خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۶/۰۲

مرشایمر:کشورهای منطقه با فشار آمریکا علیه ایران همراه نمیشوند
استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو با رد احتمال موفقیت طرح فشار حداکثری ترامپ علیه ایران، گفت: واشنگتن نهتنها قادر به منزوی کردن کامل اقتصاد ایران نیست، بلکه با سیاستهای خود بسیاری از کشورها را از آمریکا دور کرده است.
جان مرشایمر، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو در گفتوگویی درباره تصمیم دولت آمریکا برای تشدید فشار اقتصادی علیه ایران گفت طرح موسوم به «روز پیروزی اقتصادی» به نتیجه نخواهد رسید، زیرا از نگاه ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی تهدیدی وجودی محسوب میشوند و کشوری که خود را با چنین تهدیدی مواجه میبیند، به آسانی تسلیم فشار اقتصادی نخواهد شد.
او با اشاره به اعمال ۲ مرحله محاصره علیه ایران گفت این سیاست تاکنون کارساز نبوده و چون واشنگتن گزینه نظامی دیگری ندارد، ترامپ تصمیم گرفته فشار اقتصادی را افزایش دهد. به گفته مرشایمر، هدف اکنون فراتر رفتن از محاصره و تقریباً منزوی کردن کامل اقتصاد ایران از طریق قطع روابط اقتصادی آن با کشورهایی مانند چین، روسیه، پاکستان و امارات است.
این استاد آمریکایی با تأکید بر اینکه چین بزرگترین شریک تجاری ایران است، گفت پکن اعلام کرده با این سیاست همراه نخواهد شد و روسیه نیز چنین کاری نخواهد کرد. او افزود: «ما نهتنها برای ایران، بلکه برای چین و روسیه نیز یک تهدید مرگبار هستیم. چین و روسیه منفعتی اساسی در پیروزی ایران در این جنگ دارند.»
مرشایمر درباره امارات گفت قطع کامل روابط اقتصادی این کشور با ایران میتواند به تهران آسیب بزند، اما ایران نیز ابزارهایی برای پاسخ دارد. او با بازگو کردن تهدید منتسب به ایران علیه امارات گفت پیام تهران این است که اگر ابوظبی برای به زانو درآوردن ایران با آمریکا همراه شود، ایران نیز توان وارد کردن خسارت سنگین به بنادر و پالایشگاههای امارات را دارد. از نظر مرشایمر، به همین دلیل بعید است امارات بهطور کامل روابط اقتصادی خود با ایران را قطع کند.
او همچنین درباره ترکیه گفت از نگاه آنکارا، تضعیف و فروپاشی ایران به نفع این کشور نیست. مرشایمر سپس با ادبیاتی بسیار تند آمریکا و رژیم صهیونیستی را ۲ دولت نسلکش خواند و گفت: «ما در آمریکا دوست داریم فکر کنیم که آدمهای خوب ما هستیم و ایرانیها آدمهای بد هستند. واقعیت این است که من معتقدم بیشتر مردم کره زمین برعکس فکر میکنند. آنها آمریکا و اسرائیل را آدمهای بد میدانند و فکر میکنم بیشتر مردم طرفدار ایرانیها هستند.»
اهرم فشار بر چین و روسیه خندهدار است
مرشایمر در ادامه احتمال اعمال فشار مؤثر آمریکا بر چین را زیر سؤال برد و با اشاره به حدود
۵۰۰ میلیارد دلار تجارت سالانه آمریکا و چین گفت: «قرار است چینیها را به دلیل ادامه روابط اقتصادی با ایران مجازات کنیم؟ فکر نمیکنم چنین کاری
کنیم.»
او یادآور شد که ترامپ پس از روی کار آمدن در ژانویه ۲۰۲۵ تعرفههایی علیه چین وضع کرد، اما پکن به سرعت میزان اهرم خود بر اقتصاد آمریکا را به او یادآوری کرد و ترامپ عقب نشست.
