روز پنجاه و نهم جنگ را میتوان روز اعترافات بزرگ به اقتدار پیروز ملت ایران در دفاع مقدس دانست.
صدر اعظم آلمان (که جنگ 12 روزه را کار کثیف اسرائیل به نیابت از غرب خوانده و دفاع کرده بود) دیروز اذعان کرد: «ایران در جنگ، ایالات متحده را تحقیر کرد. ایرانیها بهوضوح قویتر از آن چیزی هستند که انتظار میرفت و آمریکاییها هم ظاهراً هیچ راهبرد واقعاً قانعکنندهای در مذاکرات ندارند. آمریکا بهوضوح بدون هیچ استراتژی وارد این جنگ شده است».
همزمان، وبسایت شبکه صهیونیستی اینترنشنال، ضمن اعتراف به ضربات سنگین ایران به آمریکا نوشت: حملات ایران به پایگاههای آمریکا در خاورمیانه خساراتی فراتر از اعلام رسمی واشنگتن داشته و بیش از ۱۰۰ هدف در ۱۱ پایگاه را دربر گرفته است. آسیب به زیرساختهای حیاتی، رادارها و تجهیزات پیشرفته نظامی، و نیز حمله دورایستای یک جنگنده ایرانی به پایگاه آمریکا در کویت، بخشی از این ضربات بوده است. هزینه بازسازی این خسارات به میلیاردها دلار میرسد و همین حملات، موجب فشار بر ایالات متحده برای درخواست آتشبس شده است.
در جنگ تحقیر شدند ژنرالها را تحقیر میکنند!
در حالی که اعتراضات به تیم ترامپ شدت گرفته، نشریه آمریکایی نیشن به طعنه نوشت: ترامپ و هگست وزیر جنگ، در حال پیروزی در جنگ علیه ارتش خودشان هستند. این دو در خارج از کشور تحقیر میشوند، از این رو، در داخل به پاکسازی و یافتن قربانیان روی آوردهاند. اقدامی که، بهجای تقویت آمادگی نظامی، باعث تضعیف ساختار ارتش و سیاسیشدن آن شده است. برکناری ژنرالها و تغییرات مکرر در فرماندهی، حتی در داخل پنتاگون نیز شوک و نگرانی ایجاد کرده و برخی این روند را نشانه بیثباتی و آشفتگی در مدیریت نظامی آمریکا میدانند.
دونالد ترامپ ممکن است نتواند جنگی را در خارج از کشور ببرد، اما هدف آسانتری برای قلدری در خانه پیدا کرده: ارتش خودش. جنگ علیه ایران در بنبستی بیپایان گرفتار شده است. ایران همچنان کنترل تنگه هرمز و به تبع آن بازار جهانی انرژی را در دست دارد و مذاکرات برای پایان دادن به جنگ متوقف شده است. اوضاع به نفع ایران است که پس از دههها تحریم آمریکا یاد گرفته درد را تحمل کند و آماده است تاب بیاورد، نه اینکه تسلیم ترامپ شود. حتی متحدان راستگرای ترامپ مانند جری بیکر اعتراف میکنند که جنگ در حال شکست خوردن است. در برابر این تحقیر در صحنه جهانی، ترامپ و وزیر جنگش، در حال قربانی کردن افراد درون ماشین جنگی آمریکا هستند. چهارشنبه گذشته، ترامپ بدون تشریفات وزیر نیروی دریایی، یکی از دوستان میلیاردر خود را اخراج کرد. هگست در یک سال گذشته بیش از دو دوجین ژنرال و دریاسالار را اخراج کرده است.
ژنرالهای سنتکام: نمیتوانیم بجنگیم
از سوی دیگر، لری جانسون، تحلیلگر سابق سیا عنوان کرد: برنامههایی برای حمله به ایران وجود دارد اما با مخالفت کسانی روبهروست که در منطقه عملیاتی سنتکام مستقر هستند، ژنرالی که عملیات هوائی را فرماندهی میکند و ژنرالی که عملیات زمینی را برعهده دارد هر دو به فرمانده بالادست خود میگویند: نه، ما نباید این کار را بکنیم، این حمله به هیچ نتیجهای نمیرسد و فقط مشکلات بسیار بیشتری برای ما ایجاد میکند.
کریس کریستی، فرماندار سابق ایالت نیوجرسی گفته است: ترامپ دارد چکرز بازی میکند، نه شطرنج. او فکر میکرد این قضیه مثل ونزوئلا خواهد شد. ایران، ونزوئلا نیست. اگر از این قضیه بیرون بیاییم و ایران را از نظر راهبردی قویتر داشته باشیم، ایران میداند که میتواند هر زمان تنگه را ببندد و اقتصاد جهان را فلج کند، این یک شکست ژئوپلیتیکی در مقیاسی عظیم خواهد بود.
