خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۶/۲۸

در حالی که وزارت جنگ آمریکا با گذشت نزدیک به هفت ماه هنوز بهصورت رسمی مسئولیت کشتار دانشآموزان مدرسه میناب را تأیید نکرده، بلومبرگ به نقل از مقامهای مطلع گزارش داد که کارکنان این وزارتخانه ظرف چند ساعت اول از نقش آمریکا آگاه شده بودند.
پس از انتشار گزارش هیئت حقیقتیاب سازمان ملل مبنی بر اینکه دلایل معقولی وجود دارد که نشان میدهد آمریکا در حمله به مدرسه میناب مرتکب جنایت جنگی شده، این حادثه بار دیگر مورد توجه رسانهها قرار گرفته و بلومبرگ در گزارشی به نقل از مقامهای دخیل در تحقیقات داخلی پنتاگون درباره این حادثه، اعلام کرده که کارکنان وزارت جنگ آمریکا تنها چند ساعت پس از این حمله مرگبار از مسئولیت آمریکا خبر داشتند.
بلومبرگ به نقل از مقامهای مذکور، جزئیات تازهای از یافتههای این تحقیقات را منتشر کرده؛ تحقیقاتی که با گذشت حدود هفت ماه از این حمله، هنوز بهصورت رسمی منتشر نشده است.
به گزارش این رسانه آمریکایی، تحقیقات پنتاگون از آنچه مقامهای دخیل در این تحقیقات «زنجیرهای از ناکامیهای قابل پیشگیری» توصیف میکنند، پرده برداشته و آنها تأیید کردهاند که دو موشک آمریکایی تاماهاوک در تاریخ ۲۸ فوریه (۹ اسفند) به دبستان شجره طیبه اصابت کرد.
اتکای بیش از حد به هوش مصنوعی در حمله آمریکا نقش داشت
در تحقیقات پنتاگون ادعا شده که اطلاعات نادرست، تصاویر ماهوارهای قدیمی و اتکای بیش از حد به هوش مصنوعی در حمله آمریکا نقش داشتند.
در این گزارش آمده که مقامها گفتهاند دستور دولت ترامپ برای انجام حمله هوائی گسترده در ایران که طی ۲۴ ساعت اول بیش از هزار هدف را مورد حمله قرار داد، زمان موجود برای نهائیکردن اهداف را کاهش داده بود.
آنها همچنین کاهش شمار نیروهای نظامی مسئول بررسی و جلوگیری از آسیب به غیرنظامیان و وجود خلأهای اطلاعاتی درباره این محل را از عوامل مؤثر عنوان کردند.
مقامهای مذکور گفتند برخی کارکنان فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) بیش از حد به سامانه هوشمند ماون شرکت پالانتیر اتکا کرده و انتظار داشتند این سامانه، اطلاعات قدیمی یا متناقض را شناسایی کند.
هیئت حقیقتیاب سازمان ملل پنجشنبه اعلام کرد که دلایل معقولی وجود دارد که نشان میدهد آمریکا در دو حمله هوائی ماه فوریه (اسفند) به مدرسه میناب و به ورزشگاه لامرد مرتکب جنایت جنگی شده است.
کارشناسان سازمان ملل در گزارش خود تاکید کردند که مدرسه میناب، یک هدف غیرنظامی کاملاً قابل شناسایی بود و هیچ شواهدی مبنی بر استفاده نظامی از آن پیدا نشده است.
این گزارش میافزاید «آمریکا در حالی حملات را به سمت ساختمان مدرسه هدایت کرد که از خطر قابلتوجه اصابت به یک هدف غیرنظامی آگاه بود و با وجود این احتمال، بیپروا عمل کرد».
به گزارش فارس، در این حمله ۱۶۸ نفر شهید شدند که حدود ۱۲۰ نفر از آنها دانشآموز بودند.
به گفته دو مقام آمریکایی آشنا به عملیاتها در غرب آسیا، ارتش آمریکا تحت فشارهای جنگ ایران، در تنگنایی قرار گرفته که استمرار عملیات نظامی را روز به روز غیرممکنتر میسازد.
