بیثباتی رفتاری ترامپ چه به هنگام جنگ و چه در دوره آتشبس ادعایی، از سردرگمی استراتژیک او حکایت میکند. این رویکرد، هم تهدیدهای او را از اعتبار انداخته و هم فضای مذاکره را تیره و تار کرده و راه را بر اعتماد به وی بسته است.
مجموعه این روند موجب شده تا در نود و دومین روز جنگ، تحلیلگران بسیاری عنوان کنند که ترامپ، فاقد چاره و ابزار مؤثر چه برای از سرگیری جنگ و چه، جلب اعتماد ایران برای توافق است.
در همین حال، نقض چندین باره آتشبس از سوی اسرائیل (سگ زنجیری آمریکا) در لبنان، و توسط آمریکا در خلیجفارس، احتمال پایبندی ترامپ به هرگونه توافق بعدی را به صفر رسانده است. سنتکام دیروز اعلام کرد به کشتی فلهبر لیان استار که با پرچم گامبیا به سوی ایران در حرکت بود، در خلیج عمان شلیک کرده و آن را از کار انداخته است.
دبهّ و دستکاری ترامپ در توافق پیشنهادی خود!
در حالی که ایران کاملاً به رفتارهای مذبذب ترامپ بیاعتماد است و دست برتر را هم در میدان دارد، دونالد ترامپ دیروز در همان توافق مد نظر خودش هم دبّه کرد! به گزارش فاکس نیوز، ترامپ شرایط توافق با ایران را سختتر کرده و شروط جدیدی در موضوعات هستهای و تنگه هرمز اضافه کرده است.
اکسیوس هم گزارش داد: ترامپ در جلسه روز جمعه، خواستار چندین اصلاحیه در توافقی شد که فرستادگانش با همتایان ایرانی خود به آن دست یافته بودند. دو مقام آمریکایی گفتند، ترامپ خواهان توافق است و انتظار دارد آن را به زودی نهائی کند، اما مصمم است چند نکته را که برای او اهمیت دارند، بهویژه در مورد مواد هستهای ایران، تقویت کند. او از تیم خود خواست تا در مورد بندهای مربوط به برنامه هستهای ایران، تغییراتی در پیشنویس ایجاد کند. ترامپ همچنین میخواهد برخی از عبارتهای مربوط به بازگشایی تنگه هرمز را اصلاح کند. یک مقام آمریکایی گفت که به ترامپ گفته شده حدود سه روز طول میکشد تا ایرانیها پاسخ دهند.
ترامپ برای اولین بار دچار بحران روایت شده است
در همین زمینه، روزنامه نیویورکتایمز به نقل از سه مقام آگاه مینویسد: ترامپ شروط چارچوب احتمالی توافق با ایران را سختتر کرده و تغییرات پیشنهادی را برای بررسی دوباره به تهران فرستاده است. ترامپ درباره بخشهایی از توافق احتمالی که شامل آزادسازی منابع مالی برای ایران میشود، ابراز نگرانی کرده است. او بهویژه با بند مربوط به «آزادسازی داراییها» مخالفت کرده و آن را مشابه اقدام اوباما در توافق دهه گذشته میداند.
نیویورک تایمز البته در مطلب دیگری نوشت: رئیسجمهور آمریکا درباره پیشبرد توافق با ایران، مواضع متزلزل و متغیری داشته است. روایت ترامپ از جنگ ایران مبنی بر اینکه تمام شد و جمع شد، با واقعیت همخوانی ندارد. او تلاش میکند جنگ ایران را تقریباً پایانیافته و یک موفقیت جلوه دهد. اما روایت او با واقعیت همخوانی ندارد و پس از سالها تحمیل نسخه خود از وقایع، اکنون با بحرانی مواجه است که با داستانش در تضاد است.
دونالد ترامپ دیروز به فاکس نیوز گفت: ما به یک توافق بسیار خوب با ایران نزدیک شدهایم. اگر این توافق برای ما عادلانه نباشد، دوباره به وزارت جنگ متوسل خواهیم شد. گزینه دیپلماتیک را ترجیح میدهم، زیرا امضای توافق به معنای بازگشایی فوری تنگه هرمز به روی کشتیرانی است. تنها تضمین اصلی و اساسی که بر آن پافشاری میکنم، جلوگیری از در اختیار داشتن سلاح هستهای توسط ایران است. تنگه هرمز باید فوراً و بدون عوارض عبور باز شود و باید به طور قطعی از در اختیار گرفتن هرگونه سلاح هستهای توسط تهران جلوگیری شود. نیروهای ما به محض بازگشایی تنگه هرمز و پایان یافتن رسیدگی به پرونده هستهای، از منطقه خارج خواهند شد.
