خبرِ ، اسلام ستیزان ضد بشر و جنایتکار و ....
۱۴۰۵/۰۵/۲۸

غیبت بیش از 25 روزه ملانیا از وحشت ترور
این روزها کابوس انتقام مثل خوره به جان اهالی «جزیره اپستین» افتاده است؛ همان شبکه گردانندگان فساد، جنایت و خیانتی که دستشان به خون بیگناهان آلوده است.
ترامپ قمارباز که روزی با غرور فرعونگونه فرمان ترور داد، پس از مشاهده اقیانوس بیکران امت اسلامی در مراسم تشییع باشکوه امام شهید و طنین شعارهای «انتقام» و پلاکاردهای «ترامپ را خواهیم کشت»، تازه متوجه شده که حسابوکتاب دنیای واقعی با میزهای قمارش فرق دارد. انتقام ایران دیر و زود دارد، اما حتمی است.
حالا سایه این وحشت، حتی به داخل کاخ سفید و زندگی خصوصی او کشیده شده و همسرش را هم از ترس زمینگیر کرده است. روزنامه انگلیسی «دیلیمیل» به نقل از منابع آگاه در واشنگتن فاش کرد که ملانیا ترامپ به شدت از احتمال ترور همسرش توسط ایران وحشتزده است. به نوشته این روزنامه، شدت این تهدیدات و کابوس انتقام، خود ترامپ را هم بهشدت آزار میدهد؛ هرچند که او طبق معمول تلاش میکند در ظاهر خود را بیتفاوت نشان دهد.
عمق این ترس و افتضاح امنیتی زمانی بر ملا شد که «واشنگتنپست» از یک عملیات هالیوودی پرده برداشت: ترامپ در سفر اخیر خود، پس از سوار شدن نمایشی به «ایرفورس وان» در برابر دوربینها، از ترس تهدیدات ایران، مخفیانه با یک کامیون حمل غذای فرودگاهی به هواپیمای دیگری منتقل شد تا فرار کند!
ترس از سایه انتقام چنان بالا گرفته که ملانیا ترامپ پس از انتشار ویدیوهای تهدیدآمیز، بیش از ۲۵ روز است که از ترس جانش در هیچ رویداد عمومی ظاهر نشده و خود را محبوس کرده است. جنایتکاران واشنگتن تازه فهمیدهاند که تاوان خشم ملت مبعوث، خواب راحت را تا ابد از چشمانشان خواهد گرفت.
ورود 2 دیپلمات فرانسوی به ایران ممنوع شد!
وزارت امور خارجه، ۲ دیپلمات فرانسوی در سفارت فرانسه در تهران را بهعنوان عناصر نامطلوب معرفی و اعلام کرد که ورود آنها به ایران ممنوع خواهد بود.
روابط عمومی وزارت امور خارجه روز سهشنبه(27 مردادماه) در اطلاعیهای از معرفی دو دیپلمات فرانسوی بهعنوان عناصر نامطلوب خبر داد.
در این اطلاعیه آمده است: با توجه به فعالیتهای خلاف حقوق بینالملل، بهویژه کنوانسیون روابط دیپلماتیک ۱۹۶۱، از سوی دو مامور شاغل در سفارت فرانسه در تهران، و نظر به اینکه علیرغم گذشت چند هفته از افشای رفتارهای غیرقانونی آنها هیچ اقدامی از سوی دولت متبوع آنها جهت تصحیح رفتار و تضمین عدم تکرار چنان رفتارهایی مشاهده نشد، وزارت امور خارجه این دو مامور را بهعنوان عنصر نامطلوب میشناسد و بر این اساس ورود آنها به ایران ممنوع خواهد بود.
چندی پیش ژان نوئل بارو، وزیر خارجه فرانسه از برخورد با دو کارمند سفارت فرانسه در تهران که در منزل یک فرد تحت تعقیب بازداشت شده بودند، خبر داد و ادعا کرد که این افراد مورد ضرب و شتم قرار گرفته و خواستار عذرخواهی ایران شد. ادعایی که از سوی اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه به عنوان «فرار رو به جلو» یا «دست پیش گرفتن فرانسویها» نام برده شد.
سخنگوی وزارت خارجه روز دوشنبه(26 مردادماه) نیز در پاسخ به سؤالی درباره کشف یک پروژه اجراشده توسط فرانسه از سوی وزارت اطلاعات اظهار داشت: اتفاقی که افتاد، انتظار میرفت مقامهای ذیربط فرانسوی واکنش منطقی داشته باشند و از اینکه دو کارمند سفارتشان، که خودشان نیز از همان ابتدا اعلام کردند agent (کارمند) سفارت بودهاند، عذرخواهی کنند.