مرشایمر گفت: «این تصور که ما بر چین یا حتی روسیه اهرم اجبار داریم، استدلالی خندهدار است.» به اعتقاد او، مشکل واشنگتن این است که کشورهای زیادی را در جهان از خود دور کرده و برای کشورهای بسیاری به یک تهدید تبدیل شده است؛ در نتیجه جلب همکاری آنها برای اعمال فشار بر ایران دشوار شده است.
او این وضعیت را با مذاکرات توافق هستهای سال ۲۰۱۵ مقایسه کرد و گفت در آن زمان آمریکا توانست حمایت گسترده اروپا، روسیه و چین را به دست آورد، اما اکنون ساختار انگیزهها کاملاً تغییر کرده و روسیه، چین، کره شمالی و ایران در قالب یک ائتلاف موازنهگر در برابر آمریکا قرار گرفتهاند.
تضعیف توان آمریکا در شرق آسیا
مرشایمر همچنین اظهار داشت: انتقال تجهیزات و تسلیحات آمریکایی از شرق آسیا، قابلیتهای واشنگتن در این منطقه را تضعیف کرده است. به گفته او، آمریکا سامانههای تاد و پاتریوت را از ژاپن و کره جنوبی خارج کرده و تحویل موشکهای تاماهاوک به ژاپن نیز به تعویق افتاده است.
او گفتد چین اکنون در صورت تصمیم به اقدام نظامی علیه آمریکا و متحدان شرق آسیایی آن، در موقعیت بهتری نسبت به یک سال قبل قرار دارد، هرچند شواهدی نمیبیند که پکن این تغییر موازنه را برای حمله به تایوان یا تشدید اقدامات در دریای چین جنوبی کافی بداند.
آمریکا به واکنش طرف مقابل
فکر نمیکند
مرشایمر پرسش اصلی را واکنش ایران در صورت مؤثر واقع شدن چنین فشاری دانست و گفت نباید انتظار داشت ایران در صورت رانده شدن به «لبه پرتگاه» دستهایش را بالا ببرد و تسلیم شود.
او افزود: ایران نشان داده توان نظامی قابلتوجهی در حوزه موشکهای بالستیک، موشکهای کروز و پهپادها دارد و میتواند خسارات گستردهای در غرب آسیا ایجاد کند؛ از جمله علیه کشورهایی که اقتصاد جهانی وابستگی زیادی به آنها دارد.
مرشایمر با انتقاد شدید از طراحی راهبرد در واشنگتن گفت: «ما هیچوقت به این فکر نمیکنیم که طرف مقابل بعد از اینکه ضربهای به سرش زدیم، چه خواهد کرد.» او گفت ترامپ در آغاز جنگ تصور میکرد آمریکا میتواند با یک عملیات «شوک و بهت» به ایران ضربه بزند، رأس حکومت را از میان بردارد و جنگ را تمام کند، اما شرایط تقریباً هرگز اینگونه پیش نمیرود.
ترامپ خود را گرفتار جنگی کرده
که خواهد باخت
این استاد دانشگاه شیکاگو در بخش دیگری از مصاحبه، رفتار ترامپ در قبال عمان را نشانه استیصال او دانست و گفت: «ترامپ به هر طرف دستوپا میزند. او مستأصل است و باید هم مستأصل باشد، زیرا خودش را وارد جنگی کرده که به نظر من شکست در آن برایش تضمینشده است و در نهایت بهعنوان بزرگترین فاجعه سیاست خارجی در تاریخ آمریکا شناخته خواهد شد.»
مرشایمر گفت براساس برداشت او از تفاهمنامه ۱۷ ژوئن، در دوره ۶۰ روزه ایران مسئول آنچه در خلیجفارس و تنگه هرمز رخ میدهد بوده و پس از آن نیز موضوع میان ایران و عمان مذاکره میشود، بدون آنکه نامی از آمریکا در میان باشد.
