روزی نامه های غرب گدای ...
۱۴۰۵/۰۶/۰۸

ذوقزدگی صهیونیستها و رسانههای معاند از حمله پزشکیان به صداوسیما
اقدام تأملبرانگیز و مشکوک کانال وابسته به اعضای رسانهای دولت در انتشار بخشی از فیلم مذاکرات محرمانه و داخلی هیئت دولت، ذوقزدگی صهیونیستها و رسانههای معاند را در پی داشت.
اخیرا بخشی از فیلم مذاکرات محرمانه و داخلی هیئت دولت توسط کانال وابسته به اعضای رسانهای دولت منتشر شده که در این فیلم، پزشکیان، با ادبیاتی تند به صداوسیما حمله میکند.
این اقدام مشکوک و تأملبرانگیز بخش اطلاعرسانی دولت، با استقبال ویژه صهیونیستها و رسانههای معاند مواجه شده است. در همین رابطه، یکی از کارشناسان صهیونیست در مطلبی نوشت: «رئیسجمهور ایران در حملهای مستقیم به صداوسیمای ایران که او و دیگر حامیان توافق را سانسور کرده و در این موضوع خطی تندروانه را دنبال میکند، گفت: «من این روزها دیگر اصلاً تلویزیون ایران را تماشا نمیکنم. آنها باعث وحدت در کشور نمیشوند.»»
حال سؤال اینجاست که کانال وابسته به اعضای اطلاعرسانی دولت با چه هدفی این فیلم از مذاکرات داخلی هیئت دولت را آن هم دو روز پس از پیام مهم رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دولت، منتشر کرده است؟!
سؤال دیگر این است که وقتی به همین راحتی فیلم محرمانه جلسات هیئت دولت توسط تیم رسانهای دولت انتشار عمومی پیدا میکند؛ چه تضمینی هست که محتوای جلسات محرمانه و مصوبات دولت سر از دستگاهها و سازمانهای جاسوسی دشمن درنیاورد؟!
متاسفانه بخش اطلاعرسانی و رسانهای دولت، آب به آسیاب دشمن ریخته و دقیقا در پازل دولت تروریست آمریکا بازی میکند.
این طیف رخنه کرده در دولت پزشکیان، به دلیل آلودگی به روحیه دیکتاتوری و قبیلهگرایی و بیتوجهی مطلق به منافع ملی، اصلا متوجه نیست که رسانه ملی رسانه شخصی و جناحی آنها نیست که فقط باب میل قبیله آنان برنامهسازی کند.
اینجاست که مسئله حضور «زاویهدارها» در دولت، یکبار دیگر آشکار شده و زنگ هشدار برای دولتمردان و همچنین قوه قضائیه و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی کشورمان را به صدا در میآورد.
واقعیت این است که طیف تندرو مدعی اصلاحات که متاسفانه در بخشهایی از دولت و از جمله بخش رسانهای و اطلاعرسانی رخنه کرده است، در رفتاری مستبدانه و دیکتاتوری، خواهان تبدیل صداوسیمای ملی به صداوسیمای میلی است.
این طیف بدسابقه به هیچ عنوان به این مسئله توجه ندارد که از این فشارهای دیکتاتورگونه به رسانه ملی، کارنامه درست و حسابی از دولت بیرون نمیآید. آقایان در زنگ حساب انشاء میخوانند و انتظار دارند که ملت برایشان سوت و کف و هورا بکشند.
صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، در جنگ 12 روزه و همچنین در جنگ رمضان، خوش درخشید و مجاهدت شبانهروزی مدیران و پرسنل خدوم رسانه ملی، کار را به جایی رساند که دشمن آمریکایی-صهیونی، به ساختمان صداوسیما حمله کرده و اینگونه خشم و عصبانیت خود را بروز داد.
آقای پزشکیان، لطفا به نصیحت دلسوزان احترام گذاشته و زاویهدارها و طیف سابقهدار در فتنه و تحریف را از دولت بیرون بیندازید. دولت جای پادوهای دشمن و افراد بدسابقه نیست.
شعار«ناموسی نکنید» اسم رمز جدید تسلیمطلبان!
صورتمسئله روشنتر از آن است که نیاز به پیچیدهسازی داشته باشد، اما وقتی ادبیات رسمی پاستور از زبان مشاوران و نزدیکان رئیسجمهور به سمت «تقلیل اقتدار ملی» میرود، دیگر نمیتوان از کنار آن به سادگی گذشت.
پیام اخیر یوسف پزشکیان در حمایت از سخنان تاملبرانگیز محمدجعفر قائمپناه، نهتنها یک نظر شخصی، بلکه رونمایی از یک خط محاسباتی خطرساز در بدنه اجرائی کشور است؛ خطی که مدعی شده «مخالف غنیسازی نیستم» اما در عین حال فاز انفعال به خود گرفته و مینویسد: «حیات ما به غنیسازی وابسته نیست. غنیسازی نکنیم نمیمیریم» و حتی تا جایی پیش میرود که بگوید: «اگر منافع ما در غنیسازی یا موشک است، نگه داریم و اگر نیست دست برداریم.»
این نگاه تاجرانه به امنیت ملی و این توصیه که «مسائل را ناموسی نکنید که هیچکس نتواند دربارهاش حرف بزند»، درست در فردا روزی مطرح میشود که ملت ایران سختترین آزمونهای تاریخی، فشار حداکثری،جنگ، تحریم و شهادت عالیترین فرماندهان و داغ قائد امت را با ایستادگی پشت سر گذاشته است. چطور ممکن است پس از گذر از این همه طوفان سهمگین، هنوز برخی در پاستور متوجه نشده باشند که مسئله واشنگتن، غنیسازی یا برد موشکها نیست، بلکه اصل «موجودیت» ایران است؟ اگر منطق «هزینه ندادن» و عقبنشینی محاسباتی امروز ملاک عمل قرار گیرد، فردا دقیقاً همین استدلال را برای صنعت پهپادی، توان دفاعی و حتی عمق استراتژیک کشور ردیف خواهند کرد. این همان دالان بیانتهایی است که نقطهپایانی ندارد؛ زیرا زیادهخواه وقتی ببیند تهدیدش معیار عقبنشینی ماست، خط پایان حقوق ملت را او تعیین خواهد کرد، نه منافع ملی ما. عجیب است کسانی که روزی از «تفاهم» حرف میزدند، فراموش کردهاند طرف مقابل حتی به امضای خود هم رحم نکرد و یکطرفه فاتحه سند تفاهم را خواند.
بهتر است مشاور جوان پاستور به جای توصیههای انتزاعی، نگاهی به تقویم تاریخ بیندازد و ماجرای ونزوئلا را مرور کند؛ کشوری که در سرابِ رفع تحریم، گامبهگام عقب نشست و کارش به خلع سلاح اقتصادی و واگذاری امتیاز ۱۰۰ساله ۱۷ میدان نفتی با سهم ۵۵ درصدی به طرف آمریکایی رسید. آقازاده! مسئله، «ناموسی کردن» یک مسئله نیست؛ مسئله، حفظ سپردفاعی یک ملت است. شما که ادعا میکنید «آدم عاقل سود و زیان چیزی را میسنجند بعد تصمیم میگیرد»، دقیقاً کدام چشمانداز روشن را در پشت این عقبنشینیها دیدهاید که دیگران از دیدنش عاجزند؟ به مردم هم بگویید تا بدانیم چوب حراج زدن به قدرت ملی، قرار است چه دستاوردی برای این مرز و بوم داشته باشد!