وزیر امور خارجه فرانسه خودشان اعلام کردند که دو نفر کارمند سفارت، به زعم آنها، مورد ارعاب قرار گرفتند. تصریح کردند که این دو نفر در حال کمک به جامعه مدنی ایران بودند.
به گزارش فارس، بقائی بیان کرد: این مفهوم در حقوق دیپلماتیک متعارف نیست. اصرار بر اینکه این افراد در فعالیتهای مرتبط با حمایت از جامعه مدنی مشغول بودند، خود اعتراف به این است که کنوانسیون وین دیپلماتیک نقض شده است. از همان ابتدا، هم سفیر فرانسه احضار و هم بهصورت رسمی به این کار آنها اعتراض شد. دو نفری هم که در این موضوع درگیر بودند، از ایران خارج شدند. ما نیز رسماً اعلام کردیم که این افراد امکان بازگشت به ایران را نخواهند داشت.
آرزوهایی که سران آمریکا یکی پس از دیگری به گور میبرند
دونالد ترامپ در تازهترین نمایش مضحک خود، تصویری از لیندسی گراهام، سناتور تازه به گور رفته آمریکایی منتشر کرده که کلاهی با شعار محبوب تجزیهطلبان و براندازان، یعنی «ایران را دوباره با عظمت کنیم!» بر سر دارد.
ترامپ با ذوقزدگی از مخاطبانش خواسته به این کلاه نگاه کنند؛ کلاهی بر سر یک مرده! گراهام که از کینهتوزترین دشمنان جمهوری اسلامی بود، اواخر تیرماه به شکلی ناگهانی مُرد تا داغ سرنگونی ایران را با خود به سینه قبرستان ببرد. اما او تنها سیاستباز واشنگتن نیست که رؤیای فروپاشی ایران را نشخوار کرد و در نهایت طعمه موریانهها شد؛ تاریخ چهار دهه گذشته آمریکا، کلکسیونی از همین آرزوهای دفنشده است.
مرور این سیاهه نکبتبار از جیمی کارتر آغاز میشود؛ رئیسجمهوری که با توهم درهمشکستن انقلاب نوپا، فرمان عملیات طبس را صادر کرد اما در میان طوفان شن گرفتار شد و تحقیرآمیزترین شکست آمریکا را رقم زد. پس از او، رونالد ریگان جنگطلب با حمایت همهجانبه تسلیحاتی و اطلاعاتی از ماشین کشتار صدام و درگیری مستقیم در خلیجفارس، تقلا کرد تا مقاومت ایران را درهم بشکند، اما او نیز در نهایت دست از پا درازتر کاخ سفید را ترک کرد و به زبالهدان تاریخ پیوست. جورج بوش پدر با استراتژی خفقان تکنولوژیک و محاصره اقتصادی به میدان آمد تا شاید با فشار بر معیشت مردم، شورش داخلی به پا کند؛ خیالی خام که با سد ستبر اراده ایرانیان دود شد و به هوا رفت.
در کنار رؤسای جمهور، تئوریسینها و کینهتوزانی چون برژینسکی و هنری کیسینجر نیز دههها برای خفه کردن ژئوپلیتیک ایران طراحی و لابیگری کردند. برژینسکی که معمار آشوبسازی در مرزهای ایران بود و کیسینجر که صراحتاً میگفت ایران انقلابی باید نابود شود، هر دو با حسرت تضعیف تهران به گور رفتند. در این میان، جان مککین، سناتور جنگافروز و حامی قسمخورده تروریستهای منافق که وقیحانه ترانه «بمباران ایران» را میخواند، همراه با دیک چنی و دونالد رامسفلد، طراحان دکترین لشکرکشی به خاورمیانه، یکی پس از دیگری به پایان خط رسیدند. رامسفلد که روزگاری با صدام فالوده میخورد و چنی که با بودجههای نجومی «برنامه دموکراسی ایران» رؤیای فتح تهران را در سر میپروراند، تمام توان نظامی ایالات متحده را برای ایجاد حلقه محاصره پیرامون ایران به کار بستند، اما دستاوردی جز تابوتهای پیچیده در پرچم آمریکا برای واشنگتن به ارمغان
نیاوردند.
گراهام و پیشینیان او در حالی یکی پس از دیگری صحنه سیاست و حیات را ترک میکنند که محاسباتشان درباره قدرت منطقهای، انسجام داخلی و پایگاه مردمی جمهوری اسلامی همواره با خطایی فاحش همراه بوده است. نمایشهای تبلیغاتی با کلاهها و شعارهای سفارشی، تنها سرپوشی بر این واقعیت تاریخی است که زنجیره دشمنی واشنگتن علیه ملت ایران، جز فهرستی از ناکامیهای بزرگ برای ایالات متحده دستاورد دیگری نداشته است.