ترامپ شکنجه میشود...
تحلیلهای تحلیلگران غربی و آمریکایی درباره سرگشتگی راهبردی رئیسجمهور آمریکا، فراوان و متواتر است. آلون میزراحی پژوهشگر یهودی در اسرائیل گفت: برای ترامپ، این وضعیت که نتوانسته سر ایرانیها کلاه بگذارد یک شکنجه تمامعیار است! از نگاه او، اینکه ناچار شود پای توافقی را امضا کند که دستش را از کلاهگذاشتن سرِ طرف مقابل ببندد، نوعی «شکنجه تمامعیار» و «غیرقابلتحمل» است!
همزمان، ویل شرایور تحلیلگر نظامی و ژئوپلیتیک آمریکایی با اشاره به موضع محمد باقر قالیباف رئیس مجلس ایران نوشت: این، یکی از تحریکآمیزترین و در عین حال موجزترین و شیواترین بیانیههای رسمی ایران است که در سالهای اخیر به یاد دارم. این موضعِ یک قدرتِ در حال ظهور است که میداند دستِ بالا را در اختیار دارد. ایرانیها آمادهاند اگر آمریکاییها مایل باشند، باز هم به جنگ ادامه دهند.»
گفتنی است رئیس مجلس و رئیس هیئت مذاکرهکننده ایران اخیراً در تحلیلی نوشته بود: ۱- ما امتیازات را نه با گفتوگو، بلکه با موشکها میگیریم، در مذاکره فقط آنها را تفهیم میکنیم. ۲- اعتمادی به تضمینها و حرفها نداریم، فقط رفتارها معیار است. هیچ اقدامی پیش از اقدام طرف مقابل انجام نخواهد شد. ۳- پیروز هر توافقی کسی است که از فردای آن، بهتر برای جنگ آماده شود.
فهمیده که ابزارهای فشار ایران بیشتر است
روزنامه گاردین هم معتقد است: ترامپ اکنون با این واقعیت روبهروست که ایران ابزارهای فشار بیشتری نسبت به ایالات متحده در اختیار دارد. ترامپ در هفتههای اخیر تلاش کرده راهی برای پایان دادن به جنگ با ایران پیدا کند؛ توافقی که به گفته وی بتواند به او امکان اعلام پیروزی و عبور از تبعات سیاسی و اقتصادی این درگیری را بدهد. ایران از اهرمهای فشار بیشتری نسبت به آمریکا برخوردار است. ایران بخش قابلتوجهی از توان موشکی خود را حفظ کرده و در برابر فشارهای نظامی و اقتصادی مقاومتر از برآوردهای اولیه ظاهر شده است. تهران در موقعیت بهتری برای مطالبه امتیاز قرار گرفته است.
گاردین افزود: پس از اینکه صدراعظم آلمان گفت که آمریکا از سوی ایران تحقیر شده است، ممکن است تصور شود تمایل ترامپ به درگیریهای جدید کاهش یافته باشد. اما شکست همیشه به مهار قدرتهای رو به افول منجر نمیشود و گاه آنها را خطرناکتر میکند ترامپ و اطرافیانش ممکن است این تصور را داشته باشند که حمله به کوبا میتواند شکستهای اخیر را جبران کرده و تصویر برتری نظامی آمریکا را احیا کند».
سردرگمی ترامپ در مقابل جنگ نامتقارن ایران
دیروز در حالی که آرون روپار، خبرنگار آمریکایی مینوشت «پستهای دونالد ترامپ در شبکه تروث سوشال کاملاًً دیوانهوار، و این حجم از چرندیات، عجیب است»، نشریه هیل متعلق به کنگره آمریکا نوشت: ترامپ چون جنگ نامتقارن بلد نیست، نمیفهمد که شکست خورده است. عقبنشینی ترامپ در برابر جمهوری اسلامی، پایان هژمونی آمریکا در این منطقه است. دونالد ترامپ در درک ماهیت جنگهای نامتقارن مدرن دچار سردرگمی است و با تقلیل مفهوم پیروزی به شکست کلاسیک ارتش، تلاش میکند پیش از موعد اعلام موفقیت کند. اگرچه در ابعاد کلاسیک کفه ترازو به نفع واشنگتن است، اما تهران پنج دهه است که دکترین دفاعی خود را بر توسعه تهاجمی ارتشهای نیابتی استوار کرده است. اکنون در سایه فشارهای سنگین اقتصادی، واشنگتن در آستانه فرار از میدان بدون خنثیسازی این بحران آخرالزمانی قرار دارد. با وجود ادعاها مبنی بر نابودی مطلق زیرساختهای هستهای به عنوان خط قرمز، تغییر تاکتیکها نشان از عقبنشینی پنهان دارد. این عقبنشینی شتابزده، عملاً به معنای پایان قطعی هژمونی ایالات متحده در خاورمیانه و ثبت بزرگترین شکست استراتژیک تاریخ مدرن آمریکا خواهد بود.