در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور جنایتکار و متوهم آمریکا و وزیر جنگ او، پت هگست، همچنان بر تکرار همان دروغهایی که از ساعات اول شروع جنگ غیرقانونی و نامشروع خود علیه ملت ایران، اصراری بلاهتبار دارند، حجم و عمق تلفات و ویرانی داراییهای آمریکا در حملات انتقامی ایران و نیروهای مقاومت دیگر قابلکتمان نیست و به رسانههای جریان اصلی آمریکا نیز راه یافته است.
وبگاه تحلیلی «اینترسپت» در گزارشی به نقل از دو مقام نظامی آمریکا(که احتمالا برای احتراز از خشم جنونآمیز ترامپ و هگست ناشناس ماندهاند)، کلیتی از اوضاع بحرانی ارتش تروریستی آمریکا را در جنگ با ایران ترسیم کرده است. البته باید گفت که آنچه در این گزارش آمده، صرفا نوک کوه یخ تلفات و ویرانی داراییهای نظامی آمریکاست، اما با این حال، سندی از دروغگویی سیستماتیک، مستمر و وقیحانه جنایتکار حاکم در کاخ سفید و تیم اوست.
به گفته دو مقام آمریکایی آشنا به عملیاتها در غرب آسیا ارتش آمریکا تحت فشارهای جنگ ایران، در تنگنا قرار گرفته است. یکی از آنها هشدار داد که این فشار میتواند به «فروپاشی» در توانایی ارتش برای ادامه مؤثر جنگی منجر شود که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، گفته بود اوایلآوریل پایان مییابد.
همزمان با گسترش این درگیری در منطقه، ارتش با فهرست روبهرشدی از چالشها دستوپنجه نرم کرده است: حملات ایرانی به پایگاهها و ناوهای جنگی آمریکا در غرب آسیا، کاهش ذخایر مهمات دفاعی، افزایش تلفات، مشکلات تعمیر و نگهداری ناوها، استقرارهای طولانی نیروها، لجستیک پیچیده، روحیه پایین و مجموعهای از مسائل دیگر که فشار سنگینی بر نیروها وارد کرده، به آمادگی نظامی آسیب زده و بودجه پنتاگون را تحت فشار قرار داده است- در تناقض با ماهها اظهارات خوشبینانه دولت ترامپ.
هر دو مقام گفتند که بر اساس گزارشهای اطلاعاتی، ایران با فشار اقتصادی شدیدی روبهروست. مقام اول حملات اخیر ایرانی به ناوهای جنگی با موشکهای بالستیک را بهعنوان راهبردی «همه یا هیچ» برای افزایش فشارهای اقتصادی بر آمریکا پیش از انتخابات میاندورهای آمریکا توصیف کرد. این مقام گفت مشخص نیست کدام کشور «اول عقبنشینی میکند».
ترامپ روز یکشنبه پیشنهاد کرد که آمریکا میتواند در ایران «بماند و نفت را حفظ کند»، مشابه غارت منابع به سبک استعماری نو که دولت در ونزوئلا انجام میدهد. مقام دوم گفت که اشغال ایران توسط آمریکا «تقریباً غیرممکن» است و این ایده «بدیهی است که بیمعنی» است.
توانایی ایران برای غلبه بر پدافند هوائی آمریکا در خاورمیانه با استفاده از پهپادهای تهاجمی و موشکهای بالستیک پیشرفته، همانطور که پیشتر توسط اینترسپت گزارش شده بود، ارتش آمریکا را در وضعیت مخاطرهآمیزی قرار داده است. مقام اول گفت که دولت ترامپ در درک توان نظامی ایران ناکام ماند. دیگری به «فقدان کامل برنامهریزی» برای جنگ اشاره کرد. بر اساس آمار رسمی پنتاگون، تنها از ۷ ژوئیه تاکنون، صدها تلفات آمریکایی در اثر حملات ایرانی رخ داده است.