نشریه آمریکایی فارن افرز در مقالهای به قلم استاد علوم سیاسی دانشگاه جرج واشنگتن تأکید کرده است که ایران با بستن تنگة هرمز و نابودی پایگاههای آمریکا در کشورهای منطقه نظم امنیتی آمریکا محور را در غرب آسیا نابود کرد و نشان داد که کشورهای منطقه دیگر برای امنیت خود نباید به آمریکا اعتماد کنند.
6 ماه از جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان میگذرد، در این جنگ نابرابر ایران با مجموعه کشورهای ناتو، منطقه، رژیم صهیونیستی و کشورهای فرامنطقهای که امکانات اطلاعاتی، نظامی و اقتصادی خود را در خدمت آمریکا قرار داده بودند جنگید و همه را با استقامت خود به زانو درآورد. به باور کارشناسان، ایران که سلاح اتمی نداشت با دو قدرت اتمی بدون کوچکترین ترس و واهمهای جنگید و در میانة این جنگ قدرت بازدارندگی جدیدی برای ایران شکوفا شد. ایران با بستن تنگة هرمز و تاثیر شدیدی که این مسئله بر اقتصاد آمریکا و جهان داشت نشان داد که هم توان و هم اراده بستن این تنگه را دارد و به گفته کارشناسان همین دو مؤلفه به مهمترین فاکتور بازدارندگی جدید ایران تبدیل شد.
از سوی دیگر حملات گسترده و شدید دلاورمردان قهرمان یگانهای موشکی و پهپادی کشورمان به حداقل 20 پایگاه آمریکا در 8 کشور منطقه و ناتوانی آمریکا در حفاظت از این پایگاهها و تامین امنیت کشورهای میزبان این پایگاهها بسیاری از کارشناسان را حتی در خود آمریکا به این نتیجه رسانده است که زمان تعطیلی این پایگاهها و خروج آمریکا از منطقه غرب آسیا فرا رسیده است. اخیراً «مایکل فوکس» مدیر بنیاد «جامعه باز» و دستیار ویژه «جو بایدن» طی سالهای ۲۰۲۱ و ۲۰۲۲در مقالهای که «فارن افرز» آن را منتشر کرده، استدلال کرده بود که جنگ شکستخورده و فاجعهبار آمریکا علیه ایران، باید به بهانهای برای خروج کامل نظامی آمریکا از منطقه خاورمیانه تبدیل شود. به گفته وی، دولت ترامپ و حامیان آن در کنگره استدلال میکنند که وجود قدرت نظامی آمریکا برای مهار ایران که همسایگان خود را بیثبات کرده، ضروری است. اما جنگ کنونی نشان داده است که آمریکا نتوانسته از شرکای خود در کشورهای حاشیه خلیجفارس در برابر حملات ایران محافظت کند. از سوی دیگر، واشنگتن سالها بر این باور بود که حضور آمریکا در منطقه، آزادی کشتیرانی را تضمین میکند. با این حال، همین جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران مسبب این بود که تنگه هرمز بسته شود و ارتش آمریکا نیز نتوانست آن را به زور باز کند.
نظم منسوخ آمریکایی
فارن افرز در مقاله جدیدی در همین راستا و با استدلال مشابه به قلم «مارک لینچ» استاد علوم سیاسی و امور بینالملل در دانشگاه جورج واشنگتن و نویسنده کتاب «خاورمیانه آمریکا: ویرانی یک منطقه» آورده است: نظم خاورمیانهای تحت رهبری آمریکا اکنون در آستانه فروپاشی قرار گرفته است؛ چرا که ناتوانی آمریکا در حفاظت از متحدان عرب و باز نگه داشتن تنگه هرمز، همراه با حمایت واشنگتن از سیاستهای رژیم اسرائیل در غزه، اعتماد کشورهای منطقه به تعهدات امنیتی آمریکا را بهشدت تضعیف کرده است. «مارک لینچ» در این مقاله معتقد است شکست آمریکا و رژیم اسرائیل در براندازی حکومت ایران، ناتوانی واشنگتن در حفاظت کامل از متحدان عرب خود و باز نگه داشتن تنگه هرمز و همچنین حمایت بیقیدوشرط آمریکا از رژیم اسرائیل در جنگ غزه، اعتبار و کارآمدی این نظم را بهشدت تضعیف کرده است. به باور وی، این وضعیت صرفا یک بحران موقت نیست، بلکه نقطه عطفی است که بازگشت به نظم گذشته را بسیار دشوار کرده است.به گزارش ایرنا نویسنده معتقد است هزینه این نظم برای مردم خاورمیانه بسیار سنگین بود. جنگهای متعدد رژیم اسرائیل، شکست روند صلح فلسطین، حمله و اشغال عراق در سال ۲۰۰۳، تحریمهای طولانی علیه عراق و ایران و جنگهای داخلی و مداخلات خارجی در لبنان، لیبی، سوریه، یمن و سودان، منطقه را با خشونت، فقر و بیثباتی گسترده روبهرو کرده است.