چیرگی ایران و وضعیت خفگی برای آمریکا
فرانسیس فاستر نویسنده و تحلیلگر انگلیسی درباره روند و سرانجام جنگ، ایران را پیروز میدان دانست و گفت: ایران قویتر از قبل از معرکه خارج شده و برگهای برنده قدرتمندی در اختیار دارد. وضعیت فعلی آمریکا و ایران، شبیه مبارزه آزاد است؛ ایران حریف را در وضعیت خفگی قرار داده است. تغییر رژیم، یک توهم است؛ این اتفاق هرگز رخ نخواهد داد. هرچه این وضعیت طولانیتر شود، آمریکاییها مستأصلتر و ایران مصممتر میشود. تصمیمات دولت آمریکا فاقد استراتژی کلان است و صرفاً بر اساس غرایزِ مبتنی بر موفقیتهای کاذب قبلی اتخاذ میشود.
حاکمیت ملی ایران و نیاز اقتصادی حریف
تیم اندرسون رئیس اندیشکده استرالیایی «مرکز مطالعات ضد هژمونی»، درباره وضعیت حقوقی تنگه هرمز تأکید کرد: ادعای ترامپ درباره بینالمللی بودن آبهای تنگه هرمز مردود است. تنگه هرمز کاملاً در محدوده آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار میگیرد و هیچ آبراه بینالمللیای میان دو کشور وجود ندارد.
همزمان، اندیشکده اینترنشنال کرایسیس گروپ (گروه بینالمللی بحران) در گزارشی خاطر نشان کرد: بستهماندن تنگه هرمز، فقط بحران انرژی نیست و میتواند به شوک «غذا و تولید» تبدیل شود؛ چون از این تنگه، حدود یکچهارم نفت خام جهان، LNG و یکسوم کود شیمیایی عبور میکند. اختلال در هرمز هزینه حملونقل را بالا برده و در نیمه اولآوریل قیمت کود ازته اوره ~۴۰٪ جهش کرده؛ ضربهای که میتواند فصلهای کشت (از برنج تا گندم) را تحت فشار بگذارد. تداوم وضعیت فعلی، کمبود نهادههای صنعتی مثل گوگرد و هلیوم را هم تشدید میکند؛ یعنی اثر جنگ از «سوخت» میتواند به «قیمت غذا و تولید صنعتی» سرایت کند.
شبیه نوجوانی کج خلق، نه سیاستمدار
«ترامپ از نظر رفتاری شبیه یک نوجوان دبیرستانی کجخلق است نه رئیسجمهور!». این ارزیابی را دنیل دیویس، تحلیلگر و سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا عنوان کرده و نوشته است: میتوانم با اطمینان به شما بگویم که اگر رؤسای جمهور سابق، تا این حد از خود تعریف و تمجید میکردند، هر جمهوریخواهی در آمریکا آنها را به خاطر رفتار کودکانه و غیرحرفهای محکوم میکرد. در میان هواداران ترامپ، درک بسیار کمی وجود دارد که تحقیر مقام ریاست جمهوری به این شکل، خطرناک است. چگونه میتوانیم از او انتظار داشته باشیم که در مورد مسائل امنیت ملی و امنیت اقتصادی یا حکومتداری تصمیمات هوشمندانه و عاقلانه بگیرد، در حالی که در زندگی شخصی هیچ انضباطی نشان نمیدهد؟ این یک وضعیت وحشتناک برای کشور ماست. درس درستی که باید گرفت، این است که از حماقت دست برداریم و مانند یک ملت عادی رفتار کنیم که میداند محدودیت قدرت دارد.
برای پیروزی در انتخابات به جنگ علیه ایران پایان دهیم
مصائبی که ترامپ به بار آورده موجب شده تا سناتور الیزابت وارن، برای پیروزی انتخاباتی دموکراتها، خواستار خاتمه دادن به جنگ علیه ایران شود. او با اشاره به انتخابات میان دورهای ۲۰۲۶ کنگره و ۲۰۲۸ ریاست جمهوری نوشت: اگر میخواهیم در سالهای ۲۰۲۶ و ۲۰۲۸ پیروز شویم، دموکراتها باید تلاشهای بزرگی کنند. هزینهها را کاهش دهید. به فساد پایان دهید. به جنگ در ایران پایان دهید. زندگی را برای آمریکاییهای کارگر آسانتر کنید. دیگر دست دست کردن بس است. جدی باشیم.