این مقامات گفتند که توانایی ارتش برای فعالیت در حداکثر ظرفیت، در ساعات آغازین درگیری فلج شد، زمانی که حمله موشکی و پهپادی ایران در ۲۸ فوریه، تأسیسات نیروی دریایی در منامه، بحرین- حیاتیترین مرکز لجستیکی منطقه- را نابود کرد. پنتاگون ماهها ادعا کرد که این حملات تأثیر قابلتوجهی بر عملیات نظامی نداشته است، اما هفته گذشته هانگ کائو، وزیر موقت نیروی دریایی، اعتراف کرد که «آنها بحرین را به خاک و خون کشیدند.» بیش از شش ماه پس از این حمله، فعالیت پشتیبانی نیروی دریایی بحرین همچنان ویرانهای است. دریاسالار داریل کادِل، فرمانده عملیات نیروی دریایی و عالیترین افسر نیروی دریایی، در یک نشست اخیر گفت: «ما به این زودیها به آنجا برنمیگردیم».
تحقیق قبلی والاستریت ژورنال نشان داد که بازسازی مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا، پادگانها و برجهای ارتباطی در مقر آژانس امنیت ملی آمریکا(NSA) در بحرین ممکن است بیش از ۴۰۰ میلیون دلار هزینه داشته باشد، که مقام دوم گفت اگر روزی برآورد دقیقی صورت گیرد، این رقم اعلامی میتواند کمتر از واقع باشد. فرماندهی نیروهای دریایی مرکزی سؤالات درباره برآورد هزینه را به فرماندهی مرکزی ارجاع داد، که پاسخی نداد.
به گزارش مشرق، ترامپ نابودی نیروی دریایی ایران را یکی از دستاوردهای شاخص خود در جنگ تبلیغ کرده است، اما مقامات به فشار شدید وارد بر نیروهای دریایی آمریکا در منطقه اشاره کردند. با از کار افتادن مقر ناوگان پنجم و قرار گرفتن دیگر بنادر منطقه در برد موشکها و پهپادهای ایرانی، نیروی دریایی با چالش دلهرهآور نگهداری ناوگانی متشکل از بیش از ۲۴ شناور- از جمله دو ناو هواپیمابر عظیم و چندین ناوشکن و رزمناو موشکانداز، زیردریایی تهاجمی یا کشتی تدارکاتی که در هر زمان مستقر هستند- روبهرو شد.
در حالی که ناوهای هواپیمابر هستهای هستند، هواپیماها و بالگردهای روی آنها و دیگر شناورها هر هفته به میلیونها گالن سوخت نیاز دارند. و ملوانان سرنشین کشتیها به صدها هزار وعده غذایی نیاز دارند. این بدان معناست که ناوهای نیروی دریایی باید تدارکات را بیش از ۲۰۰۰ مایل از پایگاه قدیمی آمریکا در جزیره دیگو گارسیا در اقیانوس هند حمل کنند.
گزارش بازرس کل وزارت جنگ که روز دوشنبه منتشر شد، اشاره کرد که تغییر «پایگاههای دریایی و بنادر پشتیبان چالشهای قابلتوجهی ایجاد کرده است» و بهطور خاص به «مشکل جابهجایی پشتیبانی لجستیکی و زیرساخت به دیگو گارسیا» و چالشهای «ترانزیت دریایی طولانی که چرخههای لجستیکی ۱۴ تا ۱۸ روزه را ایجاب میکند» اشاره کرد.
مقام دوم گفت: «این دشوار و در نهایت غیرقابل ادامه است» و به اینترسپت توضیح داد که فرضیات کاخ سفید مبنی بر اینکه ایران پیش از نیروی دریایی «تسلیم میشود» هنوز محقق نشده است.
نیروی دریایی تنها ۱۱ گروه ضربت ناو هواپیمابر دارد و در میان فشار مداوم استقرارهای طولانی، عمر خدمتی قدیمیترین ناو آن، یواساس نیمیتز، تمدید شده است. تاکنون، چهار گروه از ۱۱ گروه ضربت ناو هواپیمابر در طول جنگ در غرب آسیا مستقر شدهاند. برخی از ناوهای باقیمانده تحت تعمیرات اساسی هستند و تا سالها آماده استقرار مجدد نخواهند بود.
گروه ضربت ناو هواپیمابر یواساس جرالد آر.فورد یک استقرار ۱۱ ماهه رکوردشکن را تکمیل کرد که شامل تهاجم به ونزوئلا نیز بود. (در شرایط عادی، یک ناو هواپیمابر حدوداً ماهی یک بار به بندر میرود تا خدمه آن استراحت کنند.) بر اساس یک تقدیرنامه واحد ریاستجمهوری، این کشتی در طول استقرارش در غرب آسیا تحت «تهدید مداوم موشکهای دشمن و پهپادهای تهاجمی یکطرفه» بود.