او گفت ایران و عمان درباره کنترل تنگه هرمز مذاکره کردهاند و آمریکا از این روند کنار گذاشته شده است. به گفته مرشایمر، نگرانی واشنگتن این است که عمان و ایران به توافقی برسند که مانع اقدامات آمریکا برای کمک به عبور نفتکشها و کشتیهای باری از تنگه شود. او افزود کشورهای خلیجفارس اکنون خواهان پایان جنگ هستند و تا حد زیادی آمادگی تعامل با ایران را دارند.
آمریکا
گزینه نظامی را کنار گذاشته است
مرشایمر در ادامه گفت در ابتدای جنگ، آمریکا طرفی بود که توان تهاجمی داشت و حاضر به استفاده از آن بود، در حالی که ایران رویکردی عمدتاً دفاعی داشت. اما به گفته او، شرایط اکنون بهشدت تغییر کرده است.
او با اشاره به جنگ متجاوزانه هوائی ۴۰ روزه در آغاز درگیری و سپس دور حملات متقابل در ماه ژوئیه گفت این آمریکا بود که آغازگر بود، اما اکنون دولت ترامپ صریحاً اعلام کرده علاقهای به بازگشت به جنگ ندارد. به گزارش ایسنا، مرشایمر در نهایت احتمال حمله مجدد آمریکا پس از انتخابات میاندورهای را نیز زیر سؤال برد و دلیل نخست را کمبود مهمات دانست. مرشایمر گفت جایگزین کردن این مهمات «سالها» زمان خواهد برد و مهمتر از آن، آمریکا در شرایط کنونی «هیچ گزینه نظامی مؤثری» در اختیار ندارد.
ذوقزدگی «اسرائیل هیوم» از پاسگل رسانه مدعی اصلاحات
گرا دادن به اتاق جنگ اقتصادی واشنگتن و تلآویو، به رویهای عادی در روزنامههای زنجیرهای جریان مدعی اصلاحات تبدیل شده است.
در حالی که طی روزهای گذشته بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران رسماً دریافت عواید حاصل از فروش و صادرات نفت را تأیید کرده و عملیات فروش نفت کشور ادامه دارد، روزنامه مدعی اصلاحطلب «سازندگی» با تیتر عجیب و کنایهآمیز «صادرات نفت؛ صفر»، پاس گل دیگری به اتاق عملیات روانی دشمن فرستاد.
این اقدام بازتاب سریع و معناداری در رسانههای رژیم صهیونیستی داشت. روزنامه عبریزبان «اسرائیل هیوم» بلافاصله با خوشحالی از این تیتر و مانور روی آن در گزارشی نوشت: «روزنامه اصلاحطلب در ایران تیتر صادرات نفت صفر را اعلام کرد... این روزنامه توانست حال و هوای هواداران سازش را که از هزینههای اقتصادی ادامه جنگ میترسند، القا کند.»
ذوقزدگی رسانههای صهیونیستی از این پالسهای داخلی در حالی است که واشنگتن و رژیم صهیونیستی خود با سختترین بحرانهای داخلی دستوپنجه نرم میکنند. طبق جدیدترین نظرسنجیها، میزان محبوبیت رئیسجمهور آمریکا به پایینترین حد خود (تنها ۳۳ درصد رضایت در برابر ۶۴ درصد نارضایتی) رسیده و تنها یک نفر از هر پنج آمریکایی، جنگطلبیهای این کشور را دارای ارزش اقتصادی میداند.
ابعاد این کددهیهای خطرناک حتی صدای سیاستمداران آمریکایی را هم درآورده است؛ چندی پیش سناتور جف مارکلی در جلسه کنگره خطاب به دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، نسبت به تبعات جنگ هشدار داد و صریحاً ابراز نگرانی کرد که تشدید تنشها و نقض عهد آمریکا، جریان سازشکار و اصلاحطلب در داخل ایران را تضعیف کرده و اعتبار آنان را نابود میکند!