به باور«مارک لینچ» به باور لینچ، همین نظم به افزایش رفتارهای تهاجمیتر منطقه انجامید. ایران که خود را در محاصره دشمنان و تحت فشار تحریمهای آمریکا میدید، از شبکهای از گروههای همسو در منطقه حمایت کرد و به توسعه موشکها و پهپادهای کمهزینه روی آورد. رژیم اسرائیل نیز به دلیل برخورداری از برتری نظامی و حمایت گسترده آمریکا، انگیزه کمتری برای حل مسئله فلسطین یا کاهش تنشهای منطقهای پیدا کرد. حمله هفتم اکتبر و واکنش گسترده رژیم اسرائیل به غزه، این روند را تشدید کرد و این رژیم حضور نظامی خود را در غزه، کرانه باختری، لبنان و سوریه افزایش داد.
ضربه نهائی به نظم آمریکایی
نویسنده معتقد است که جنگ علیه ایران، ضربه نهائی را به این نظم وارد کرد. کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس از اینکه آمریکا و رژیم اسرائیل بدون مشورت با آنها جنگ را آغاز کردند، خشمگین شدند؛ زیرا آنها مستقیماً در معرض حملات ایران قرار گرفتند، بدون اینکه در تصمیم آغاز جنگ نقشی داشته باشند. اگرچه سامانههای دفاعی آمریکا توانستند بخشی از حملات ایران را دفع کنند، اما موشکها و پهپادها به اهداف خود رسیدند و تاسیسات مهمی آسیب دیدند. حتی مهمتر از خسارتهای فیزیکی، این جنگ نشان داد که آمریکا قادر نیست امنیت شرکای خود را بهطور کامل تضمین کند. به باور نویسنده، بسته شدن تنگه هرمز نیز ضربهای جدی به اعتبار واشنگتن وارد کرد. بسته شدن تنگه هرمز توسط ایران، آمریکا را عملاً ناتوان کرد و اقتصاد کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس را در معرض خطر قرار داد. رهبران این کشورها از بیاعتنایی آمریکا به خواستههایشان و آشکار شدن ناتوانی واشنگتن شوکه شدند. در نهایت، آنها به این نتیجه رسیدند که تضمینهای امنیتی آمریکا، که در قلب نظم منطقهای قرار داشت، دیگر قابل اعتماد نیست.
پنتاگون به دنبال کاهش حضور نظامی در خلیجفارس
همزمان با انتشار مقاله فارن افرز که در آن نویسنده به ناتوانی پایگاههای آمریکا در حفاظت از خود و متحدان واشنگتن در منطقه اذعان کرده است گزارشها حاکی است وزارت جنگ آمریکا در نشانهای از تحول بنیادین در استراتژی منطقهای واشنگتن، در حال ارزیابی کاهش حضور نظامی در خلیجفارس و بازنگری در بازسازی پایگاههایی است که در جریان جنگ با ایران آسیب دیدهاند.
هشت منبع آگاه از جمله مقامات و افراد مطلع در همین رابطه به واشنگتن پست گفتند که پنتاگون در حال ارزیابی ردپای نظامی خود در خاورمیانه است، اقدامی که نشان میدهد جنگ با ایران پتانسیل تغییر اساسی حضور نظامی آمریکا در منطقه را دارد. براساس این گزارش یکی از حوزههای کلیدی که وزارت جنگ در حال بررسی آن است، احتمال خارج کردن نیروها از خلیجفارس است؛ منطقهای که پایگاههای بزرگ نظامی آمریکا در ماههای اخیر بر اثر حملات موشکی و پهپادی ایران آسیب دیدهاند. خسارت به این تأسیسات، فرصتی بینظیر برای پنتاگون فراهم کرده است تا حضور خود را در منطقه بازنگری کند. به نوشته واشنگتن پست؛ وزارت جنگ آمریکا قبلاً اشاره کرده است که ممکن است پایگاههای خود را به همان شکل قبل از جنگ بازسازی نکند.این ارزیابی توسط دفتر سیاستگذاری پنتاگون رهبری میشود، و به گفته یک مقام ارشد، ستاد مشترک و فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) نیز در حال مطالعه این موضوع هستند.
به گزارش فارس به نقل از واشنگتن پست«مایکل راتنی»، دیپلمات سابق آمریکا، پیشنهاد کرده است که انتقال نیروها و تجهیزات به سمت غرب، به اردن، اسرائیل یا ساحل دریای سرخ عربستان میتواند به کاهش آسیبپذیری کمک کند، اگرچه این راهحل کاملی نیست، زیرا ایران قبلاً نشان داده است که میتواند اهداف دوری در اردن و اسرائیل را مورد حمله قرار دهد.