در همین حال، ویلیام مکریون، فرمانده سابق عملیات ویژه پنتاگون تأکید کرد: تا زمانی که محاصره دریایی لغو نشود، ایرانیها مذاکره نمیکنند. فکر نمیکنم ایرانیها به پای میز مذاکره بیایند مگر اینکه ترامپ، محاصره را لغو کند. او احساس میکند که محاصره، اهرم فشار اوست اما طبیعتاً ایرانیان تا زمانی که محاصره لغو نشود، پای میز مذاکره نخواهند آمد. اگر من مشاور او بودم، میگفتم: بیا از این فرصت استفاده کن و آتشبس را گسترش بده و باز کن، آن را کمی طولانیتر کن، به ایرانیان بگو اگر تنگه هرمز را باز کنند، محاصره را لغو خواهی کرد. فکر میکنم این کار آنها را پای میز مذاکره بیاورد. وقتی پای میز مذاکره آمدند، آنگاه وقت خواهی داشت که به سایر مسائل رسیدگی کنی، مثل غنیسازی اورانیوم. اما تا زمانی که نتوانی آنها را پای میز بیاوری، فکر نمیکنم پیشرفت چندانی در اینجا حاصل کنیم.
میخواست ایران را تسلیم کندخودش گروگان شد!
در این میان، جیسون کرو، سناتور آمریکایی میگوید: «ایران اکنون کنترل بیشتری بر تنگه هرمز و جریان نفت دارد». او اظهار کرد: نزدیک 60 روز است که وارد یک جنگ غیرقانونی شدهایم، حدود 100 میلیارد دلار هزینه کردهایم و تنگه هرمز مینگذاری شده است. ایران نسبت به قبل، کنترل بیشتری بر تنگه هرمز و جریان نفت در خلیجفارس دارد. جنگ ترامپ با ایران یک فاجعه تمام عیار بوده است.
دیروز در حالی که شبکه MS NOW میگفت « ترامپ قول داد ایران را بشکند، اما ممکن است اقتصاد خودش زودتر از هم بپاشد»، روزنامه نیویورک تایمز تصریح کرد: ترامپ، گروگان ایران است. او در موقعیتی گرفتار شده که گزینههایش بهشدت محدود است و هر مسیری که برود (چه تشدید و چه عقبنشینی) هزینههای سنگینی دارد. این بحران برای او به یک بنبست خطرناک تبدیل شده و خروج از آن آسان نیست. دو ماه پس از آغاز جنگ، ترامپ در حالی مدام از «پیروزی» سخن میگوید که ایران نه اورانیوماش را تحویل داده، نه کنترل تنگه هرمز را از دست داده و نه در مذاکرات کوتاه آمده است. تقریباً تمام فرضیات کاخ سفید غلط از آب درآمده و ایران با جنگ نامتقارن توانسته ترامپ را تحت فشار بگذارد. او پس از سرنگونی دو خلبان آمریکایی بهشدت آشفته شده و مجبور است برای بازگشت به وضعیت قبل با تهران مذاکره کند.
جنگ دوباره یعنی نفت ۱۵۰دلاری و تیر خلاص به ترامپ
رسانه اقتصادی «کوبیسی لتر» درمورد اثرات جنگ در آمریکا نوشت: تورم مواد غذایی در آمریکا قرار است شتاب گیرد. بیشترین جهش به ترتیب در گوجهفرنگی با ۱۰۲ درصد، سبزیجات با ۹۰ درصد و گازوئیل با ۸۸ درصد نسبت به سال قبل ثبت شده است. این افزایش عمدتاً ناشی از هزینههای بالاتر سوخت بوده است، به این معنی که تأثیر کامل افزایش قیمت کودهای شیمیایی و پلاستیکها هنوز منعکس نشده است.
وبسایت شبکه الجزیره نیز درباره پیامدهای اقتصادی جنگ افروزی آمریکا نوشت: اگر جنگ بدون توافق ادامه یابد، ذخایر نفتی ممکن است شروع به کاهش کنند و به تدریج قیمتها را به سمت سطوح بالاتر سوق دهند که میتواند به ۱۵۰ دلار نزدیک شود. جهان ۶۵۰ میلیون بشکه از ذخایر خود را از دست داده که نشاندهنده عمق بحران است آنچه در حال رخ دادن است دیگر فقط یک جنگ نظامی نیست، بلکه به یک جنگ اقتصادی تبدیل شده است شوک بعدی انرژی جهانی نه در سر چاه نفت، بلکه در دروازه فرودگاه احساس خواهد شد. فوریترین و کمتر گزارش شدهترین پیامد جنگ، نه تأمین نفت خام، بلکه سوخت جت است.