در اوایل جنگ ایران، ناو فورد آسیب گستردهای از آتشسوزی در رختشویخانه و نقص سیستم اطفای حریق متحمل شد که خدمه را مجبور کرد حدود ۳۰ ساعت بهصورت دستی با آتش مبارزه کنند. این آتشسوزی پروازها را دو روز متوقف کرد و حدود ۶۰۰ ملوان دسترسی به تختهایشان را از دست دادند. نیروی دریایی ادعا کرد تلفات کمی از این آتشسوزی داشته، اما بهزودی گزارشهایی منتشر شد که بیش از ۲۰۰ ملوان برای استنشاق دود یا بریدگی درمان شدند.
ناو فورد همچنین سالها با مشکلات لولهکشی دستوپنجه نرم کرده است. تنها در یک بازه چهارروزه در سال ۲۰۲۵، ۲۰۵ خرابی رخ داد. پیش از اینکه فورد کارائیب را ترک کند، با مشکلات مداوم تقریباً ۶۵۰ توالت درون کشتی روبهرو بود. و سپس، طبق ویدئویی که CNN به دست آورده است، در غرب آسیا، این ناو هواپیمابر مجدداً با توالتهای گرفته و سرریزکرده مواجه شد.
ناو دیگر، یواساس آبراهام لینکلن، بیشترین زمان حضورش در دریا را در طول ۹ ماه بدون هیچ توقف در بندر گذراند، که به گزارشهایی از مشکلات روحیه فراگیر، کمبود تدارکات و تلاشهای خودکشی منجر شد، و حداقل یک خدمه به دریا سقوط کرد. در نشستی در ۱۱ اوت در سن دیگو، خانوادهها نگرانیهای عمیق خود را درباره عزیزانشان به کائو، وزیر موقت نیروی دریایی، ابراز کردند. اما ترامپ نگرانیها درباره ملوانان را رد کرد و گفت استقرار لینکلن «آنقدر هم طولانی نبوده است.» ماه گذشته، لینکلن توسط یواساس جورج واشینگتن جایگزین شد و به لینکلن که بهشدت زنگزده بود اجازه داد تا برای توقف در بندر به تایلند برود.
آن کشتیها منطقه را ترک کردهاند اما ملوانان همچنان تحت تهدید مداوم هستند. بر اساس اعلام فرماندهی مرکزی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی این ماه یک ناو هواپیمابر و یک ناوشکن موشکانداز آمریکایی را با موشکهای بالستیک هدف قرار داد. سنتکام به درخواست اطلاعات بیشتر درباره این حملات پاسخی نداد.
با وجود ماهها ادعای ترامپ و پیت هگست، وزیر جنگ خودخوانده، مبنی بر اینکه ارتش ایران نابود شده است، ایران به گفته مقامات آمریکایی و گزارشهای ایرانی، به بیش از ۱۵ پایگاه در سراسر غرب آسیا حمله کرده است.
بر اساس گفته مقامات آمریکایی که با اینترسپت صحبت کردند و همچنین گزارشهای مطبوعاتی متعدد، ذخایر موشکهای پیشرفته پدافند هوایی، مانند رهگیرهای پاتریوت و THAAD، آنقدر کاهش یافته که نیروهای آمریکایی همه موشکها و پهپادهای ایرانی را که به سمت اهداف آمریکایی و متحدان در سراسر منطقه شلیک میشوند، سرنگون نمیکنند.
ترامپ و هگست این ادعاها را رد کردهاند. ترامپ روز دوشنبه نوشت که آمریکا «بیش از هر زمان دیگری در تاریخ خود سلاحهای ظریف و نخبه تولید میکند»، اما گزارش بازرس کل مذکور بلافاصله رئیسجمهور را تکذیب کرد و فاش ساخت که این درگیری منجر به «کمبودهای استراتژیک در موجودی و آشکار شدن گلوگاههای پایه صنعتی برای تأمین مجدد مهمات» شده است.