القای اختلاف عمیق در ساختار تصمیمگیری ایران و مخابره پیام «ضعف و ذلت» از قلب تهران، دقیقاً همان حلقه مفقودهای است که دشمن برای تکمیل پازل فشار حداکثری به آن نیاز دارد. ایجاد این محاسبات غلط در ذهن دشمن، نه یک اظهارنظر ساده مطبوعاتی، بلکه اقدامی مستقیم علیه امنیت ملی کشور است.
سازمان ملل: باید فوراً جلوی کشتار فلسطینیان توسط اسرائیل را گرفت
رژیم صهیونیستی در حال به نمایش گذاشتن ابعاد جدیدی از چهره متوحش خود علیه فلسطینیان در سرزمینهای اشغالی است. از آتشسوزی عمدی کارخانه آلومینیوم در کرانه باختری تا نقض سیستماتیک آتشبس در غزه، صهیونیستها با افزایش جنایات خود واکنشهای جامعه بینالمللی را برانگیختهاند.
براساس گزارشهای میدانی، شهرکنشینان صهیونیست با حمایت نظامیان اشغالگر، کارخانه آلومینیوم فلسطینیان در نزدیکی رامالله را هم به آتش کشیدند. رئیس شورای محلی فلسطین میگوید نظامیان صهیونیست حتی مانع از رسیدن آتشنشانان به محل حادثه شدند و باعث گسترش آتش به زمینهای کشاورزی اطراف گردیدند. این حادثه تنها یکی از نمونههای بیشمار جنایات شهرکنشینان در کرانه باختری است. در منطقه «رأسالعین» در جنوب نابلوس نیز شهرکنشینان پانزده روز متوالی است که محاصره سه خانه را آغاز کرده و مانع از رسیدن آب به ساکنان میشوند. نظامیان صهیونیست نیز یکی از این خانهها را به عنوان پاسگاه نظامی اشغال کرده و اثاثیه ساکنان را از پنجره بیرون ریختند.
نقض آشکار آتشبس؛ ۴۳۷۹ مورد در ۳۱۵ روز
از آنسو اداره اطلاعرسانی دولت غزه اعلام کرده است رژیم صهیونیستی از زمان اجرای آتشبس در ۳۱۵ روز گذشته، دستکم ۴۳۷۹ بار آتش بس را نقض کردهاند. در نتیجه این حملات یکهزار و 286 فلسطینی به شهادت رسیده و
4 هزار و 257 تن مجروح شدهاند. همچنین طی این مدت دستکم
۱۸۰ غیرنظامی فلسطینی بازداشت شدهاند. منابع محلی میگویند تاکنون اجساد ۸۱۳ تن از شهدا را از زیر آوار خارج کردهاند. با این حال، برآورد میشود پیکر بیش از 8 هزار تن از شهدا همچنان زیر ساختمانهای تخریبشده مدفون شده باشد. این آمارهای هولناک خود نشان از بیاعتنایی کامل رژیم صهیونیستی به قوانین بینالمللی و افکار عمومی است.
حملات جدید به خانیونس و غزه
در جدیدترین دور جنایات صهیونیستها، یک شهروند فلسطینی بر اثر جراحات ناشی از حمله روز یکشنبه رژیم صهیونیستی به خانیونس در جنوب غزه به شهادت رسید. منابع بیمارستان النصر تأیید کردند، این حمله تلفات بیشتری نیز داشته است. ارتش صهیونیستی مدعی است هدف این حمله یکی از فرماندهان حماس بوده، اما در حقیقت غیرنظامیان بیگناه قربانی این حملات کور شدهاند.
همچنین یک دختر فلسطینی در اثر تیراندازی نظامیان صهیونیست در اردوگاه قطر در شمال خانیونس مجروح شده است. توپخانه این رژیم نیز مناطق شرقی شهر غزه و اردوگاه نصیرات را آماج حملات خود قرار داد. منابع محلی از شهادت 4 فلسطینی از جمله یک کودک در توحش صهیونیستها در مناطق مختلف غزه خبر میدهند.
