خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۶/۱۷

پیامی که غربگرایان باید از سخنان «هریس» بگیرند
یک مقام سابق آمریکایی با حضور در یک پمپبنزین، به تبعات اقتصادی جنگافروزی دولت آمریکا در داخل ایالات متحده پرداخته است.
تصاویر حضور میدانی کامالا هریس، رقیب انتخاباتی دموکرات ترامپ در یک پمپبنزین در شارلوت کارولینای شمالی و سخنان بیپرده او، پرده از بحران عمیقی برداشت که جنگطلبی کاخسفید برای اقتصاد آمریکا به بار آورده است.
هریس در این ویدیو با اشاره به خشم رانندگان آمریکایی گفت:
«سلام به همه؛ من اینجا در شارلوت هستم. از زمان آغاز این جنگِ انتخابی ترامپ، شما هر بار که باک خودرویتان را پر میکنید، ۱۵ دلار بیشتر هزینه میپردازید. قیمت گازوئیل هم از زمان آغاز جنگ ۸۰ درصد افزایش یافته و بدون شک این افزایش قیمت روی هزینه کالاهایی که با کامیونهای سنگین جابهجا میشوند نیز تأثیر خواهد گذاشت. ما رئیسجمهوری داریم که بیشتر به چیزی توجه میکند که فکر میکند به نفع سیاسی و شخصی خودش است، نه آنچه به نفع مردم زحمتکش آمریکا باشد.»
این اظهارات میدانی از دل پمپبنزینهای آمریکا اثبات میکند که با هر بار بالا گرفتن تنش در خلیجفارس و صعود قیمت نفت به کانال ۱۰۰ دلاری، شریانهای اقتصادی واشنگتن دچار فلج منطقی میشود. جهش قیمت سوخت و تسری
۸۰ درصدی آن به حملونقل کالا، موجی از تورم افسارگسیخته را به بازار آمریکا تزریق کرده که مباشرت دلار در مبادلات جهانی را مستقیماً هدف گرفته
است.
دقیقاً در همین نقطه از تنگنای اقتصادی است که رفتارهای زیگزاگی ترامپ در آونگ «تهدید به جنگ» و «ژست دیپلماسی» معنا پیدا میکند. فرستادن سیگنالهای فریبکارانه مذاکره، نه از موضع اقتدار، بلکه «اهرم اضطراری» کاخسفید برای تخلیه حباب هیجانی بازار نفت و نجات دلار از سقوط است.
اعترافات هریس پیام روشنی برای جریان غربگرای داخلی دارد: مانورهای واشنگتن صرفاً تلاش برای خروج از «تنگنای باک و دلار» است و نباید با سادهانگاری، ابزار مهار قیمت نفت را رایگان در اختیار دشمن قرار داد.
گروسی، مردِ همیشه «دوپهلو»
اظهارات نامطمئن، دوپهلو و لغزنده رافائل گروسی در قبال برنامه هستهای، سیاستی است که همواره ایران را «بدهکار» و آژانس را «طلبکار» میکند؛ مدیرکل آژانس با تکیه بر همین ترفند، انتظارات فزاینده و زیادهخواهیهای خود را قانونی جلوه داده و مسیر تحریم، صدور قطعنامه و اقدام نظامی علیه ایران را هموار میکند.
رافائل گروسی روز دوشنبه (۱۶ شهریور ۱۴۰۵) باز هم میان «دسترسی بیشتر» و «نگرانیهای جدی» ایستاد و در نشست خبری پس از آغاز «نشست شورای حکام» گفت: «آژانس همچنان درباره وضعیت مواد هستهای اعلامشده، از جمله اورانیوم غنیشده تا سطح ۶۰ درصد، با ابهامهایی روبهروست... آژانس نه اطلاعاتی از ایران درباره وضعیت مواد هستهای یا تأسیسات هستهای اعلامشده این کشور دریافت کرده و نه به هیچیک از این تأسیسات دسترسی داشته است تا فعالیتهای راستیآزمایی را در محل انجام دهد.»
مدیرکل مدعی «بیطرفی» در گزارشی که ۴ روز قبل از جنگ ۱۲روزه
(۹ ژوئن ۲۰۲۵) برای شورای حکام تنظیم و ارسال کرد، با مواضع دوپهلو زمینه توجیه افکار عمومی را پس از جنایت رژیم صهیونی و آمریکا فراهم کرد و بسترساز اقدام نظامی علیه ایران شد.
در بند ۸۶ گزارشی که ۴ روز قبل از حمله ۱۲ اسفند توسط گروسی تنظیم شد، آمده است: «تا زمانی که ایران به آژانس در حلوفصل مسائل باقیمانده کمک نکند، آژانس در موقعیتی نخواهد بود که اطمینان دهد برنامه هستهای ایران منحصراً صلحآمیز است.»
این همان بازی قدیمی «نه تأیید، نه تکذیب» است؛ بازی با کلماتِ ابهام و نگرانی، به جای ارائه یک نتیجه روشن و قابل استناد؛ روایتی با پایان و برداشت باز که مانع شکلگیری یک نگاه قطعی و مستحکم شده و حق برداشت و تحلیل را به خواننده واگذار میکند. اظهارات دوپهلو و حرکت دائمی میان «ابهام» و «نگرانی» گریبانگیر گروسی شد و ادعای بیطرفی مدیرکل را بیش از پیش زیر سؤال برد؛ موضعگیریهایی که نشان داد مدیرکل آژانس، نهتنها بیرون از دایره تصمیمساز و میدان سیاسی نیست، بلکه بخشی از پازل اقدام نظامی علیه ایران و از بازیگران اصلی و تأثیرگذار در تنگنای اقتصادی است.