دریاسالار برد کوپر، فرمانده سنتکام، در ماه مه به کنگره گفت: «من همه مهمات لازم برای دفاع از نیروهایمان و همچنین انجام طیف گستردهای از شرایط اضطراری را دارم.» اما حتی پنتاگون هم میپذیرد که ۴۱۰ نیروی آمریکایی تنها از ۷ ژوئیه تاکنون کشته یا زخمی شدهاند. برای مثال، سه سرباز آمریکایی در حملات موشک بالستیک و پهپاد ایرانی به پایگاه هوائی موفقق السلطی اردن در ۱۷ و ۱۸ ژوئیه کشته شدند. و یک حمله پهپادی ایرانی به پایگاه هوائی اربیل عراق در ۱۸ ژوئیه یک سرباز را کشت و دیگری را زخمی کرد، در آنچه سنتکام «انفجار کنترلشده» پهپاد سرنگونشده نامید.
بر اساس تحلیل مارس مؤسسه سلطنتی خدمات متحد (RUSI)، آمریکا و متحدانش تنها در ۱۶ روز اول جنگ بیش از ۱1۰۰۰ مهمات، از جمله مقادیر زیادی موشک دفاعی، مصرف کردند. بر اساس تحلیلی از مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی، حدود ۶۵ درصد رهگیرهای پاتریوت بین فوریه و ژوئیه مصرف شد و از مجموع ۲۳۳۰ پیش از جنگ، کمتر از ۸۳۰ باقی ماند. تعداد THAAD از بیش از ۴۵۰ به کمتر از ۲۷۰ کاهش یافت.
روز یکشنبه، کوپر، فرمانده سنتکام، همچنان خطرات ذخایر تحلیلرفته را کماهمیت جلوه داد و به برنامه
«۶۰ دقیقه» CBS گفت که نگران امنیت نیروهای آمریکایی نیست. وقتی درباره دفاع در برابر حملات ایرانی پرسیده شد، پاسخ داد: «اصلاً نگران نیستم.» سنتکام وقتی پرسیده شد آیا کوپر در صورت کشته یا زخمی شدن نیروهای آمریکایی در حملات آینده استعفا خواهد داد، پاسخی نداد.
علاوه بر نابودی NSA بحرین، مرکز عملیات هوائی ترکیبی در پایگاه هوائی العدید قطر نیز در اوایل جنگ توسط موشکهای ایرانی بهشدت آسیب دید و از کار افتاد. هر دو اخیراً مجدداً مورد حمله قرار گرفتند و سؤالاتی را درباره اینکه آیا هیچکدام دوباره ساخته خواهند شد یا نه مطرح کردند. به گفته مقام دوم، ایران همچنین هفته گذشته به پایگاه هوائی موفق السلطی در اردن حمله کرد و به چندین هواپیمای نظامی آمریکایی آسیب زد. در پاسخ، نیروهای آمریکایی تعداد «قابلتوجهی» رهگیر پاتریوت برای محافظت از نیروهای آمریکایی شلیک کردند.
مقامات آمریکایی تأیید کردند که ایران همچنین به برج ۲۲، یک پایگاه نظامی آمریکا در مرز شمالی اردن با سوریه، حمله کرده است. تصاویر ماهوارهای و همچنین عکسها و ویدئوهای منتشرشده در فضای مجازی نشان میدهند که این پایگاه آسیب گستردهای متحمل شده است. (در سال ۲۰۲۴، یک حمله پهپادی به برج ۲۲ توسط یک شبهنظامی مورد حمایت ایران سه سرباز آمریکایی را کشت.)
ایران میگوید همچنین به تأسیسات نظامی آمریکا در پایگاه هوائی شاهزاده حسن و پایگاه هوائی ملک فیصل اردن؛ و پایگاه العدیری، پایگاه هوائی احمد الجابر، کمپ دوحه، پایگاه هوائی علی السالم و کمپ عریفجان کویت حمله کرده است. هفته گذشته، سپاه پاسداران اعلام کرد نیروهایش «بهطور همزمان به پایگاههای آمریکا در اردن، بحرین و اربیل حمله کردند»، از جمله «حمله ترکیبی موشکی-پهپادی به مقر و اقامتگاه فرمانده آمریکایی پایگاه علی السالم».