در همین حال، فارین پالیسی هشدار داد که قیمت نفت میتواند به راحتی مرز ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار را رد کند و افزود: اگر درگیریها دوباره آغاز شود، ایران احتمالاً به سمت انسداد کامل تنگه هرمز حرکت خواهد کرد. در این صورت، قیمت نفت میتواند به راحتی مرز ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار را رد کند که نتیجه آن، تورم جهانی کمرشکن و فروپاشی بازارهای مالی در نیویورک و لندن خواهد بود. ضمناً، ایران جنگ را محدود به خلیجفارس نخواهد کرد. از نظر سیاسی، فروپاشی آتشبس به معنای پایان کار ترامپ در انتخابات کنگره است. ترامپ در حال حاضر با نارضایتیهای داخلی مواجه است. شروع دوباره یک جنگ تمامعیار، تیر خلاصی به اقتصاد لرزان آمریکا و موقعیت سیاسی او در داخل خواهد بود.
کدام محاصره ایران؟! 15 پایگاه آمریکا نابود شد
پاتریشیا مارینز تحلیلگر نظامی و ژئوپلیتیک درباره شکست ادعای محاصره ایران مینویسد: جنگ ایران نشان داد که راهبرد محاصرهای آمریکا، که از دوران جنگ سرد حفظ شده بود، دارای ضعفهای اساسی است. آنچه زمانی بهعنوان یک شبکه حفاظتی دیده میشد، عملاً به مجموعهای از اهداف آسیبپذیر تبدیل شده است. محاصره به شکل امروزی، با دکترین کارتر در سال ۱۹۸۰ تثبیت شد. برای عملی کردن این تهدید، آمریکا فرماندهی مرکزی (CENTCOM) را ایجاد کرد و ساخت شبکهای گسترده از پایگاهها در کشورهای همسایه را آغاز نمود تا منطقه را در محاصره بگیرد. برای دههها، آمریکا با استقرار پایگاههایی در کویت، قطر، بحرین، امارات و عربستان، ایران را احاطه کرد.
اما مقر ناوگان پنجم، دیگر حتی یک کشتی در خلیجفارس ندارد و همراه با ۱۴ پایگاه دیگر، عملاً غیرقابل استفاده شده است؛ از جمله پنج پایگاه در کویت و چهار پایگاه در عراق. شدت حملات به حدی بود که ایران علاوهبر موشکها و پهپادها، از هواپیماها نیز برای بمباران این تأسیسات با بمبهای هدایتشونده استفاده کرد و خسارات عظیمی به بار آورد. ایران توانست تنها در ۲۴ ساعت نخست جنگ، ۴۰ تا ۵۰ هدف مجزا را مورد حمله قرار دهد.
مارینز میافزاید: شدت واکنش ایران که فرماندهی آمریکا به نیروهای خود دستور داد با لباس غیرنظامی در هتلهای لوکس پناه بگیرند. اما با اطلاعات ایران همان هتلها نیز هدف قرار گرفتند. اوضاع کاملاًً آشفته بود و شمار زیادی کشته و زخمی شدند.این نخستین آزمون واقعی راهبرد محاصره بود، و نتیجه آن فاجعهبار از آب درآمد؛ با حجم عظیمی از منابع که عملاً هدر رفت. روشن است که نمیتوان پایگاههایی را در فاصله ۱۰۰ تا ۵۰۰ کیلومتری از کشوری اداره کرد که یک قدرت بزرگ موشکی و پهپادی است. پذیرش این واقعیت دشوار است.
از مهندسی معکوس غنائم جنگ تا بسیج منطقه علیه آمریکا
شبکه الجزیره درباره یک پیامد مهم جنگ میگوید: ایران در حال مهندسی معکوس موشک تاماهاوک، پهپاد ریپر، موشک جاسِم و بمب GBU-57 است، با هدف درک ساختار آنها یا توسعه جایگزینهای محلی برای آنها. خطرناکترین جنبه نه تنها در تلاشهای خود ایران، بلکه در احتمال دریافت پشتیبانی فنی از روسیه و چین نیز نهفته است که میتواند دریچهای به سوی افشای اسرار مربوط به سیستمهای هدایت، پارازیت و رادارگریزی باز کند.
