظه مشخص میکند.
کارپ با افتخار اعلام کرده است که اکثر عملیات هدفگیری در اوکراین توسط نرمافزار آنها انجام میشود. این ابزارها به نظامیان اجازه میدهند با استفاده از دادههای بیومتریک و مکالمههای تلفنی رهگیری شده، اهداف را در لحظه ارزیابی و نابود کنند. کارپ در اظهاراتی صریح گفت: «ما از هوش مصنوعی برای کشتن دشمنانمان و ترساندن آنها استفاده میکنیم.»
غزه و «کارخانه قتل دستهجمعی» اسرائیل
شاید جنجالیترین نقش پالانتیر در خاورمیانه و در همکاری با ارتش اسرائیل رقم خورده باشد. گزارشهای تحقیقی مجله +972 فاش کرد که ارتش اسرائیل از سیستمهایی نظیر «لونددر» (اسطوخودوس) و «گاسپل» (انجیل) برای هدفگیری در غزه استفاده میکند که پالانتیر در معماری آنها نقش کلیدی داشته است. تکاندهندهترین بخش این همکاری، تنظیم الگوریتمها برای پذیرش تلفات غیرنظامی است. گزارش شده که این سیستمها برای هدف قرار دادن یک شبهنظامی مشکوک، تا ۱۰۰ تلفات غیرنظامی را «قابل قبول» برآورد میکنند. ناظران بینالمللی این وضعیت را «کارخانه قتل دستهجمعی» نامیدهاند که در آن انسان تنها یک تشریفات اداری برای فشردن دکمه تأیید است. الکس کارپ در اوج این جنایات، جلسه هیئتمدیره شرکت را در تلآویو برگزار کرد تا حمایت کامل خود را از اسرائیل نشان دهد.
پیتر تیل؛ رئیسجمهور سایه و ایدئولوژی برتری
پیتر تیل با ثروتی بالغ بر ۱۰ میلیارد دلار، یکی از قدرتمندترین حامیان جریانهای راستگرای افراطی در آمریکا است. او که علناً دموکراسی و آزادی را ناسازگار میداند، تأثیر شگرفی بر سیاست آمریکا دارد. نفوذ او تا حدی است که جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، را مستقیماً تحت حمایت مالی و سیاسی خود به قدرت رساند.
تیلورس یا «عالم تیل»، شبکهای از شرکتها شامل پالانتیر و اندوریل است که در حال بلعیدن قراردادهای دولتی هستند. اقتصاددانان این شبکه را «کمپلکس فناوری-اطلاعاتی اقتدارگرا» مینامند که در آن وفاداری سیاسی و قدرت نظامی با هم گره خوردهاند.
رابرت رایش، وزیر کار اسبق آمریکا، پالانتیر را تهدیدی جدی برای شهروندان توصیف کرده است. نرمافزار این شرکت میتواند دادههای وزارت دفاع، بهداشت، تأمین اجتماعی و سازمان مالیاتی را ادغام کرده و یک «ابرپایگاه داده» برای نظارت بر منتقدان سیاسی و سرکوب مخالفان ایجاد کند. حتی کارمندان سابق این شرکت نیز نسبت به پتانسیل سوءاستفاده از این فناوری هشدار دادهاند.
عقاید فرقهای و پیوندهای صهیونیستی
پیتر تیل در مجموعهای از سخنرانیهای محرمانه (۲۰۲۴-۲۰۲۵) در آکسفورد،هاروارد و سانفرانسیسکو، نگرانی خود را از «دجال» ابراز کرده است. او دجال را تقریباً مترادف با «دولت تکجهانی» میداند که با شعار «صلح و ایمنی» (اول تسالونیکیان ۵:۳) مردم را فریب میدهد تا علم و فناوری را محدود کنند.
او نهادهای بینالمللی مانند سازمان ملل و دیوان کیفری بینالمللی (که برای نتانیاهو قرار بازداشت صادر کرده) را تسریعکننده ظهور دجال میخواند. تیل از کارل اشمیت، فیلسوف نازی، الهام گرفته و سیاست را به مثابه مبارزه با دشمن وجودی تعریف میکند. او شخصیتهایی مانند گرتا تونبرگ و الیزر یودکوفسکی را «لژیونرهای دجال» مینامد و بیل گیتس را «آدم بسیار بسیار وحشتناکی» توصیف میکند.
تیل همچنین جیدی ونس را «بسیار طرفدار» اما نگران «پاپیسم»(ونس مثلا کاتولیک و پیرو پاپ است!) اوست. این باورها نشاندهنده تمایل او به استفاده از کتاب مقدس به عنوان سلاحی سیاسی و تبدیل مخالفان به دشمنان کیهانی است.
منتقدان میگویند وسواس تیل به دجال، بیش از آنکه الهیئتی باشد، نیرنگی بدبینانه برای شعلهورتر کردن شکافهای سیاسی و تحکیم اتحاد با ناسیونالیستهای مذهبی است. به عبارتی دیگر، او به مانند خود ترامپ، هگست، نتانیاهو و دیگر اوباش و اجامری که مفاهیمی مثل مسیحیت و کتاب مقدس را غصب کرده و قلب ماهیت دادهاند تا به عنوان پوششی برای ماهیت عمیقا شیطانی خود از آن بهره بگیرند، در حالی که خود سرباز مخلص «دجّال» آخرالزمان است، خود را در قالب مسیحا جا میزند و این البته نه در روایات مسیحی و نه روایات شیعی، چیزی غیرمنتظره نیست، چرا خصلت اصلی دجّال، فریبکاری او و واژگونکردن مفاهیم برای ایجاد اغتشاش ذهنی در مؤمنان واقعی است.
لزوم قرارگیری پالانتیر در بانک اهداف
به گزارش مشرق، شرکت پالانتیر امروز دیگر یک شرکت نرمافزاری ساده نیست؛ بلکه ستون فقرات عملیاتی موساد، سیا و امآی۶ در منطقه است. این شرکت مغز متفکر ترورهای هدفمند و حملات نقطهزن به زیرساختهای جبهه مقاومت محسوب میشود.
با توجه به تمرکز دفاتر این شرکت تروریستی در سرزمینهای اشغالی و همچنین برخی کشورهای منطقه نظیر امارات (دوبی)، ضروری است که تمامی منافع، زیرساختها و متخصصان این شرکت در بانک اهداف مشروع نیروهای مسلح قرار گیرند. در جنگهای نوین، شرکتی که «هوش مصنوعی» را به «ماشین کشتار» تبدیل میکند، خود یک هدف نظامی درجه اول است. پالانتیر ثابت کرده است که در دنیای آینده، مرزی میان کدهای برنامهنویسی و گلولههای جنگی وجود ندارد.