سنتکام به درخواست اظهارنظر درباره حملات به پایگاههایش یا ارائه آمار رسمی خود از تعداد پایگاههای مورد حمله پاسخی نداد. اما گزارش بازرس کل پنتاگون فاش کرد که حملات ایرانی «صدها ساختمان و سازه را در پایگاههای آمریکا در کویت، بحرین، قطر، امارات، عربستان سعودی، عراق، عمان و اردن در طول درگیری آسیب زده و نابود کرده است.» همچنین افشا کرد که «دهها هواپیمای آمریکایی نابود یا آسیب دیده اند»، از جمله چهار جنگنده F15، ۱۲ هواپیمای سوخترسان KC135 و تا ۳۰ پهپاد MQ9 Reaper.
دیلیتلگراف: ایران میتواند آمریکا را از خاورمیانه بیرون کند
یک رسانه انگلیسی با اشاره به خسارتهای واردشده به پایگاههای آمریکا در منطقه در پی حملات ایران، نوشت که جنگ، راهبرد چند دههای واشنگتن در غرب آسیا را زیر سؤال برده و کشورهای عربی را به بازنگری در وابستگی امنیتی خود به آمریکا واداشته است.
روزنامه انگلیسی «دیلیتلگراف» در تحلیلی با اشاره به حملات ایران به پایگاههای آمریکا در منطقه مینویسد پایگاههایی که واشنگتن برای حفظ برتری نظامی و بازدارندگی در خاورمیانه ایجاد کرده بود، اکنون به نقاط آسیبپذیر تبدیل شدهاند؛ وضعیتی که کشورهای عربی منطقه را به بازنگری در اتکای امنیتی خود به آمریکا واداشته است.
در حالی که مقامهای آمریکایی همچنان بر پیش رفتن جنگ ایران مطابق برنامه تأکید میکنند، تحولات میدانی تصویر متفاوتی ارائه میدهد؛ تصویری که به نوشته «دنیل دپتریس»، تحلیلگر دیلیتلگراف، میتواند یکی از مهمترین محاسبات نظامی آمریکا در خاورمیانه طی چند دهه گذشته را تغییر دهد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از پایان جنگ در ماههای آینده سخن میگوید و «پیت هگزث» وزیر جنگ آمریکا نیز تأکید دارد که ارتش آمریکا تجهیزات، مهمات و زمان کافی برای ادامه جنگ در اختیار دارد؛ اما از نگاه این تحلیلگر، ادامه درگیری و خسارات واردشده به زیرساختهای آمریکا و متحدانش نشان میدهد جنگ برخلاف آنچه واشنگتن انتظار داشت، پیش رفته است.
یکی از مهمترین نشانهها، وضعیت پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه است. بر اساس گزارش بازرس کل پنتاگون، صدها ساختمان و سازه در پایگاههای آمریکا در کشورهای مختلف منطقه آسیب دیده یا تخریب شدهاند. تصاویر ماهوارهای نیز خسارات واردشده به پایگاههایی مانند پایگاه هوائی شاهزاده سلطان در عربستان سعودی و مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین را نشان میدهد.
این خسارات تنها یک مسئله عمرانی یا مالی نیست؛ بلکه به یکی از پایههای اصلی راهبرد نظامی آمریکا در خاورمیانه مربوط میشود.
طبق گزارش دیلیتلگراف، آمریکا پس از جنگ خلیجفارس در سال ۱۹۹۱، حضور نظامی گستردهای در کشورهای حاشیه خلیجفارس ایجاد کرد. منطق واشنگتن این بود که استقرار نیرو، هواپیما، تجهیزات و تأسیسات لجستیکی در نزدیکی نقاط حساس منطقه، دشمنان احتمالی را از حمله بازمیدارد.
کشورهایی مانند قطر، بحرین و امارات نیز با امضای توافقهای دفاعی با آمریکا، حضور نظامی واشنگتن را بخشی از معماری امنیتی خود قرار دادند.
با اینحال، طبق این تحلیل، جنگ با ایران، این معادله را تغییر داده است.
پایگاههایی که در شرایط عادی قرار بود نماد قدرت و بازدارندگی آمریکا باشند، در زمان جنگ به اهدافی ثابت و قابل شناسایی تبدیل شدهاند؛ اهدافی که ایران میتواند با استفاده از توان موشکی خود آنها را مورد حمله قرار دهد.