این جنگ، جمهوری اسلامی را قدرتمندتر کرد
در همین حال، دنی سترینوویچ، پژوهشگر ارشد مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (رئیس سابق شاخه ایران در سازمان اطلاعات نظامی) به شبکه سیانان گفت: قطعاً طرح آمریکا و اسرائیل در این جنگ، با وجود همه حملات اولیه برای حذف رهبران، در نهایت رژیم را قویتر کرده است. من به هیچ وجه حملات و خساراتی را که به ایرانیها و به رژیم ایران وارد شد دستکم نمیگیرم. اما باید به یاد داشته باشیم که پیش از جنگ چه وضعیتی وجود داشت. و در واقع این جنگ به رژیم، بهویژه به تندروها، یک فرصت حیاتی داد.
اکنون آنها در برابر آمریکا و اسرائیل حول پرچم کشور، متحد شدهاند. و حتی بدتر از آن، به نظر میرسد بازدارندگی خود را نیز بهبود بخشیدهاند. و حالا آمریکا را وادار میکنند با توافقی موافقت کند که همان رژیمی را که قصد سرنگونیاش را داشتند، تقویت میکند. بنابراین قطعاً وقتی در پایان همه چیز را محاسبه میکنید، به نظر من این جنگ به جای سرنگونی رژیم، آن را تقویت کرده و موقعیتش را برای آینده مستحکمتر ساخته است.
ایران، رئیس نهائی است
خوشحالم که اسرائیلی نیستم
اسکات ریتر افسر سابق اطلاعاتی آمریکا نیز معتقد است: ایران، رئیس نهائی است. اگر این یک بازی کامپیوتری بود، ایران رئیس نهائی است. رئیس دیگری وجود ندارد. فکر میکنید اسرائیل شکست را میپذیرد و کنار میرود؟ نه! آنها مدام به آمریکا فشار میآورند: «بمان و کار را تمام کن!» اما تحقیقشان اشتباه بود. این جنگ را با دروغ به ترامپ فروختند و گفتند «ایران در چند روز فرو میپاشد.» اما ایران فرو نپاشید، برعکس، قویتر ایستاد. حالا همه فهمیدند هرچه اسرائیل به آمریکا گفته بود، دروغ بوده. ترامپ هم بهای سیاسی سنگین آن را میپردازد. اسرائیل هیچ طرح B ندارد. چون طرح B یعنی قبول این واقعیت که نمیتوانید رئیس نهائی را شکست دهید و بازی را ببرید و در این صورت مجبورید در همهجا امتیاز بدهید و به جای اسرائیل بزرگ، به «حفظ اسرائیل کوچک» فکر کنید. بهای این شکست: تغییر چشمگیر ترکیب جمعیتی منطقه. مردم فرار میکنند و راهحل یکدولتی (فلسطین) اجتنابناپذیر میشود. اسرائیل امروز در وضعیت بسیار وخیمی قرار دارد. دیوانگان جنایتکار مثل بنگویر و اسموتریچ هنوز مزخرف میگویند، اما در نهایت تاوان سیاسی سنگین خواهند داد. من نمیخواستم امروز جای یک اسرائیلی باشم. این دهه، دهه خوبی برایشان نخواهد بود.
انتقام گرفتن، حق ایران است
«آنیس لوالو» رئیس مؤسسه فرانسوی «پژوهش و مطالعات مدیترانه و خاورمیانه درباره تاثیر جنگ بر اقتدار ایران گفت: رئیسجمهور آمریکا با سیاستهایش، اهرم فشاری به ایرانیها داد که از بمب اتم کارآمدتر است؛ کنترل تنگه هرمز. پیامدهای وضعیت کنونی، اقتصاد بینالملل را به رکود میکشاند. ایران میتواند به بهانه تأمین امنیت تنگه هرمز، «هزینه خدماتی» وضع کند. ترامپ، ابایی از وارونهسازی واقعیت ندارد و شکستهای فاحش را پیروزی مینامد.
از سوی دیگر، لری جانسون افسر سابق سازمان سیا، انتقام گرفتن را حق ایران دانست و گفت: ایران، هنوز انتقام اصلی خود را نگرفته و این حملات به کشورهای منطقه فقط نوعی بیدارباش برای آنها بود که خاک را سکوی تجاوز قرار ندهند. هر فردی که ببیند افراد خانوادهاش به قتل رسيدهاند، انتقام را دنبال میکند و این اصلاً افراط نیست بلکه عقلانیت است. حزبالله بهخاطر تجاوز اسرائیل به جنوب لبنان شکل گرفت و فقط اهداف نظامی را میزند اما اسرائیل با بمبهای کور، کودکان و غیرنظامیان را قتلعام میکند!