۱۸ فوریه ۲۰۲۶ (۲۹ بهمن ۱۴۰۴)، ده روز قبل از حمله مشترک آمریکا و اسرائیل، گروسی طی گفتوگو با نشریه آمریکایی «فارن پالیسی» در پاسخ به اینکه «چرا او از سوی ایرانیها به دلیل نقش داشتن در زمینهسازی این حملات متهم شده است»، برائتنامه خواند تا خود را از اتهامات موجود مبرا کند.
گروسی در این مصاحبه گفت: «ما نه نیت بدی داشتیم و نه با کسی برای به راه انداختن جنگ علیه کشوری تبانی کرده بودیم که از هر نظر ممکن کاملاً نامعقول است، چراکه آژانس باید بیطرف باشد و واقعیت را همانطور که هست بیان کند. ما میگفتیم که از یک سو، هیچ چیز نشاندهنده این نیست که آنها به سمت آن مسیر میروند، اما در عین حال عوامل نگرانکنندهای وجود دارد. ما از ایران میخواستیم که دسترسی کامل به ما بدهد.»
ادبیات «نگرانی» و «دسترسی بیشتر» همچنان در اعلام برائت گروسی دنبال شد و گفتوگو با نشریه آمریکایی فضا را برای تشدید فشار و اقدام نظامی باز کرد؛ ۱۰ روز پس از این مصاحبه، آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند دست به ماجراجویی تازه زدند. اما نقش گروسی در دوران جنگ نیز همچنان پررنگ بود.
۱۳ اسفند ۱۴۰۴، مدیرکل آژانس با انتشار توییتی افکار عمومی را برای توجیه جنایت جنگی آمادهتر کرد و نوشت: «اگرچه هیچگونه شواهدی مبنی بر ساخت بمب هستهای توسط ایران وجود ندارد، اما ذخایر عظیم اورانیوم غنیسازیشده با خلوص نزدیک به سطح تسلیحاتی و همچنین خودداری ایران از اعطای دسترسی کامل به بازرسان من، موجب نگرانیهای جدی است.»
باز هم همان ترکیب آشنا در پیام گروسی ملموس بود؛ اعتراف به نبود شواهد در کنار برجستهسازی «نگرانیهای جدی»؛ ادبیاتی که بهجای پایان دادن به ابهام، افکار عمومی را به پذیرش جنایت و ضرورت فشار بیشتر علیه ایران آماده کرده و عملاً فضای روانی لازم برای اقدام بعدی را فراهم میکند.
فارن افرز:آمریکا نمیتواند با تحریم ایران را به زانو درآورد
نشریه آمریکایی «فارن افرز» در تحلیلی با اذعان به ناکامی چندین سال فشار اقتصادی واشنگتن علیه تهران نوشت آمریکا تاکنون نتوانسته با قطع شریانهای اقتصادی، جمهوری اسلامی ایران را به تسلیم وادار کند.
نشریه آمریکایی فارن افرز در تحلیلی با عنوان «چرا آمریکا نمیتواند ایران را خفه کند» به بررسی عواملی پرداخت که به گفته این نشریه، موجب شده اقتصاد ایران در برابر سالها تحریم و فشار اقتصادی آمریکا همچنان به فعالیت خود ادامه دهد.
نویسنده این گزارش با اشاره به اظهارات اخیر اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا درباره تلاش واشنگتن برای قطع تمامی شریانهای اقتصادی ایران، یادآور شد که این ادعاها پیش از این نیز با عناوینی همچون «فشار حداکثری» و «قویترین تحریمهای تاریخ» مطرح شده بود، اما ایران طی نزدیک به یک دهه توانسته در برابر این فشارها مقاومت کند.
این گزارش تصریح میکند که تحریمهای آمریکا بدون تردید هزینه سنگینی بر اقتصاد ایران تحمیل کردهاند با این حال، اقتصاد این کشور برخلاف برخی کشورهای تحریمشده دیگر، دچار فروپاشی نشده است.
به نوشته فارن افرز، ایران طی سالهای تحریم با استفاده از روشهای ابتکاری از جمله توسعه صنایع غیرنفتی توانسته بخشی از فشارهای خارجی را خنثی کند. از طرفی با توجه به این روشها محصولات ایرانی در برخی بازارهای منطقهای رقابتیتر شدهاند.
فارن افرز همچنین تأکید میکند که وخامت شاخصهای اقتصادی الزاماً به معنای فروپاشی اقتصاد یا ناتوانی ایران در ادامه جنگ نیست.
به گزارش فارس، یکی از مهمترین عوامل تابآوری اقتصاد ایران از نگاه نویسنده، ذخایر گسترده کالا و مواد اولیه در شرکتهای ایرانی است. شرکتها طی دو دهه تحریم به نگهداری موجودیهای بزرگ عادت کردهاند و همین ذخایر به آنها اجازه داده است در شرایط جنگ و اختلال در زنجیره تأمین، همچنان به فعالیت ادامه دهند.
این گزارش همچنین مینویسد ایران در پنج ماه نخست سال جاری حدود ۱۷ میلیارد دلار واردات داشته و انتظار میرود مجموع واردات سالانه به حدود ۴۰ میلیارد دلار برسد؛ رقمی که اگرچه بسیار کمتر از سالهای گذشته است، اما همچنان امکان تأمین بخشی از نیازهای اقتصادی کشور را فراهم میکند.
در جمعبندی، فارن افرز به یک نتیجه قابل توجه میرسد و آن این که تحریمهای آمریکا الزاماً نمیتواند اقتصاد ایران را خفه کند.