بنا به گزارش دیلیتلگراف، ایران طی چند دهه توان موشکی خود را توسعه داده و همین توانمندی اکنون هزینه حفظ حضور نظامی آمریکا در منطقه را افزایش داده است. حملات به پایگاههای آمریکایی نهتنها خسارت مستقیم به بار آورده، بلکه واشنگتن را به استفاده گسترده از سامانههای دفاع هوائی و موشکهای رهگیر وادار کرده است؛ تجهیزاتی که جایگزینی آنها زمانبر و پرهزینه خواهد بود.
حتی پایگاههای آمریکا در اردن نیز از حملات ایران در امان نماندهاند.
معادله امنیتی کشورهای عربی تغییر میکند؟
این رسانه انگلیسی در ادامه با اشاره به شرایط فعلی ادامه داد، این شرایط اکنون یک پرسش مهم را برای کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس مطرح کرده است: آیا تکیه بر یک قدرت خارجی برای تأمین امنیت، همچنان میتواند همان نقش گذشته را ایفا کند؟
در ریاض، ابوظبی و دوحه، رهبران عرب ناچارند درباره آینده ترتیبات امنیتی منطقه فکر کنند؛ بهویژه در شرایطی که جنگ نشان داده است حضور گسترده نیروهای آمریکایی، در صورت وقوع درگیری، میتواند خود این کشورها را در معرض حملات قرار
دهد. عربستان سعودی نیز در ماه گذشته با امضای توافق دفاعی با پاکستان و ترکیه، نشانههایی از تلاش برای متنوعکردن گزینههای امنیتی خود نشان داده است. این اقدام به معنای قطع همکاری با واشنگتن نیست، بلکه میتواند تلاشی برای ایجاد پشتوانههای امنیتی بیشتر در برابر تهدیدهای کنونی و آینده باشد.
طبق این گزارش، همزمان، خود پنتاگون نیز درباره آینده حضور نظامی آمریکا در منطقه با پرسشهای جدی روبهرو شده است. گزارشهای اخیر نشان میدهد واشنگتن در حال بررسی تغییر در نحوه استقرار نیروهای خود در منطقه غرب آسیا است و هنوز تصمیم نهائی درباره بازگرداندن سطح نیروها و زیرساختهای نظامی به وضعیت پیش از جنگ گرفته نشده است.
پایان یک راهبرد ۳۰ ساله؟
طبق این تحلیل، اهمیت تحولات کنونی از آن جهت بیشتر است که راهبرد آمریکا در خلیجفارس برای چند دهه بر حضور مستقیم نظامی استوار بوده است.
از زمان جنگ خلیجفارس، واشنگتن تلاش کرده است با ایجاد شبکهای از پایگاههای نظامی، بنادر، فرودگاهها و مراکز لجستیکی، توازن قدرت منطقه را به نفع خود حفظ کند.
اما جنگ با ایران نشان داده است که همین شبکه گسترده میتواند در زمان درگیری به یک نقطه ضعف استراتژیک تبدیل شود.
از قطر و بحرین گرفته تا عربستان، کویت، عراق، اردن و دیگر نقاط منطقه، هرچه تعداد تأسیسات آمریکا بیشتر باشد، تعداد اهدافی که باید در برابر حملات موشکی محافظت شوند نیز بیشتر خواهد بود.
به این ترتیب، طبق این گزارش، واشنگتن با یک تناقض راهبردی روبهرو شده است: حضور نظامی گسترده که به ظاهر، برای افزایش امنیت آمریکا و متحدانش طراحی شده بود، اما در زمان جنگ، همین حضور گسترده میتواند هزینه و آسیبپذیری آمریکا را افزایش دهد. بنابر تحلیل دیلیتلگراف، این مسئله حتی میتواند آینده دکترین امنیتی آمریکا در خلیجفارس را تحت تأثیر قرار دهد.
به گزارش فارس، در بخش پایانی این گزارش آمده است، هماکنون، جنگ با ایران این پرسش را پیش روی واشنگتن قرار داده است که آیا ادامه همان الگوی حضور نظامی گسترده در خاورمیانه همچنان امکانپذیر و مقرونبهصرفه است یا اینکه آمریکا باید در راهبرد خود در منطقه تجدیدنظر کند.