میدلایستآی با اذعان به این واقعیت مهم که «ایران تاریخی طولانی در ایستادگی برابر زورگویان دارد»، خاطر نشان کرد: ترامپ با خروج از توافقها و شعلهور کردن آتش درگیری، بذرهای فتنه را پاشید و اکنون دارد محصول سیاستهای خود را درو میکند؛ سیاستهایی که به بحران جهانی انرژی، شکست راهبردی در تنگه هرمز و بیثباتی داخلی در آمریکا انجامید. ایستادگی ایران، احساسات ضداستکباری را در سراسر منطقه برانگیخته است؛ و زورگویی و قلدری دولت ترامپ، سبب شد تا مردم منطقه، ایران را نه به عنوان یک تهدید، بلکه به عنوان نمادی از پایداری در برابر قلدری جهانی ببینند.
در این میان، شبکه صهیونیستی اینترنشنال در تحلیلی عنوان کرد: ساختار جدید قدرت در ایران پس از کشته شدن رهبر قبلی، ممکن است این کشور را به سمت رفتارهای تهاجمیتر در خارج از مرزها سوق دهد. روندی که نشانههای آن در حملات اخیر به اهداف مرتبط با اسرائیل دیده میشود. رهبری جدید، احتمالاً کمتر تحت محدودیتهای ایدئولوژیک خواهد بود و بیشتر با انگیزههای امنیتی و انتقامی عمل خواهد کرد. این ارزیابی در شرایطی مطرح است که از زمان حملات ۹ اسفند ۱۴۰۴ آمریکا و اسرائیل، مجموعهای از حملهها علیه اهداف یهودی و اسرائیلی در نقاط مختلف جهان رخ داده است. دنی سیترینوویچ، پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعات امنیت ملی در تلآویو، گفت جمهوری اسلامی احتمالاً به سمت رفتارهای تهاجمیتر عملیاتی حرکت میکند و تهدید ناشی از هستههای خفته و حملات انفرادی، افزایش مییابد. حملات انفرادی تهدید بزرگتری هستند و زمانی رخ میدهند که یک فرد بدون دستور مستقیم، اقدام کند. فقط کافی است فضا را ایجاد کنید؛ همین باعث میشود کسی تصمیم بگیرد دست به اقدام بزند.
آمریکای بیرمق، در حال باختن جنگ است
ریچارد هاس رئیس سابق شورای روابط خارجی آمریکا در جمعبندی دو ماه جنگ گفته است: در بحران محاصره و بسته شدن تنگه هرمز، ساعت برای آمریکا بلندتر و تندتر از ایران حرکت میکند و از یک منظر راهبردی گستردهتر، آمریکا در حال باختن جنگ است. تابآوری ایرانیها را دیدهایم. ما فشار را کمی بیشتر از آنها حس میکنیم.
او قبلاً هم گفته بود: در این جنگ، احتمالاً تابآوری ایران بهتر از آمریکا خواهد بود. یک تحقیر پرهزینه در نهایت انتظار آمریکا را میکشد.
فرید زکریا مجری و تحلیلگر شبکه سیانان، از زاویه نگاهی دیگر، اقتدار ایران در جنگ را موجب جرأت یافتن اروپاییها دانست و گفت: اخیراً مجله «اسپکتیتور» نوشت «جنگ علیه ایران، اروپا را مجبور کرده است که جسارت ایستادگی پیدا کند.». رهبران اروپایی، دیگر تمایلی به زانو زدن و تملق گفتن برای باقی ماندن در فهرست دوستان ترامپ ندارند.
ریچارد وولف اقتصاددان آمریکایی هم خاطرنشان کرد: جنگ با ایران، نفس آخر امپراتوری آمریکاست. جنگ همهجانبۀ آمریکا علیه ایران نه نشانۀ قدرت، که جلوهای از یأس امپراتوری در حال سقوط و نفسهای آخر آن است. واشنگتن پس از جنگ جهانی دوم که دیگر قدرتهای استعماری را در هم کوبید و در ۷۵ سال اخیر، امپراتوری مسلط بر جهان را رهبری کرد، اما امروز، آن دوران به پایان رسیده است. رفتار کنونی دولت ترامپ از جنگ با ایران تا اعمال تعرفههای گمرکی بر تمام جهان، رفتاری نامتعادل و شبیه به فردی در آستانۀ مرگ است که تلاش میکند ضعف خود را با نمایش نظامی و اقتصادی بپوشاند.