واکنش خنثی و نمادین اروپاییها
کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، از رژیم صهیونیستی خواست طرح توسعه شهرکسازی E1 در کرانه باختری را متوقف کند. وی تأکید کرد این پروژه که شامل ساخت بیش از یکهزار و 200 واحد مسکونی است، شمال کرانه باختری را از جنوب جدا کرده و چشمانداز تشکیل کشور مستقل فلسطین را بهشدت تضعیف میکند.
با این حال، برخلاف کشورهای غربی که حامی صهیونیستها بهشمار رفته و تنها به انتقادات نمادین اقدام میکنند، نهادهای بین المللی و بشردوستانه نسبت به توحش صهیونیستها و شرایط وخیم فلسطینیان هشدار میدهند.
فرانچسکا آلبانزه، گزارشگر ویژه سازمان ملل در سرزمینهای اشغالی فلسطین، ایجاد یک نیروی حفاظت بینالمللی در کرانه باختری، بیتالمقدس شرقی و غزه را کاملاً ضروری خواند. وی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «براساس رأی دیوان بینالمللی دادگستری، کشورهای ثالث وظیفه دارند برای پایان دادن به اشغال غیرقانونی اسرائیل در اراضی فلسطینیان اقدام کنند.» علیرغم چنین درخواستی، واشنگتن و متحدان غربیاش حامی بیچونوچرای صهیونیستها بهشمار میروند. این حمایت در حدی است که مایک هاکبی، سفیر آمریکا در سرزمینهای اشغالی در گفتوگو با تاکر کارلسون با کنار گذاشتن زبان محافظهکارانه دیپلماتیک، صراحتاً
از طرح اسرائیل بزرگ حمایت کرد؛ مسئلهای که جنجالهای زیادی به پا کرد.
اعتراضات بینالمللی و سرکوب
جان مرشایمر، از برجستهترین نظریهپردازان جهان تأکید دارد لابی اسرائیل در عمل سیاست خارجی آمریکا در خاورمیانه را تعیین میکند. با این حال، بزرگترین معضل کاخسفید افکار عمومی داخلی است که با توجه به تصاویر نسلکشی غزه، اکنون حامی فلسطینیان است.
به همین دلیل، مردم آمریکا به طور مستمر اقدام به برگزاری راهپیمایی در حمایت از فلسطینیان میکنند؛ اقدامی که از سوی نهادهای قضایی سرکوب میشود. در تازهترین مورد، دادگاهی در آمریکا هفت فعال حامی فلسطین که در راستای همبستگی با ملت مظلوم فلسطین در آوریل ۲۰۲۴ مسیر عبور و مرور بر روی پل گلدنگیت سانفرانسیسکو را مسدود کرده بودند، به سی روز زندان محکوم کرد. این فعالان در اعتراض به حمایت مالی آمریکا از جنایات جنگی اسرائیل در غزه، این اقدام نمادین را انجام داده بودند.
روزنامه آمریکایی با اشاره به شکست آمریکا در باز کردن تنگه هرمز نوشته است بهترین گزینه با وجود اینکه برای آمریکا و ترامپ شرمآور است این است که تنگه در کنترل ایران باقی بماند و کشورها هم برای عبور از این آبراه به ایران عوارض بپردازند.
طی 6 ماهی که از جنگ آمریکا علیه ایران میگذرد کارشناسان برجسته زیادی در خود آمریکا و غرب بارها و بارها به ترامپ هشدار دادهاند که «تو در جنگ با ایران پیروز نشده و نخواهی شد.» هرچه زمان گذشته درستی این هشدارها خود را نشان داده است. ترامپ به اهدافی که برای پیروزی آمریکا و شکست ایران تعیین کرده بود نرسیده و حتی به هدف محدود باز کردن تنگه هرمز هم دست نیافته است. شخصیت خودشیفته و متکبر ترامپ حاضر به پذیرش شکست نیست به همین دلیل با تغییر راهبرد تلاش دارد با تشدید فشار اقتصادی کاری را که با بمباران نتوانسته انجام دهد اینبار از این طریق پیگیری کند اما در خود آمریکا رسانه ها و کارشناسان بار دیگر به او گوشزد کرده اند که فشار اقتصادی هم در مقابل ایران جواب نمیدهد. به گفته مرشایمر «ترامپ میخواهد به جنگ پایان دهد، اما تنها راه توقف آن، تسلیمشدن و اذعان به شکست است. هیچ راهی جز این وجود ندارد».