ایران با همان سلاح آمریکا از آمریکا انتقام میگیرد
در این میان، «مونا علی» استاد اقتصاد دانشگاه ایالتی نیویورک، تحلیلی قابل تأمل درباره رویداد کمنظیر انسداد تنگه هرمز، در وبسایت «اکوئیتور» دارد. او نوشت: بستن تنگۀ هرمز شاید یکی از مهمترین رویدادهای ژئوپلیتیکی قرن بیستویکم باشد. بستهشدن یک آبراهه راهبردی به دستِ کشوری تحت محاصره، از نادرترین و درعینحال سرنوشتسازترین رویدادها در تاریخ اقتصاد جهانی بهشمار میرود. در دوران پس از جنگ جهانی دوم، این اتفاق تنها دو بار رخ داده است. در سال ۱۹۵۶، مصر کانال سوئز را بهمدت پنج ماه بست و با اینکار امپراتوری استعماری عظیم بریتانیا را به زانو درآورد. این رخداد برای نخستینبار نشان داد که یک کشور کوچک نیز میتواند به نظم اقتصادیای که جهان را زیر سلطه درآورده، آسیب جدی وارد کند.
اکنون ایران تنگه هرمز را به محاصره درآورده است. آیا این بحران، نوید پایان هژمونی آمریکا را میدهد؟ جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، بیش از سه هزار کشتی را در خلیجفارس زمینگیر کرده و جهان را با کمبود روزانه بیش از ۱۱ میلیون بشکه نفت روبهرو ساخته است. زنجیرههای تأمین مبتنی بر هیدروکربن مختل شدهاند: نهفقط صادرات نفت و گاز، بلکه عرضه اوره مورد استفاده در کودهای شیمیایی، هلیوم مورد نیاز صنایع نیمهرسانا، و گوگرد لازم برای تجهیزات دفاعی نیز آسیب دیدهاند. ایران که سالها زیر فشار تحریمهای غرب بوده، اکنون دارد با همان سلاحهای اقتصادی، انتقام میگیرد.
رویداد هرمز، هژمونی آمریکا را از پا درمیآورد
استاد دانشگاه نیویورک میافزاید: پیامدها ویرانگر و زنجیرهوارند. بحران هرمز، همانقدر که یک رویارویی ژئوپولیتیکی است، آزمونی برای نظام مالی جهانی نیز بهشمار میرود. این بحران ممکن است به سلطه دلار آمریکا، هم بهعنوان ارز ذخیره جهانی و هم معیار همگانی ارزش، پایان دهد؛ جایگاهی که هفت دهه ستون هژمونی آمریکا بوده است. دلار هم مبنای قیمتگذاری نفت خام بوده و هم پشتوانه عمده بدهی جهانی. در سالهای اخیر، افزایش قیمت انرژی معمولاً موجب تقویت دلار شده، ثروت را به آمریکا آورده و زیان را به کشورهایی فرستاده که از قبل، بیشترین آسیبها را دیده بودند. هژمونی آمریکا پیش از بحران هرمز نیز در حال فرسایش بود. نارضایتی فزاینده از سلطه دلار، ظهور چین بهعنوان رقیبی قدرتمند، و افزایش قدرت ژئوپولیتیکی در جنوب جهانی. واشنگتن دیگر نه قادر است جنگهایی را که آغاز میکند ببرد، و نه میتواند پیامدهای اقتصادی بیملاحظگیهایش را مدیریت کند. قدرت و هژمونی آمریکا بهآرامی فرسوده میشود.
روایت تحلیلگر مصری از ابهت جدید ایران
سرانجام باید به تحلیل عبدالحلیم قندیل، روزنامهنگار و نویسنده مطرح مصری اشاره کرد که گفت: ایده سرنگونی نظام ایران به سرابی موهوم تبدیل شد و دیگر در معادلات مطرح نیست؛ هدف کلان این جنگ، تحمیل هژمونی مطلق اسرائیل و تبدیل آن به قدرت بیرقیب منطقه است. ایستادگی ایران در برابر بزرگترین قدرت جهان، به این کشور ابهت مضاعف منطقهای بخشیده است. ایران به عنوان یک بازیگر کلیدی، قدرت خود را در معادلات خاورمیانه تثبیت کرده است.