دریافت عوارض از سوی تهران، بهترین گزینه
نشریه نیویورکتایمز هم در تحلیلی با اشاره به ناتوانی آمریکا در باز کردن تنگه هرمز پیشنهاد کرده است آمریکا کنترل این آبراه را به ایران واگذار کند و تهران نیز در ازای تأمین امنیت و عبور کشتیها، عوارض دریافت کند. این روزنامه آمریکایی مینویسد: وقتی دونالد ترامپ، ایران را تهدید میکند که تنگه هرمز را به قلمرو آمریکا تبدیل خواهد کرد یا دولت او خواستار آن است که این تنگه بار دیگر به یک گذرگاه آزاد بینالمللی برای انتقال نفت جهان تبدیل شود، رئیسجمهوری آمریکا باید با این واقعیت روبهرو شود که هیچیک از این دو اتفاق رخ نخواهد داد. تنگه هرمز باید دوباره باز شود، حتی اگر این امر به معنای دریافت عوارض عبور از سوی ایران باشد. چنین نتیجهای برای آمریکا یک شکست خواهد بود، اما در شرایط کنونی، کمضررترین گزینه است.»
به گزارش ایرنا به نقل از نیویورکتایمز، در بلندمدت، عملیات تحت رهبری آمریکا برای انتقال مخفیانه نفت از هرمز میتواند خطر تلفات نیروهای آمریکایی را افزایش دهد و بار مالی بیشتری بر دوش مالیاتدهندگان این کشور بگذارد. افکار عمومی آمریکا نیز بهدرستی ممکن است با تأمین هزینه دسترسی آزاد کشورهایی مخالفت کند که خود حاضر نیستند برای بازگشایی تنگه کمک کنند در حالی که این کشورها میتوانند هزینه عبور خود را از طریق پرداخت عوارض تامین کنند.
نیویورکتایمز ادامه میدهد از نظر مالی، دریافت عوارض عبور از سوی ایران گزینه بهتری برای آمریکا و اقتصاد جهان نسبت به نیمهبسته ماندن طولانیمدت تنگه هرمز است. هرچند مقاومت اخیر بازارهای جهانی نفت بسیاری را شگفتزده کرده است، کسری روزانه عرضه نفت که در اوج جنگ به ۱۴ میلیون بشکه رسید، ذخایر جهانی نفت خام و فرآوردههای نفتی را بهشدت کاهش داده است. این روند بهتدریج ذخایری را که باعث شدهاند قیمت نفت تنها اندکی بالاتر از سطح پیش از جنگ باقی بماند، تحلیل برده است. اگر بنبست بر سر تنگه هرمز باعث جهش قیمت نفت شود، پیامدهای اقتصادی آن میتواند شدید باشد بهویژه برای آمریکا که اقتصادش در مقایسه با دیگر قدرتهای بزرگ مانند روسیه و چین، وابستگی بسیار بیشتری به نفت دارد.
در ادامه این گزارش آمده است: هرچند اینکه ایران برای عبور کشتیها از تنگه هرمز عوارض تعیین کند، برای آمریکا و شخص ترامپ شرمآور خواهد بود، دریافت هزینه در ازای تأمین امنیت عبور و مرور، تهران را تشویق میکند اجازه دهد هرچه تعداد بیشتری کشتی از تنگه عبور کنند تا درآمد بیشتری از محل عوارض به دست آورد. همچنین اگر ایران به درآمد حاصل از اداره تنگه وابسته شود، بستن آن در آینده با انگیزههای سیاسی برای این کشور دشوارتر خواهد شد. در پایان این تحلیل آمده است: هیچیک از این شرایط برای آمریکا مطلوب نیست. اما هرچه زودتر این واقعیت جدید را بپذیریم، برای مصرفکنندگان، اقتصاد جهانی و ثبات منطقهای بهتر خواهد بود. شاید پیامدهای تداوم حاکمیت ایران بر تنگه هرمز حتی بتواند رؤسایجمهوری آینده آمریکا، یا خود ترامپ، را از آغاز جنگهای پرخطر و غیرضروری بازدارد.
ایران قدرت برتر غرب آسیا
رابرت کاگان از تأثیرگذارترین چهرههای نومحافظهکار آمریکا هم در راستای تحلیل نیویورکتایمز اما از زاویه دیگری به موضوع شکست آمریکا در مقابل ایران پرداخته و در نشریه آتلانتیک نوشته است جهان باید واقعیت قدرت برتر ایران در منطقه «خاورمیانه» را بپذیرد.
در این مقاله آمده است: برای سالها، ایران با موازنهای از قدرت در خاورمیانه روبهرو بود که به ضرر او رقم خورده بود. این منطقه تحت تسلط یک ابرقدرت متخاصم (آمریکا)، اسرائیلی مسلح به سلاح هستهای و بازیگران محلی مانند مصر، عربستان سعودی، امارات متحده عربی بود که همسو با آمریکا بودند. اما امروز ایران در شرایطی کاملاً جدید قرار دارد. این کشور با آمریکا و اسرائیل وارد نبرد شده و در برابر سنگینترین سلاحهای آنها مقاومت کرده است. در نتیجه پس از تجاوز نظامی آمریکا، ایران ساختار قدرت در خاورمیانه و خلیجفارس را کاملاً دگرگون کرده است. قدرت مسلط در این منطقه از این پس ایران خواهد بود، نه آمریکا و نه اسرائیل.
کاگان در مقاله خود میافزاید: کشورهای همسایه هماکنون در حال تطبیق خود با این واقعیت جدید هستند حاکمان کشورهای حاشیه خلیجفارس که زمانی روی ضمانت امنیتی آمریکا حساب میکردند، اکنون باید با قدرتی که ثابت کرده قادر به شکست حامی آنهاست، کنار بیایند و قدرتهای دورتر نیز چنین خواهند کرد. برای سالها، جهان با ایرانی محدود شده سر و کار داشت، اما اکنون دنیا خواهد فهمید که ایران آزاد و مهارناپذیر چگونه است.
ایران نیازی به توافق با آمریکا ندارد
به نوشته این مقاله ایران نیازی به توافق با آمریکا ندارد و این فرض که «ایرانِ ضعیف و فقیر» ناگزیر باید با قدرت آمریکا کنار بیاید، تنگه هرمز را باز کند و به فکر ترمیم اقتصاد خود باشد، اشتباه از آب درآمده است. با وجود تمام تجاوزات نظامی، ایران دوام آورده و هیچ امتیازی نداده است. برعکس، ایران پاشنه آشیل آمریکا را عیان کرد: آسیبپذیری همسایگان ایران.
این مقاله میافزاید: یکی از نقاط عطف درگیریهای کنونی در اواسط مارس(فروردین) رخ داد، زمانی که اسرائیل به میدان گازی پارسجنوبی ایران حمله کرد و در مقابل مجتمع رأس لفان قطر، بزرگترین تأسیسات گاز مایع طبیعی جهان هدف قرار گرفت. کشورهای حاشیه خلیجفارس و ترامپ بلافاصله درک کردند که ایران توانایی پاسخ متقابل دارد. در نتیجه آمریکا حملات به اهداف انرژی ایران را متوقف کرد، به اسرائیلیها دستور مشابهی داد و بعد بدون گرفتن هیچ امتیازی از ایران تجاوزات را متوقف کرد. از آن زمان تاکنون و با وجود تهدیدات فراوان، ترامپ حتی یکبار هم دستور حمله مجدد به زیرساختهای انرژی ایران را صادر نکرده است.